قليه ماهي

قليه معروف بوشهري

للك

للك يا گمنه جايگزين مناسبي براي برنج

مُي كُم گرفته

ماهي شكم پر بوشهري

ته چين مرغ

ته چين لايه اي سه طبقه

كباب ننه

كتلت گوشت كرانچي تهيه شده در دستان مادربزرگ

2016/07/06

کیک نقاشی مهدی


پارسال یه بار مهدی رفته بود سر گنج مامانش و ماژیکهای آمری کالر به دست اومد پیشم که: وای مامانی ببین چی توی یخچال پیدا کردم!
بهش توضیح دادم که اینا واسه تزئین کیک و بیسکویته. و صد البته که مکالمه ما به همینجا ختم نشد و بچه سه ساعت در مورد شیوه کار با ماژیک ها از من اطلاعات گرفت.
کمی بعد دیدم داره به باباش توضیح میده که: من میخوام برای تولدم کیک رنگی رنگی درست کنم و روش خمیر خوراکی بذارم و با ماژیک خوراکی روش نقاشی بکشم.
و این تازه اول ماجرا بود. این بچه ماهها به طور مداوم این جملات رو برای من و آقای شوهر تکرار میکرد. و میپرسید چقدر دیگه تا تولدش باقی مونده که کیکش رو نقاشی کنه.



همینطور که قبلا شرح دادم؛ من همون موقع که سر مهدی حامله بودم طرح کیکهای تولد هر سالش رو تو ذهنم ریخته بودم. برای تولد پنج سالگیش هم یه کیک جالب تو ذهنم بود که خب با توجه به متولد شدن خواهرش اجراش برام غیر ممکن میشد چون فاصله تولدشون یک ماهه. این بود که تصمیم داشتم با چند ماه تاخیر براش جشن تولد بگیرم.
اگه شما بچه کوچیک تو خونه دارید همین الان میگید: زهی خیال باطل! عمرا یه بچه کوچیک - که دقیقا از فردای روز تولدش منتظر جشن تولد سال بعدشه – چند ماه دیگه هم صبر کنه.
این بود که تصمیم گرفتم برنامه ام رو عوض کنم و شام تولد رو کنسل کنم و با یه کیک کوچولو تولدش رو در تاریخ خودش جشن بگیریم.
کیکی که خودش درستش کنه. این نکته اصلی ماجرا بود چون با یه بچه یک ماهه کیک تولد تزئین کردن واقعا کار سختیه.




کیک مد نظر مهدی کیک رنگین کمان بود ولی حقیقتا درست کردن هفت رنگ کیک از من بر نمی اومد. یعنی من میتونستم ولی در جریانید که در خانه ما این من نیستم که کیک درست میکنه؛ بلکه مهدیه! و اگه مهدی میخواست هفت رنگ کیک درست کنه باید براش هفت ساعت وقت میذاشتم که من هفت دقیقه هم وقت آزاد نداشتم.




این بود که به کیک کانفتی بسنده کردم.
سریع ترین کیک رنگی رنگی!




کیک ها رو با باترکریم پوشش دادم و کیک رو با فوندانت کاور کردم.


برای کاور کیک من از باترکریم آلمانی استفاده کردم.
 ميتونيد از هر كدام از باتركريمهايي كه آموزش دادم استفاده كنيد:

برای شیوه پوشش کیک با باترکریم به این پست مراجعه نمایید.


مطابق دستور فوندانت رو تهيه ميكنيم. 


شیوه کاور کردن کیک با خمیر فوندانت رو من قبلا در این پست و این پست توضیح دادم.
همچنین این پست و این پست رو هم بد نیست مطالعه کنید.

دیگه ببخشید که عکس از مراحل خیلی کمه. آخه با حداکثر سرعت کار میکردم که تا نی نی بیدار نشده تمامش کنم.



و حالا یک کیک سفید رنگ داشتیم که میشد مثل یک کاغذ سفید روش نقاشی کرد.
و قابل پیش بینی بود که مهدی نقاشیش رو با قطار شروع کنه!
این بچه همچنان عاشق تامس و قطاره!




مهدی دور تا دور و بعدش هم روی کیک رو نقاشی کرد.
و بعدش هم من یه متن روی کاغذ نوشتم گذاشتم جلوش که اونم روی کیکش نوشتش.
و همینطور که مشاهده میفرمایید مهدی فارسی رو هم مثل انگلیسی از چپ به راست مینویسه! همیشه مهدی رو با "ی" شروع میکنه!!!




