قليه ماهي

قليه معروف بوشهري

للك

للك يا گمنه جايگزين مناسبي براي برنج

مُي كُم گرفته

ماهي شكم پر بوشهري

ته چين مرغ

ته چين لايه اي سه طبقه

كباب ننه

كتلت گوشت كرانچي تهيه شده در دستان مادربزرگ

2017/04/22

ساندویچ بستنی-وافل رنگ رنگی


واقعیت امر اینه که "اکثر قریب به اتفاق" مامانا معتقدن که بچه نباید با غذاش بازی کنه. خب من جز اکثر قریب به اتفاق نیستم پس میشم "اقل بعید به اتفاق"! یا یه همچین چیزی. در هر صورت من یکی که همینجا تو کارگاه آشپزسازی سالهاست دارم به صورت مصور ثابت میکنم که بچه ام اجازه داره با غذاش بازی کنه. به نظر من وقتی بچه خودش توی آشپزی مشارکت داشته باشه به خوردن بیشتر علاقه نشون میده. مخصوصا که امروزه خیلی از بچه ها بد خوراک و کم خوراک هستند. بچه ما که از این نوعه. یعنی میشه اکثر قریب به اتفاق!




فقط یه لحظه چشماتون رو ببندید و تصور کنید بچه ای رو که با هیجان فراوان گرفتار درست کردن یه ساندویچ بستنی رنگارنگه. تایید میکنید که میزان هیجان و شادی اون بچه سر به آسمون میزنه.
بله درسته که مقادیری تمیزکاری آشپزخونه واسه مامانش به جا میمونه. اما به نظر من ارزشش رو داره. شاید واسه شما خنده دار باشه یا عاقلانه به حساب نیاد اما اعتقاد من بر اینه که این کارها خلاقیت بچه رو شکوفا میکنه و خاطره خوشی از دوران بچگی واسه اش به جا میذاره.

پس نتیجه میگیریم که بازی با غذا اگر چیز خوبی نباشه چیز بدی هم نیست.


من به مهدی اجازه خوردن هله هوله ندادم. یعنی طوری بزرگ شده که خودش وقتی وارد سوپر مارکت میشه فقط میره سر یخچال برای برداشتن یه پاکت کوچولو شیر (یا بعضا سه تا. بستگی به میزان گرمی هوا و تشنگیش داره) و یه بسته تخمه یا بادام زمینی. دیگه سراغ سایر خِنزِر پِنزِر هایی مانند پفک و چیپس و پاستیل و ژله و آبنبات و شکلات و ... نمیره.
اینه که وقتی قراره هر از گاهی تو خونه یه پروژه هنری خوراکی رنگی رنگی اجرا کنه ایرادی نمیبینم که از چند قطره رنگ خوراکی مارک ویلتون یا آمری کالر استفاده کنه.
خب هر مادری برای بچه هاش تصمیمات خودش رو داره.


رسپی وافل رو در این پست توضیح دادم

تخم مرغ 2 عدد
آرد 2 لیوان
شیر یک و سه چهارم لیوان
روغن یک دوم لیوان
شکر یک قاشق غذا خوری
بیکینگ پودر 4 ق چ

وانیل 1 ق چ





خیلی ساده است.
اینقدر ساده که میتونید بدید خود بچه درستش کنه.



مایه وافل رو در چند کاسه میریزیم.
بستگی به این داره که قراره وافل هامون چند رنگ داشته باشند.
مثلا من از چهار رنگ قرمز و زرد و آبی و سبز استفاده کردم.
چون آشپزمون حاج آقا مهدی بودند.
ولی خیلی شیک میشه اگر شما واسه مهمانی دخترونه از چند شِید صورتی استفاده کنید. که وافل ها از صورتی ملایم تبدیل به صورتی جیغ (یا همون "بی بی پینک") بشن. حالا اگر واسه دوستام یه مهمونی دخترونه گرفتم ازش براتون عکس میگیرم.

یا خیلی رنگهای متناسب دیگه.



با نوک خلال دندون مقداری رنگ برداشته و توی کاسه ها میریزیم.
و میدیم بچه هم بزنه.
چون اگر خودمون هم بزنیم؛ بچه خونه رو روی سرمون خراب خواهد کرد!



مطابق دستور دستگاه رو گرم میکنیم. و اجازه میدیم بچه اثر هنریش رو خلق کنه.

خیلی مراقب باشید چون دستگاه گرمه. و اگر بچه کوچیکه یا تجربه نداره ممکنه خدای نکرده بسوزه.

مهدی الان پنج شش ساله تجره کار داره و انواع و اقسام شیرینیجات و غذاها رو درست کرده و من اصلا نگرانش نیستم ولی بازم با وجود چندین سال تجربه ای که داره همیشه حواسم بهش هست و اینبار هم بچه بغل دم آشپزخونه از دور کنترلش میکردم.



خوبی این مدل به اینه که شما از هر رنگی استفاده کنید و به هر شکلی درستش کنید آخر سر خوشگل میشه.
ولی اگر تصمیم دارید خودتون یه کار هنری انجام بدید میتونید هر رنگ رو توی یه قیف پلاستیکی بریزید و بعد به راحتی طرح مورد نظرتون رو اجرا کنید. توپ توپی. خال خالی. ابروبادی. رنگین کمان. آمبره.
ولی واسه بچه همون رنگ های خیلی تند و جیغ و یه دونه قاشق معمولی کفایت میکنه.
اگر زمان پخت زیاد نباشه رنگها بعد از پخت اونقدری تفاوت نخواهد داشت. اما به خوبی واقفید که ما همه چیز رو کرانچی دوست داریم پس زمان پخت رو ده دقیقه در نظر میگیریم.
واسه همین رنگهایی مثل آبی و سبز، قدری کدر خواهند شد. اما برای زمان پخت شش تا هشت دقیقه رنگها زیباتر خواهند بود. تصمیمش با خودتونه.



میتونید وافل ها رو همینطوری ساده سرو کنید.
اما همینطور که در پست وافل توضیح دادم باید شیرینیش رو واسه بچه ها بیشتر کنید.
گزینه دیگه که من برای مهدی انجام میدم ساندویچ-بستنیه. (که خیلی خوشحالش میکنه. البته خود ساندویچه واقعا خوشرنگ و زیبا و جذاب میشه ولی متاسفانه من نزدیک غروب برای شما عکاسی کردم و رنگها روح ندارند.)

می تونید از بستنی خانگی استفاده کنید:

اجازه میدم بستنی توی سینی ببنده و به اندازه وافل برش زده و ساندویچش میکنم.
میتونید هم یه بلوک بستنی آماده یک کیلویی یا نیم کیلویی رو بخرید و با کارد برش زده و به راحتی و سرعت زیاد ساندویچش کنید.
حتی میتونید بستنی ها رو هم چند رنگ در نظر بگیرید. یعنی چند رنگ بستنی (که قدری نرم شده) رو قاشق قاشق توی سینی بریزید و با پشت قاشق صاف کنید و بذارید توی فریزر ببنده بعد با کارد بزرگ برش زده و میون وافلها ساندویچش کنید.

اینم از ایده یک پروژه خوشمزه زیبا و هیجان انگیز برای کوچولو ها (و بزرگترها!)

و نتیجه گیری نهایی: بازی با غذا چیز خوبی است.
پس شما هم بیاید و عضو گروه "اقل بعید به اتفاق" شید!


براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

2017/04/18

سس مایونز در ده ثانیه


من از نه سالگی شروع کردم به آشپزی و تا دلتون بخواد تجربه موفق و نا موفق در دوران بچگیم داشتم اما اینکه بین اینهمه چیز میزی که درست میکردم خاطره درست کردن مایونز به وضوح تو ذهنم باقی مونده اینه که خیلی برای درست کردنش زجر میکشیدم برای همین توی ذهنم حک شده. اون دوره بدون امکانات واقعا سخت بود. باید تخم مرغ و مخلفات رو توی یه کاسه میریختم و با یه دونه چنگال شروع میکردم به هم زدن. قطره قطره توش روغن میریختم و با چنگال تند تند هم میزدم. باید خیلی تند هم میزدی وگرنه مایونز خراب میشد. اجازه استراحت کردن هم نداشتی و باید یک نفس انجامش میدادی. یادمه گاهی حتی برای ریختن روغن توی کاسه حاوی تخم مرغ از قطره چکون استفاده میکردم! چه کار طولانی و خسته کننده ای بود. الان که شکر خدا امکانات زیاده و همزن برقی و مخلوط کن زحمت هم زدن مایونز رو واسه ات میکشند و نیازی به "کُزِت" شدن نیست!
البته خیلی جالبه که شف های فرانسوی عقیده دارند که سس هایی مانند مایونز رو باید حتما با دست و به وسیله ویسک درست کرد تا با کیفیت بشه. خب ما دهه شصت ویسک هم نداشتیم. فقط یه مدل همزن دستی بود که یه دسته داشت و اون دسته اش رو باید تلق تلق میچرخوندی تا مایونز رو درست کنه. اگه تجربه کار با اون مدل همزن دستی رو نداشتید بهتون تبریک میگم که اینقدر خوشبخت بودید که کارتون دست این موجود مردم آزار نرسه. اما اگر سعادت همراهی با یارو همزن دستیه رو داشتید الان دارید به نشانه تایید همراه با من آه میکشید و سر تکون میدید. باید دسته همزن که بالاش قرار داشت رو با دست چپ نگه میداشتی و با دست راست چرخش رو میچرخوندی. بعد از مدتی دستت خسته میشد و به جای حرکت ساعت گرد سعی میکردی پاد ساعت گرد بچرخونیش بلکه دستت کمتر درد بگیره. بعد میدیدی نخیر افاقه نمیکنه و مجبور میشدی جای دستهات رو با هم عوض کنی. ولی این بزرگترین اشتباهی بود که میشد مرتکب شد چون تا وقتی که دست راستت گرم بود دردش اونقدری نبود اما با عوض کردن جای دستها ماهیچه ها سرد میشدند و تازه عمق فاجعه رو درک میکردی و میفهمیدی چه بلایی به سر خودت آوردی!
بگذریم . اون دوران هم حال و هوایی داشت واسه خودش. اما بعدها با پیشرفت امکانات من مایونز رو توی مخلوط کن درست میکردم و اون وقت بود که پارچ پارچ مایونز توی یخچال انبار میکردم و یا هدیه میدادم!
حدودا یه دو سال و یا سه سال (درست خاطرم نیست دقیقا کی بود فقط حدودش رو یادمه) هستش که یه تکنیک جدید کشف شده برای درست کردن مایونز. یعنی همونی که توی تیتر این پست نوشتم. "درست کردن مایونز در کمتر از ده ثانیه"! اینقدر این تیتر شیرینه که باور کردنش کمی سخته و رویایی به نظر میرسه. اما عین حقیقته. واقعا به این سرعت میشه مایونز درست کرد. یعنی حتی سریع تر از اینکه دستت رو دراز کنی و یه شیشه مایونز از توی یخچال سوپر مارکت برداری و بری صندوق حسابش کنی. تازه زمان لباس پوشیدن و رفتن به سوپر مارکت و برگشتن به خانه رو هم در نظر نمیگیریم. فقط به اندازه زمان خریدن و حساب کردنش. یعنی تا این حد سریع! در این روش دیگه خبری از قطره قطره ریختن روغن وجود نداره. البته یه شیوه دیگه هم چهار پنج سال پیش کشف شده بود که من بارها و بارها انجامش دادم اونم این بود که یک لیوان روغن رو فقط در چهار مرحله به تخم مرغ اضافه میکردیم و اینم خیلی سریع انجام میشد. ولی در هر حال به پای سرعت این یکی نمیرسه. یعنی از زمانی که تخم مرغ رو میشکنی تا زمانی که قاشق مایونز رو به سمت دهنت به حرکت در میاری کمتر از ده ثانیه طول میکشه. البته من که هیچوقت یه قاشق مایونز رو توی دهنم نذاشتم. هدفم از عنوان کردن این موضوع نشون دادن سرعت کار بود. وگرنه کسی که مایونز رو خالی خالی نمیخوره. یا میخوره؟!


تخم مرغ 1 عدد
روغن 1 لیوان



برای اجرای این شیوه شما به استیک بلندر که در ایران به گوشتکوب برقی معروفه، دارید.
یعنی مایونز رو با استیک بلندر درست میکنید.
برای اطلاعات بیشتر در خصوص بلندر به این پست مراجعه نمایید.