از سبک نقاشیش خوشم میاد.
همیشه نقاشیهاش رو که میبینم نا خودآگاه لبخند میزنم.
مهدی خیلی از این حرکت من بدش میاد. میگه تو به کار من میخندی!





جدیدا دیگه جلوی خودم رو میگیرم و فقط براش دست میزنم. من به آموزش نقاشی اعتقاد ندارم و چیزی هم بهش یاد ندادم. گفتم بذار خودش خلاقیتش رو نشون بده. چون در هر حال مدرسه که بره طبق شیوه قدیمی مجبورش میکنن اونجوری که عرفه بکشه پس بذار الان که کوچیکه هر چی تو ذهنشه به تصویر بکشه و من از دیدن خلاقیتش لذت ببرم.



جالبه که مهدی هیچوقت رنگهای رنگین کمان رو رعایت نمیکنه. دقیقا ترتیبشون رو بلده ولی میگه دوست دارم اینطوری رنگ کنم!
درک کردن هنرمندها کار ساده ای نیست!




خب اینم از کیک پنج سالگی حاج آقا مهدی که با ضعف جسمی و سرگیجه و بچه یک ماهه به هر دردسری بود سر و تهش رو هم آوردم.


کیک رو که آماده میکردم مهدی گفت:
"مامانی این که خیلی کوچولوه! چطوری میحوای دو طبقه دیگه هم روش بذاری؟!"
اصلا توقع شنیدن این حرف رو ازش نداشتم.
خنده ام گرفت و تو دلم گفتم: بعله خب منم هر سال واسه ام کیک چند طبقه درست میکردند سطح توقعم بالا میرفت!!!




با اجازه تون از فردای روز تولدش برای کیک شش سالگیش برنامه ریزی میکرد که قراره چند طبقه باشه و روش چطوری نقاشی بکشه!




پیشنهاد میکنم برای کوچولوهاتون این کار رو انجام بدید. لذتی که بچه از تزئین کیک خودش میبره قابل وصف نیست. من منتظر بودم مهدی به سنی برسه که توانایی اجرای نقاشی روی کیک رو داشته باشه تا بتونم این کیک نقاشی شده رو درست کنم. نمیدونید بچه با چه افتخاری کیکش رو به همه نشون میداد.


فقط چند توصیه با توجه به تجربه ام واسه تون دارم:
کودک باید حتما سنش مناسب باشه. چون فوندانت و باترکریم در برابر فشار و گرما مقاوم نیستند. بچه باید بتونه بدون اینکه با دست یا ماژیک به کیک فشار وارد کنه نقاشی بکشه و همچنین باید مواظب باشه که حرارت دستش باعث ذوب باترکریم و فوندانت و به هم ریختن فرم کیک نشه.
قبل از شروع نقاشی با یه لایه نشاسته ذرت روی فوندانت باید پوشونده بشه. بعد با برس خوب نشاسته اضافی رو پاک کنید. در حین کار اگر در اثر گرما فوندانت مرطوب شد بازم با برس روش نشاسته بزنید که رطوبتش گرفته بشه و راحت بشه نقاشی کرد.
اگر دیدید کار بچه طول میکشه و کیک داره گرم میشه و نقاشی کشیدن رو سخت میکنه کیک رو برای دقایقی توی فریزر قرار بدید تا مجددا سفت بشه.
ماژیک خوراکی توی بازار موجوده ولی اگر در دسترس شما نبود؛ میتونید با قلم مو و رنگ خوراکی نقاشی رو اجرا کنید که بسیار هم زیبا خواهد بود.
اگر اهل نگهداری یادگاری هستید؛ میتونید قسمتی از فوندانت نقاشی شده رو بعد از برش کیک جدا کرده بسته بندی و فریز کنید. سالیان سال سالم باقی خواهد ماند. بعدها میتونید به بچه اش نشونش بدید!!!




از دوازده خرداد تا الان طول کشیده تا من ذره ذره این یه دونه پست رو آماده کنم.
خیلی دلم میخواد مثل قبل بتونم کارگاه رو به طور منظم آپدیت کنم ولی شرایط محیا نیست. یعنی نی نی مون همکاری نمیکنه.
هر چی باشه این دختر هم خواهر همون پسره!
یک لحظه هم طاقت دوری نداره!
بچه های من تند تند دلشون واسه مامانشون تنگ میشه!!!


عید همگی مبارک!


براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

2016/05/15

مهدی پاپی



من و آقای شوهر هر دو میمون هستیم و امسال در سال مبارک میمون یه میمون دیگه تحویل اجتماع دادیم!





من اعتقاد خاصی دارم به اینکه انسان باید منبع انرژی مثبت باشه و به اطرافیانش هم انرژی مثبت بده. لذا تصمیم قاطعی گرفتم که این حاملگی سخت و پر دردسر و انرژی های منفیش رو با دیگران به اشتراک نذارم. نه در دنیای مجازی و نه در دنیای حقیقی. با آقای شوهر مشورت کردم و ایشون هم معتقد بودن که تا زمانی که تغییر سایزم جریان رو لو نداده توضیحی به کسی ندیم. و تا ماه هشتم و نهم هم خیلی از دوستان و اقوام از جریان بی اطلاع بودند. البته توی اداره که همه از همون روز اول به دلیل حال خرابی که داشتم موضوع رو متوجه شدند. ولی مثلا به ننه تا بعد از تولد نوزاد هم هیچی نگفتم چون سر مهدی به حدی به خودش استرس وارد کرده بود که میترسیدم خدای نکرده سکته کنه و چون چند ماه اخیر خط تلفنش مشکل داشت و موبایلش رو هم جواب نمیداد صلاح دونستم که خیالش راحت باشه که من حالم کاملا خوبه. به مهدی هم تا جایی که امکان داشت هیچی نگفتم و طفلی فکر میکرد نه ماه عق زدنهای مامانش مربوط میشه به غذای بدی که میخوره! همه اش میپرسید: "آخه مگه تو چی میخوری مامانی که اینقدر استفراغ داری؟ خب اونو نخور که خوب شی". مهدی اخیرا دختر عمو دار شده بود و نه ماه هر روز میپرسید:"پس نی نی کی به دنیا میاد؟" برای اینکه مجددا جیگر بچه ام ریش ریش نشه تا هفت ماهگی بهش چیزی نگفتم و طبق مطالعاتی که انجام داده بودم به مهدی گفتم که خبر نی نی دار شدنمون رو خودش به خانواده بده که احساس مهم بودن کنه. و خوشبختانه خوب هم جواب داد.

این نی نی ما علاقه خاصی به هنرهای رزمی داشت و تا جایی که میشد حرکات سریع و پیچیده آکروباتیک انجام میداد. مهدی یه روز متوجه این حرکات سنگین شد و جریان رو جویا شد و کلی ذوق کرد و تا باباش از سر کار برگشت خونه تندی با هیجان بهش خبر داد که: "مامانی تو شکمش یه نی نی داره!". آقای شوهر خودش رو ذوق زده نشون داد و پرسید:"خب آقا مهدی حالا اسم نی نی تون رو چی میخوای بذاری؟". مهدی هم دقایقی فکر کرد و گفت:"مهدی پاپی."

"پاپی" اسم خرس سفید بزرگ محبوبشه. بچه ام ترکیب اسم خودش و عروسک مورد علاقه اش رو گذاشته بود روی خواهرش! من چون تو اون چند ماه اول از فکر و خیال و ناراحتی افسردگی گرفتن بچه ام کلی غصه خورده بودم؛ اینکه میدیدم برخلاف تصورم بچه ام خیلی آقا منشانه با جریان برخورد میکنه و شاده کلی خوشحال بودم و با اسم "مهدی پاپی" هم هیچ مشکلی نداشتم. اما کل خانواده و دوستان از این اسم متعجب میشدن و میگفتن آخه کسی اسم خواهرش رو مهدی پاپی نمیذاره که. این چه اسمیه؟!

عمو علیرضا بهش میگفت یه دوست پلیس داره که اجازه نمیده کسی اسم نی نی شون رو مهدی پاپی بذاره. بچه ام هم اشک تو چشماش جمع میشد و میومد پیش من و میگفت:"مامانی بهشون بگو که اسم نی نی مون مهدی پاپیه." منم تایید میکردم. خلاصه بعد از مدتی همه به اسم مهدی پاپی عادت کردند و با تعصب و پشتکار مهدی این اسم توی خانواده جا افتاد و همه نی نی رو مهدی پاپی صدا میزدند... تا بعد از تولدش که علیرضا یه روز بهم گفت مهدی اومده پیشم و با ناراحتی گفته:"عمو همه اش تقصیر توه که به دوستت گفتی اسم نی نی مون رو نذاره مهدی پاپی. حالا ناچاریم صداش بزنیم بلفی!".