اگر گوشتکوب برقی شما خودش لیوان مخصوص داره از همون استفاده کنید.
اگر هم لیوان مخصوص نداره از یه لیوانی استفاده کنید که قطرش به اندازه خود همزن باشه.
یعنی همینطور که در تصویر مشاهده میکنید فقط یک ذره بزرگتر باشه.
رمز موفقیت شما در تهیه سس مایونز این هستش که تخم مرغ و روغن هر دو به دمای محیط برسند. در غیر این صورت ریسک خراب شدن مایونز بالا میره.
تخم مرغ رو توی لیوان میشکنیم.
بلندر رو روی تخم مرغ قرار میدیم.



روغن رو توی لیوان روی تخم مرغ و بلندر میریزیم.



دستگاه رو روشن میکنیم.
اگر دستگاه شما چند قدرت داره؛ از حداکثر قدرتش استفاده کنید.



بلندر باید همون ته لیوان باقی بمونه.
بلندر رو تکون ندید.
فقط دستتون رو روی دکمه اش نگه دارید.



مطابق تصاویر مشاهده میکنید که مایونز از ته لیوان شروع میکنه به شکل گرفتن.



و خودش کم کم قسمتهای بالایی رو هم امولسیفای میکنه. بدون اینکه شما بلندر رو تکون داده باشید.



حالا آهسته بلندر رو رو به بالا بکشید.
در حالی که دستتون هنوز روی دکمه بلندر قرار داره. یعنی اصلا نباید دستگاه خاموش شه.



مشاهده میکنید که دیگه روغنی وجود نداره و همه اش تبدیل به مایونز شده.



رسپی میگه یک لیوان روغن. منتها من از دو سوم لیوان روغن استفاده میکنم که توی تصاویر شاهد هستید که به خوبی هم جواب میده. توصیه میکنم شما هم دو سوم لیوان روغن بریزید و اگر مایونز شما به این سفتی نشد بقیه روغن رو هم روش بریزید و باز بلندر رو رو به بالا بکشید تا بقیه روغن هم تبدیل به مایونز بشه.



این غلظت مایونز منه با دو سوم لیوان روغن. اگر مایونز رو با یک لیوان روغن درست کنیم از این هم غلیظ تر میشه.



و تذکر میدم که زیاد همش نزنید چون اگر سس مایونز رو زیاد هم بزنیم میبره. همین که مایونز شکل گرفت دیگه دست نگه دارید.
 با یه قاشق همش بزنید و استفاده کنید.


مایونز رو میتونید تو این مرحله با سرکه و آبلیمو و خردل و نمک و فلفل و هرچی عشقتون کشید طعمدار کنید.
به همین راحتی!
عالیه نه؟!
من قبلا یه رسپی برای سس مایونز با زرده تخم مرغ و یه رسپی برای سس مایونز با سفیده تخم مرغ بهتون داده بودم که میتونید به اونها هم مراجعه کنید. اما این خیلی سریع تر و راحت تر و هیجان انگیزتره! اینطور نیست؟ چرا!


براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

2017/04/15

پاستا پریماورا


فصل بهار که میشه بدنم سه چیز خاص رو میطلبه. یکی شکوفه های بهار نارنجه. ما توی حیاط مون و همچنین حیاط خلوت مون درخت نارنج داشتیم و از بچگی عطر بهار نارنج به من ورود رسمی بهار رو اعلام میکرد. واسه همین الان هم همیشه بهار که میشه باید تا شکوفه ها وجود دارند نفس های خیلی عمیق بکشم تا به اندازه کافی از عطر بهار نارنج بهره مند بشم. حتی وقتی تو کوچه یا خیابون از کنار درخت نارنجی رد میشم باید حتما نفس خیلی عمیق بکشم تا کمبود بهار نارنج خونم جبران شه! دومیش کُناره. اگر فالور اینستگرم من هستید؛ در جریانید که من عاشق "کُنار" هستم و طرفهای عید که میشه بلا نسبت مثل بز زیر درخت کُنار در حال چریدنم. عکس های کُنار های خوشرنگ و خوشگل خونه ننه رو حتما توی اینستگرمم دیدید. و اگر تا به حال کُنار محلی بوشهر رو نخوردید باید تضمین بدم که بسیار خوشمزه و خوش عطره. در حدی عاشق کُنار هستم که باز اگر تو کوچه و خیابون از کنار درخت کُناری رد شم باید حتما نفس عمیق بکشم (چیه چرا اینطوری نگام میکنید؟ خب بالاخره هر انسانی با یه سری مشکلات روانی دست و پنجه نرم میکنه دیگه! مشکل منم نفس عمیق کشیدن کنار درختانه!) زمستون سال قبل متاسفانه یه هاپو اومده تو حیاط خونه ننه و پنج تا توله هم زاییده. بدین معنی که الان شش تا پاچه گیر اونجا پرسه میزنند. هیچی دیگه ... بهار امسال من بی کنار موندم. یعنی دو بار هم پیش اومد که خر شدم بچه بغل رفتم سمت درخت کنار ولی با صدای پارس سگها دمم رو رو کولم گذاشتم و در رفتم. شاید امسال کنار گیرم نیومده باشه ولی قطعا پریماورا خوردم. پریماورا سومیشه. یعنی وقتی فصل بهار میشه بدن من پریماورا میطلبه!
کلمه "پریماورا" یعنی "بهار". بنا به دلایلی که خودم هم نمیدم (!) همین که بهار میشه من حس میکنم نیاز دارم پریماورا بخورم. حالا از اسمش گذشته، این خوراک پاستا واقعا چیز خوشمزه ایه. مخصوصا اگر مثل من سبزیجات رو به گوشتها ترجیح میدید. میدونید که من گیاه خوار نیستم. اما گیاه خواری رو دوست دارم. به ویژه اگر گیاهش بادمجون باشه!
حالا توی این یکی پریماورایی که دارید میبینید بادمجون نریختم ولی خواستم تاکید کرده باشم که عاشق بادمجونم.

پاستا پریماورا pasta primavera   تشکیل شده از پاستا و سبزیجات. به همین سادگی. و بسیار هم خوشمزه. البته هر کسی خوراک پاستای سبزیجاتی رو دوست نداره  و خیلی ها گوشت رو ترجیح میدن اما اگر شما دوست دارید حتما این رسپی رو امتحان کنید.
من خودم پاستا پریماورا رو به دو صورت درست میکنم که هر دوش رو میگم شاید شما هم مثل من گاهی این یکی رو دوست داشته باشید گاهی اون یکی.



پاستا 200 گرم
کدو سبز کوچک 2 عدد
هویج کوچک 2 عدد
فلفل دلمه ای قرمز نیمی
قارچ کوچک 6 عدد
پیاز کوچک 1 عدد
سیر 1 حبه
روغن زیتون 1 ق غ
پودر زنجبیل نصف ق چ
فلفل سفید ربع ق چ
جوز هندی یک هشتم ق چ (اخیاری)
خامه 2 ق غ (اختیاری)
پنیر پارمزان ربع لیوان (اختیاری)
سرکه بالسامیک 2 ق غ (اختیاری)
پیازچه خرد شده 2 ق غ (اختیاری)
نمک



این یک پاستای سبزیجاته. یعنی ما میتونیم از هر ماده ای که در گروه سبزیجات قرار میگیره استفاده کنیم.
این جمله بالایی رو که مینوشتم یاد بحث همیشگی منو مهدی افتادم که بچه معتقده سبزیجات باید سبز باشند. مثلا وقتی میگم گوجه فرنگی میگه "اِه! مامانی گوجه فرنگی که سبزی نیست! پس سبزیجات نیست" و ماجرا برای سایز سبزیجاتی که سبز نیستن صدق میکنه. خلاصه این داستان سر دراز دارد.

حالا من دوست داشتم اینبار از کدو و هویج و قارچ و فلفل قرمز استفاده کنم. ولی دقیقا همه چیز میشه توی پریماورا  ریخت. مثلا لوبیا سبز یا نخود سبز یا فلفل دلمه ای سبز یا کلم بروکلی (نه به این دلیل که همه شون سبزن و از نظر حاج آقای کوچک ما سبزیجات به حساب میان!) یا ...





سبزیجات رو قطعه قطعه میکنیم.
سایز مهمه. چون اگر قطعات کوچکتر باشند به سرعت پخته میشند و زمان آشپزی کاهش پیدا میکنه.
من هم از سبزیجات کوچک استفاده میکنم (چون خوشمزه ترن) . هم نازک و کوچک برششون میزنم.
ولی اینکه به چه سایزی و به چه مدلی سبزیجات رو برش میزنید یه موضوع کاملا خصوصیه. شما آشپزید بهتر میدونید دوست دارید سبزیجاتتون رو چطوری بپزید و چطوری بخورید.