تعجب نکنید اگر بهتون بگم باز این جماعت ما تا هنوز هر روز به بچه من گیر میدن که آخه "بلفی" هم شد اسم؟

در هر حال فعلا اسم نی نی ما شده بلفی. چون داداشش اینجوری دوستش داره و مامانشون هم موافقه.

حقیقتش اینه که من به حدی نگران افسردگی گرفتن بچه ام هستم که اصلا اسم مسم برام مهم نیست! هر چند که مهدی بی نهایت خواهرش رو دوست داره و حواسش بهش هست ولی من آدم بیخودی حساسی هستم و نگران نگران نگران!



من با وجود شرایط جسمی و روحی نا مناسبی که داشتم کارگاه آشپزسازی رو تا نه ماهگی هم سر پا نگه داشتم ولی دیگه بیشتر از این از توانم خارج بود. در حال حاضر هم شرایط طوری نیستش که بتونم طبق روال قبل آپدیت داشته باشم ولی هر زمان که توفیقش حاصل شد در خدمتتون خواهم بود.

یا حق!
عید بر شیعیان مبارک باد.


آخ داشت یادم میرفت:
"لیان": نام قدیمی "بوشهر" است.
"لیانا": دختر سرزمین آفتاب درخشان.


و من الله توفیق!

2016/03/17

میمون شکلاتی-سال میمون مبارک



اینجانب یک فروند میمان میباشم.
سال 95 سال خودمه.
همینجا سال میمون و مبارک میمون رو به همه دوستان علی الخصوص هم جنسی های خودم تبریک و تهنیت عرض کرده و شما رو به تهیه بهترین نوع میمون یعنی نوع شکلاتیش دعوت میکنم.

مقادیری که بهتون میدم برای تهیه ده میمون شکلاتی مناسبه:

شکلات شیری 100 گرم
پودر بیسکویت 10 ق غ

شکلات تلخ 100 گرم
شکلات شیری 60 گرم

شکلات شیری 40 گرم
شکلات سفید 50 گرم




اینکه من گفتم شکلات شیری دلیلش این نیست که شما باید حتما از شکلات شیری استفاده کنید. میتونیه هر مدل شکلاتی با هر درصد خلوصی باشه. و حتی میتونه شکلات طعمدار باشه.



برای پوشش سر میمونها هم من از ترکیب شکلات تلخ و شکلات شیری استفاده کردم که باز دلخواه هستش. من میخواستم رنگ میمونها رو تنظیم کنم. وگرنه شما میتونید کلا از یک نوع شکلات استفاده کنید.
برای صورتشون هم از ترکیب شکلات شیری و شکلات سفید استفاده کردم چون شکلات شیری به تنهایی رنگش تیره بود و من با اضافه کردن شکلات سفید رنگش رو کرم رنگ کردم.



حالا برای بیس کارمون ابتدا 100 گرم شکلات رو ذوب میکنیم.




و کم کم بهش پودر بیسکویت اضافه کرده و مخلوط میکنیم.
من از ترکیب بیسکویت مادر و بیسکویت ترد نمکی استفاده کردم. به خاطر طعمش. مهم نیست که شما از چه بیسکویتی استفاده میکنید. هر چی به نظرتون خوشمزه تر اومد همون رو استفاده کنید.




این الان ده قاشق پودر بیسکویته. و غلظت خمیر کاملا مناسبه. وقتی میره توی یخچال کاملا سفت خواهد شد.
بسته به نوع و جنس شکلات، امکان داره شما به میزان کمتر یا بیشتری پودر بیسکویت نیاز پیدا کنید. پس بهتره تصویر رو مد نظر داشته باشید.



توی این فاصله شکلات ها رو تمپر میکنیم.
اگر هم تمپر کردن براتون خیلی سخته فقط ذوبش کنید.
ولی بعدا دیگه نهایتا کاور میمونها در دمای محیط جامد نخواهد بود.
این شکلاتهایی که توی تصویر میبینید تمپر شدن.



وقتی خمیر کاملا سرد و سفت شد شروع میکنیم به گلوله کردن.
من طبق معمول (همونطور که همیشه کیک چوبی ها رو درست میکنم) سایز هر میمون رو با اسمارتیزها تنظیم کردم.
همینطور که عرض کردم ده عدد میمون تولید شد.