از هر مدل پاستایی که دوست داریم (یا دم دست داریم) میتونیم استفاده کنیم.
پاستا رو توی آب جوش میریزیم و میپزیم.
من علاقه ندارم هویج رو تفت بدم پس هویج رو با پاستا توی آب میریزم تا آبپز بشه.
شما میتونید هویج رو هم تفت بدید. البته اگر برای پریماوراتون از هویج استفاده میکنید. چون قرارمون این شد که از هر نوع سبزیجاتی که دوست داریم استفاده کنیم. (و اصلا هویج جزء سبزیجات نیست چون نارنجیه!)

پاستا رو "آلدنته" برمیداریم. آلدنته یعنی اینکه دور پاستا پخته اما مغزش هنوز کمی زیر دندون میاد.
به زبان ساده تر: نباید پاستاتون وا بره!

در صورت تمایل میتونید توی آب پاستا نمک هم بریزید. (نریزید بهتره و اگر میریزید هم کم بریزید. نمک برای سلامتی مفید نیست. مخصوصا اگر تو خانواده تون سابقه فشار خون بالا دارید. که ما زیادش رو هم داریم!)
پاستا رو آبکش میکنیم.
یک لیوان از آب پاستا رو نگه دارید و دور نریزید.





تو فاصله ای که پاستا رو میپزیم؛ سبزیجات رو هم آماده میکنیم.
روغن رو توی تابه میریزیم. زنجبیل رو اضافه میکنیم.
پیاز و سیر خورد شده رو ده ثانیه توی تابه تفت میدیم. 

فلفل دلمه ای قرمز و کدو سبز رو اضافه کرده و دو دقیقه تفت میدیم.
فلفل سفید رو اضافه میکنیم.



قارچ رو اضافه کرده و بعد از یک دقیقه از روی حرارت برمیداریم.
من دوست ندارم سبزیجات له بشن. یعنی سبزیجات رو هم "آلدنته" برمی داریم.
یعنی وقتی گازشون میزنیم زیر دندون میان و تردن.
مخصوصا قارچ رو آخر سر اضافه میکنم که زیاد له نشه.


اگر دارید از سبزیجات دیگه توی پریماورا استفاده میکنید حتما به این نکته که پخت سبزیجات همانند نیست توجه داشته باشید و همه سبزیجاتتون رو یکباره توی تابه خالی نکنید!





پس همزمان سبزیجات رو میپزیم و پاستا رو هم آبکش میکنیم.
حالا سبزیجات رو به یک سمت تابه کنار میزنیم و پاستا رو سمت دیگه تابه میریزیم.
هم نمیزنیم.





برای اون مدل پریماورایی که خامه ایه، الان دو قاشق خامه رو با نصف لیوان آب پاستایی که کنار گذاشته بودیم مخلوط کرده و اون سمت از تابه که پاستا رو ریخته بودیم میریزیم.
تابه رو روی شعله متوسط اجاق قرار میدیم.
هم میزنیم. تا پاستا با سس خامه مخلوط شه.
در صورت نیاز بازم بهش آب پاستا اضافه میکنیم. آخه بعضی ها سس رو رقیق دوست دارند.
حالا پنیر پارمزان و اندکی فلفل سفید اضافه کرده و هم میزنیم. اگر شوری پنیر پارمزان واسه ذائقه تون کافی نیست میتونید توش نمک بریزید ( ولی سعی کنید ذائقه تون رو تربیت کنید که با همون میزان شوری کنار بیاد. دوستار قلبتون باشید!) قدری جوز هندی روش رنده میکنیم. به اندازه حدودا یک هشتم قاشق چای خوری. چشمی اندازه بگیرید.





حالا از روی حرارت برداشته و همه رو مخلوط کرده و سرو میکنیم.

همین مقدار خامه ای که به پاستا اضافه شده باعث میشه یه سس غلیظ و زیبا تشکیل بشه و چون سبزیجات رو آخر سر با پاستا مخلوط کردیم سبزیجاتمون ظاهر رنگی زیباشون رو حفظ کردند و خوردن پاستا پریماورای خامه ای رو لذتبخش تر میکنه چون به قول معروف ما انسانها اول با چشممون غذا رو میخوریم بعد با دهنمون!