پس خمیر رو گلوله میکنیم.
نوک سیخ چوبی رو در شکلات مذاب فرو میبریم.
هر سیخ چوبی رو تا نیمه در گلوله خمیر شکلاتی فرو میبریم.
دو عدد اسمارتیز با سایز معمولی رو در دو سمت سر میمون فرو میبریم.
همه میمونها رو دقایقی توی فریزر قرار میدیم تا سفت بشن.




خب... دونه دونه میمونها رو کاور میکنیم.
یعنی میمون رو از فریزر خارج کرده و در شکلات فرو میبریم.



این الان ترکیبی از شکلات تلخ و شکلات شیری هستش.

تمپر هم شده. یعنی دماش مناسبه.

ولی اگر شکلات رو فقط ذوب کرده باشید هم جواب میده. فقط زیادی داغ یا سرد نباشه وگرنه پوشش میمونها زیبا نخواهد شد.




میمون رو وارونه نگه میداریم تا شکلات اضافیش بریزه توی کاسه.




حالا هر میمون رو روی یک تکه کاغذ روغنی قرار دادم.



اون ترکیب شکلات شیری و شکلات سفیدی که تمپر کرده بودم رو توی قیف کاغذی ریختم. و صورت میمون رو کشیدم.
باز هم تکرار میکنم میتونید با شکلات تمپر نشده هم کار کنید منتها دماش باید مناسب باشه که طرح درست منتقل شه.




به دلیل اینکه میمون توی فریزر بوده؛ کاملا سرده و درجا شکلاتها سفت میشن. پس سریع چشمها رو هم نصب کردم.
برای چشمها از مینی اسمارتیز استفاده کردم.
اینا ایرانی هستند و در تمامی فروشگاههای لوازم قنادی یا خشکباری ها یا قنادی ها یا سوپر مارکتها موجوده.
موها و چهره میمونها رو هم با شکلات تلخی که توی قیف کاغذی ریخته بودم تزیین کردم.





برای اینکه کار تزئین ساده تر باشه کافیه یک تکه اسفنج از گل فروشی خریداری کنید و سیخ چوبی میمونها رو توش فرو ببرید که تسلط بیشتری برای تزئین داشته باشید.
میمونها میتونن پسر و یا دختر باشن.
مثلا میتونید برای پسرها پاپیون و برای دختر ها گل سر درست کنید.
ترافل قلبی خارجی میتونه گزینه مناسبی برای پاپیونها باشه و یا حتی دراژه های قلبی ایرانی که در لوازم قنادی ها موجود هستش.
این گل سرها که من درست کردم اسمارتیز ایرانی هست با سایز بسیار کوچک. ابتدا روی یک تکه کاغذ روغنی با قیف کاغذی کمی شکلات تلخ ریختم و بعد اسمارتیزها رو روش چیدم و لحظاتی گذاشتم فریزر و بعد گل سر رو که الان دیگه یک تکه شده بود، با اندکی شکلات تلخ روی سر میمونها نصب کردم.



مهدی واسه اش سوال پیش اومده بود که چرا من همه اش دارم چیزای میمونی درست میکنم.
در جریان هستید که من ذاتا علاقه ای ندارم زندگیم بی برنامه باشه و همیشه از هفته ها و حتی ماهها قبل برای کارهام برنامه ریزی کرده و حتی انجامشون میدم که خیالم راحت باشه. خلاصه مهدی دیگه از دستم عصبی شده بود که آخه پس چرا این همه میمون؟ آخه من الان چند ماهه هرچی میخرم هم با طرح میمون میخرم. خونه مون میمونی شده فقط باید بیاید و ببینید! بعد از اینکه واسه اش توضیح دادم که واسه هر سال یک حیوان وجود داره و بچه متوجه شد که خودش یه خرگوشه، اومد جلوم وایساد و خیره شد تو چشمام و دستاش رو زد به کمرش و با ابروهای در هم رفته و یه قیافه کاملا جدی خیلی محکم بهم گفت: "دیگه میمون درست نمیکنی مامانی. فقط باید خرگوش درست کنی. فهمیدی مامانی؟!" منم به زور جلوی خنده ام رو گرفتم و گفتم: "چشم"!!!


بنا بر سنت همیشگی، به لحاظ اينكه من نيز مانند شما ترجيح ميدم نوروز رو با عزيزانم بگذرونم؛ پشت كامپيوتر نخواهم نشست. لذا به دليل عدم حضور فيزيكي من در دنياي مجازي، از اين لحظه به بعد و تا روی آنتن رفتن پست بعدی، كامنتها "در تمامي پستهاي كارگاه آشپزسازي" ثبت و يا حتي ذخيره نخواهند گرديد
متشکرم.


امیدوارم سال میمون همینطور که پیشبینی شده سالی موفقیت آمیز برای همه ما باشه.
سال نو مبارک!




براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

2016/03/15

تزئین قند با شکلات با طرح میمون


سالها پیش یه کار تزئینی رویقند برای نوروز انجام دادم و چند سال بعدش هم باز یه مدل دیگه اش رو دیدید. من سالها قبل از اینکه کارگاه آشپزسازی رو راه بندازم رسم نوروزیم تهیه قند نوروزی جهت پذیرایی و هدیه به میهمانان بود. بعد کم کم از سرم افتاد.
امسال تصمیم گرفتم قند میمونی درست کنم و چون فقط به رنگ قهوه ای احتیاج داشتم دیگه رویال آیسینگ درست نکردم و قندهام رو با شکلات تزئین کردم. به مراتب کار راحت تریه. صد البته رویال آیسینگ چون رنگ رنگیه جلوه بیشتری داره. ولی ما فقط به قهوه ای نیاز خواهیم داشت پس همون شکلات ارجحیت داره.



همینطور که گفتم تجربه تزئین قند نوروزی من برمیگرده به دوران پارینه سنگی منتها کاری که تا به حال تجربه نکرده بودم استفاده از قند شکسته بود. همیشه با قند قالبی کار میکردم اینبار این رو هم تجربه کردم.



در خصوص شکلات:
میتونید از هر درصدی استفاده کنید. این الان شکلات هشتاد و پنج درصده.
شکلات باید حتما تمپر بشه چون قراره در دمای محیط جامد باقی بمونه.
تمپر کردن شکلات رو سالها پیش توضیح دادم و چند سال پیش هم یه پست جداگانه بهش اختصاص دادم. خیالم راحته قبلا انجامش دادید و باهاش مشکلی نخواهید داشت.


حتما برای گل سر میمونها باید یک پنس یا موچین داشته باشیم و این رو هم سالها پیش توصیه کرده بودم پس میدونم که تو کابینت وسایل قنادیتون یه دونه ازش دارید.


درست کردن قیف کاغذی رو هم قبلا مصور توضیح دادم. من اینطوری با قیف کاغذی راحت ترم ولی اگر شما روش تسلط ندارید از ماسوره ساده و ظریف و قیف پلاستیکی استفاده کنید.




نقاشی روی قند اصلا کار ساده ای نیست و شما اگر به سایز انگشتان دست انسان و بعد سایز حبه قند و بعد سایز خطوط صورت میمون دقت کنید متوجه میشید که تمیز و ظریف در آوردنش بسیار هم کار سختیه.



برنامه من این بود:
چند تا طرح تمرینی روی قند اجرا کنم. بعد از هر کدومش که بیشتر خوشم اومد همون طرح رو به تعداد بیشتری اجرا کنم. عکس بگیرم. خلاص.

در عمل چی شد؟:
مهدی اومد بالای کابینت رو دلم نشست. طبق معمول درخواست همکاری کرد. کل قندها رو تصاحب کرد. یه دونه قیف کاغذی برداشت. شروع کرد به کشیدن قطار روی قند! تجربه اولش بود. از سطح دقت و ظرافتش خارج بود. ناراحت شد. قیف رو پرت کرد کف آشپزخونه. درخواست یه قیف جدید کرد. باز شروع به کشیدن قطار کرد. باز موفق به اجرای کار نشد. قیف رو پرت کرد. یه قیف دیگه درخواست کرد. و این چرخه همینطور ادامه پیدا کرد.

من بینابین تشویق کردن هام و قیف درست کردن هام، تند تند چند تا دونه میمون روی قند ها کشیدم. و چون مهدی خیلی عصبی شده بود این احساسش رو بهم منتقل کرده بود. دیگه کارم از ایجاد ظرافت و زیبایی گذشته بود فقط میخواستم سریع تمامش کنم که بچه بیشتر از این خون خودش و مامانش رو آلوده نکنه.

والا! یکی نیست بگه مجبوری دختر؟! بند و بساطم رو سریع جمع کردم و صحنه جنایت رو ترک کردم. مهدی هنوز کاملا عصبی و ناراحت رو کابینت چهار زانو نشسته بود. بهش گفتم مامان من رفتم تو اتاق بیا روی کاغذ نقاشی بکشیم. تندی رفت کاغذ آورد منتها باز با قیف شکلاتی میخواست روی کاغذ قطار بکشه! و موفق نشد. و باز دلخور شد و کلا قهر کرد.