  


برای مدل دوم من توی پاستا پریماورام سرکه بالسامیک میریزم.
پس سبزیجات رو تفت میدیم و پاستای آبکش شده رو توی تابه کنار سبزیجات میریزیم.
سرکه بالسامیک رو روی سبزیجات تفت داده شده ریخه و هم میزنیم.
میچشیم و در صورت نیاز نمک و فلفل بهش اضافه میکنیم.





باز به همون دلیل که قراره اول با چشمامون غذا بخوریم ... من همه پاستا رو با سبزیجات مخلوط نمیکنم و مقداریش رو سفید رنگ باقی میذارم. که در تصویر میبینید و میتونید قضاوت کنید که همین چند تا دونه پاستایی که بالسامیکی نشدن چقدر ظاهر غذا رو شیک تر میکنه.
روش رو با پیازچه تزئین کرده و سرو میکنیم.
این مدل پاستا پریماورا هم یه حالت اسیدی جالب داره که خوشمزه اش میکنه.
اگر شما به سرکه بالسامیک دسترسی ندارید یا بهش علاقه ندارید میتونید به جاش از آبلیمو استفاده کنید. ولی سرکه بالسامیک یه چیز دیگه است.


چون من همیشه زمانی که پاستا پریماورا درست میکردم تنها مشتریش خودم بودم؛ برای مهدی و آقای شوهر یه مدل پاستای دیگه با سوسیس خانگی درست کردم و مقدار زیادی از هر دو پریماورا رو بردم برای مادر آقای شوهر. زمانی که مهدی برای ناهار اومد خونه در کمال تعجب دیدم که سه تا چنگال برداشت و اول از پریماورای خامه ای خورد و کلی تعریف کرد و اومد محکم بغلم کرد. بعد از پریماورای بالسامیکی رو خورد و کلی تعریف کرد و اومد چند بار بوسم کرد و آخر سر رفت سراغ ناهار خودش! یعنی منو میگی شاخم در اومده بود! خب شکر خدا ظاهرا ذائقه بچه انعطاف پذیر تر شده و راستی مفهوم گروه سبزیجات رو هم به خوبی یاد گرفته. عمدا پرسیدم ببینم هنوزم سر حرف دوران کودکیش هست یا نه. دیدم خیر علمش کاملتر شده. البته اینو مدیون پیش دبستانی بسیار خوبش هستم چون بچه به حرف مامانش که گوش نمیداد و فقط بحث میکرد.
خلاصه اینکه حاج آقا مهدی هم داره کم کم مردی میشه واسه خودش!



براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

2017/04/08

وافل


شما هم متوجه شدید؟ اخیرا تو هر شهری میری وافل میبینی. از فرودگاه گرفته تا مراکز خرید تا خیابونها . تو مغازه تو کیوسک تو کافه. مثل این میمونه که ایرانی ها یهویی با یه محصول که سالهاست تو کشور های دیگه وجود داشته و متداول بوده آشناشدن و متوجه شدن که عاشقشن حالا میخوان تلافی اون چند سالی که از این موجود دوست داشتنی دور بودن رو به سرعت در بیارن!!!

به حدی وافل فروشی تو ایران زیاد شده که تعجبی نداره اگر هشتگ و کپشن وافل در صدر اشتراکات شبکه های اجتماعی قرار بگیره!
#من و وافل جون همین الان یهویی !!!

البته من خودم هم تو گروه عشاق وافل قرار دارم و سالهاست که واسه صبحانه روزهای تعطیلم وافل درست میکنم. با طعم ها و بافت های مختلف.
بله منم یه دوستدار وافلم عین بقیه. فقط یه تفاوت با سایر هم رزمانم دارم اونم اینه که تا به حال وافل نخریدم. فقط وافل درست میکنم. چند سال پیش تو یه حراجی دستگاهش رو به قیمت مناسبی خریدم و یکی از بهترین سرمایه گذاری هام بوده. چون هیچ چیز ارزشمند تر از شروع یک صبح زیبا با یک موجود کرانچی خوشمزه نیست! اتفاقا تصمیم داشتم رسپی وافل رژیمی منحصر به فردم (که هنوز هم تا به امروز مشابه داخلی و خارجی نداره) رو توی کتاب خرمای شیرین بیارم. اما لحظه آخر پشیمون شدم و از کتاب خارجش کردم چون اون زمان "وافل آیرن" به راحتی قابل دسترس نبود و دوست نداشتم رسپی ای توی کتابم باشه که برای صاحب کتاب کاربردی نباشه.
امروز ولی اوضاع فرق میکنه. قدرت خدا، علاقه ایرانی ها به وافل به حدی زیاده که فقط توی شهر خودمون من چندین مارک و مدل وافل آیرن دیدم. با قیمت های مختلف. یعنی شما میتونید متناسب با نیازتون گرون یا ارزونش رو به راحتی خریداری کنید. یا حتی به عنوان هدیه بخرید و به اقوام و دوستانتون کادو بدید! هر چی باشه ما ایرانی ها همه مون دیگه عاشق وافل شدیم!