آقا فعالیت هنری به ما نیومده. والا!!!



در حد ایده گرفتن همین دوتا دونه عکس رو واسه تون گرفتم دیگه خودتون با حوصله و فراغ بال بشینید میمونها رو روی قند بکشید.

آهان تا یادم نرفته اینم بگم... اگر خوب به عکسها دقت کنید متوجه میشید چون "قند شکسته" سطح صاف و منسجمی نداره طرح از ظرافت کافی برخوردار نخواهد شد. لذا استفاده از همون قند قالبی رو بهتون توصیه میکنم. از همه لحاظ برای تزئین مناسب تره.

در هر حال تجربه خوبی بود.

و درس زندگی هم اینکه من کار با شکلات رو با مهدی تمرین کنم که تسلط پیدا کنه چون نقاشی با شکلات از علایق خاص من به حساب میاد و مهدی تحت هیچ شرایطی اجازه نخواهد داد من تنهایی و در آرامش از این فعالیت لذت ببرم. یا کلا هر فعالیت دیگه ای!!!


براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

2016/03/12

حلوای برشتوک نخودچی



دقیقا یادمه اون روزی رو که مامانی خانم این شیرینی رو درست کرد.
بچه بودم ولی خوب یادم میاد که طبق معمول تو دست و پاش گرفتار فضولی و دخالت بودم. بلایی که الان مهدی سر خودم میاره!
گفتم: "مامانی این چیه؟". مامانی خانم گفت: "حلوای برشتوک نخودچی." گفتم: "ولی مامان این که حلوا نیست. این مثل نون نخودچیه فقط چربتره." مامانی خانم گفت: "اسمشه."
و همیشه برای من یک سوال باقی موند که خب این اصلا حلوا نیست. پس چرا حلوا؟
از اونجایی که خیلی شیرینی ساده ای بود من سریع یاد گرفتم و مرتب درست میکردم. حتی به خودم زحمت اینو نمیدادم که مثل مامانی خانم دقیق و خوشگل به شکل لوزی برششون بزنم و توی ظرف بچینم. همینطوری توهم توهم برش میزدم میریختم تو ظرف! من از بچگی همینقدر تنبل بودم!
این جریان همین بود تا زمانی که مامانی خانم به این نتیجه رسید که من دارم خودم رو خفه میکنم و اگر همینطور ادامه بدم باید جرثقیل بیارن منو بین اتاقها جابجا کنن! آخه میدونید که منو مامانی خانم معتاد به نون نخودچی هستیم و این شیرینی هم طعمش مشابه اونه لذا به ازای هر سفری که به آشپزخونه داشتیم در یخچال رو باز میکردیم و یه دونه میذاشتیم تو دهنمون. و ما دو نفر روزانه سفرهای بسیار زیادی به آشپزخونه داریم!

پس توبه کردم. دیگه هم درستش نکردم تا اوایل امسال که داشتم به تقویم نگاه میکردم دیدم اواخر اسفند که نزدیک نوروزه میخوره به دهه فاطمیه. به ذهنم رسید این حلوا رو برای این مناسبت آماده کنم بذارم تو کارگاه چون هم اسمش حلواست هم شیرینی نخودچیه. یعنی هم بدرد دهه فاطمیه میخوره هم دید و بازدید عید. یه تیر و دو نشون.
دفتر شیرینی پزیم رو باز کردم و دستورش رو برداشتم.

چون این یه شیرینی سنتی قدیمیه احتمالا باهاش آشنایی دارید. اگر هم ندارید الان پیدا میکنید.

معرفی میکنم: حلوای برشتوک نخودچی.
ایشون هم از آشنایی با شما خوشبختند!

آرد نخودچی نصف لیوان
کره 40 گرم
پودر شکر ربع لیوان

پودر هل ربع ق چ



اندازه ها رو خیلی اندک بهتون دادم چون خیلی خوشمزه است بهتره کمتر درست کنید که کمتر به خودتون ضرر وارد کنید!
اگه برای مراسم درستش میکنید میتونید دستور رو چند برابر کنید. منتها تذکر همیشگی رو بدم که: بار اول در مقیاس کم.


آرد رو ابتدا الک میکنیم.
بعد آرد الک شده رو اندازه گیری میکنیم.
بر عکسش رو انجام ندید. جواب نمیده. تجارب شخصی اینجانب!
میریزیم توی دیگ و روی حرارت ملایم اجاق مرتب هم میزنیم تا بوی تست شدگیش بلند شه.
مراقب باشید رنگش تیره نشه.




حالا کره رو اضافه میکنیم و مرتب هم میزنیم.
همین که مخلوط شه کافیه.

برای تهیه کره در خانه به این پست مراجعه کنید.
برای تهیه روغن جامد در خانه به این پست مراجعه کنید.





پودر شکر رو هم اضافه کرده و هم میزنیم.
هل رو هم اضافه میکنیم.
میتونید هم دارچین اضافه کنید.
یا کلا هیچی.




شعله اجاق باید متوسط باشه. بعد از اینکه پودر شکر رو اضافه کردیم باید روی حرارت اینقدر همش بزنیم تا مطمئن شیم پودر شکر ذوب شده.
بعد از روی حرارت برش میداریم.





میتونیم بریزیم روی یه تکه کاغذ روغنی توی یه سینی و بذاریم یخچال و بعدش به ابعاد و اشکال دلخواه برش بزنیم. یا با قالب مخصوص نون نخودچی قالبش بزنیم.
یا اینکه شیوه تنبلوارانه من رو پیش بگیریم و بریزیم توی قالبهای سیلیکونی مخصوص شکلات و بعد بذاریم توی یخچال.


حبیبه واسه خودش کلی لوازم قنادی جدید خریده بود. یه روز همه رو آورد به من نشون بده. تا این قالبه رو دیدم گفتم: "وااااای! میمون داره!"
و با همین یه جمله این قالب توسط اینجانب سگ خور شد!
هرچی هم بهش گفتم "من هزار تا قالب تو کابینت دارم به یکی بیشتر احتیاجی ندارم." گفت "باید برش داری من اینو همینطوری واسه مهسا خریده بودم اصلا نمیخوامش". چه دختر مهربونیه! البته تصمیمم این بود که یه عکس بگیرم و پسش بدم ولی هنوز به اون مرحله نرسیدم! خیلی حیوان توش داره آخه!


 

دستور قسمت نخودچی ایش که همونه. واسه قسمت کاکائوییش هم نیمی از میزان آرد نخودچی رو با پودر کاکائو جایگزین کردم.
فقط ابتدا آرد و روغن رو تفت میدیم بعد کاکائو و پودر قند رو نهایتا اضافه میکنیم چون نمیخوایم پودر کاکائو بسوزه.
 چشمهاش یه ذره شکلات تلخه و دو تا ترافل مینیاتوری سفید. گل سرش هم ترافلهای توپی رنگی. حتما هم پنس یا موچین نیاز دارید تا نصبشون کنید چون خیلی خیلی ریزن. به اندازه ای که ایده بگیرید درستش کردم که بدونید میشه این شیرینی رو فانتزی هم کار کرد. قالب سیلیکونی و یالا!



حالا درسته که اسمش رو میذارم شیوه تنبلوارانه؛ ولی خداییش هم شیکه هم خیلی سریع و ظاهرش هم تضمینی خوشگل میشه.
طعمش هم که چون شبیه به طعم نون نخودچیه خیلی خوبه. یه شیرینی سریع و بی دردسر و خوشمزه. بدون نیاز به فر. جون میده برای مراسمات و همچنین شیرینی نوروزی. نقلی و مقرون به صرفه.


اول عرایض تعریف کردم که همون بچگی اینو بوسیدم گذاشتم کنار. پس این هم مثل بامیه از اون شیرینی هایی بود که آقای شوهر تا به حال تجربه اش نکرده بود.
وقتی اومد خونه سریع ظرف رو جلوش گذاشتم و گفتم: "اگه دوست داری ثواب کرده باشی همه اینا رو در اسرع وقت بخور که من عزت نفس ندارم!". بی چون و چرا یه دونه اش رو گذاشت تو دهنش. بعد قیافه اش عوض شد. مهدی طبق معمول از باباش آویزون بود و شلوارش رو میکشید و درخواستهای مختلف میکرد. تو اون شلوغی و سر و صدا و بپر بپر مهدی، آقای شوهر فرصت کرد یه جمله به من بگه: "من دیدمش فکر کردم تافی کاراملیه. این که حلواست."

عجب!!! هیچی دیگه نتیجه میگیریم من یه عمر بیخودی تو ذهنم این سوال رو بالا پایینش میکردم. این شیرینی دقیقا یک حلواست!



براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...