حالا که همه مون دستگاه وافل ساز تو خونه داریم دیگه واجبه من یه پست وافل بذارم.



صبح یک روز تعطیل مغزم شروع به ارسال سیگنال کرد که : "دااش! قربون معرفتت، بپر دو تا وافل تیمیس واس ما ریدیف کن. ایکسترا کرانچی!"
اطاعت امر نموده و این وسط چند تا دونه عکس هم گرفتم که شاهدش هستید.
رسپی ای که خواهید دید برای یه وافل وانیلی بیسیک هست. مدل های دیگه اش رو اگر عمری باقی بود بعدا پست خواهم کرد.




تخم مرغ 2 عدد
آرد 2 لیوان
شیر یک و سه چهارم لیوان
روغن یک دوم لیوان
شکر یک قاشق غذا خوری
بیکینگ پودر 4 ق چ
وانیل 1 ق چ



تخم مرغ و وانیل رو با ویسک و یا همزن برقی به خوبی هم میزنیم تا حسابی کف کنه.
البته در برخی از رسپی ها عنوان میکنند که اگر سفیده رو از زرده جدا کنیم و جداگانه هم بزنیم و بعد فولد کنیم کیفیت وافل بهتر میشه. ولی شما که غریبه نیستید؛ من چندین بار تست کردم به نظر بنده این کار کیفیت وافل رو بهتر نمیکنه! ولی شما مختارید.
پس تخم مرغ رو هم میزنیم. حالا جدا یا سر هم!!!



بقیه مواد رو هم توی کاسه میریزیم و باز با همزن برقی و یا ویسک به خوبی مخلوط میکنیم تا مایه یکنواخت شه.



شاهد غلظت مایه در این تصویر هستید.
میزان بیکینگ پودر اصلا زیاد نیستش پس نترسید.
خوبی این رسپی به اینه که نیازی نیست نگران خوابیدن پف مایه باشید. پس بدون عجله و با خیال راحت باهاش کار کنید.



خب، و اما اصل ماجرا یعنی وافل آیرن.
اگر دستگاه وافل ساز شما برقی هستش قبل از اینکه شروع به درست کردن مایه وافل کنید باید دستگاه رو روشن کنید تا گرم شه.
اگر دستگاه وافل ساز شما دستی هستش باید اجاق رو روشن کنید و دستگاه رو روی شعله متوسط قرار بدید تا گرم بشه.
اگر وافل آیرن ندارید و از قالب فر استفاده میکنید قالب رو دورن فر قرار بدید تا گرم شه. حالا قالب میتونه فلزی باشه یا سیلیکنی. (اینجانب درست کردن وافل در فر رو توصیه نمیکنم. کیفیت وافلی که توی دستگاه وافل ساز درست میشه یه چیز دیگه است)

پس چی شد؟
مهم نیست که وافل رو با چی درست میکنید مهم اینه که کاملا گرم بشه.

حالا اگر قالب شما پوشش نچسب داره که هیچی در غیر این صورت با برس و روغن چربش کنید یا اینکه با اسپری روش روغن بپاشید.

کمک زیادی میشه اگر وافل ها رو با قاشق بستنی زنی یا آیسکریم اسکوپ و یا یه ملاقه کوچک توی وافل آیرن بریزید. چون اینطوری وافل ها یک اندازه خواهند بود.
من خودم معمولا دو اسکوپ از مایه برای هر وافل میریزم.
ولی ممکنه دستگاه وافل ساز شما گرد یا قلبی شکل یا به شکل گل باشه در هر حال باید تست کنید ببینید برای دستگاه شما هر بار چقدر مایه نیاز هستش.

مایه رو که توی دستگاه ریختیم بلافاصله درش رو میبندیم و اجازه میدیم حدودا ده دقیقه بپزه. من وافل ها رو کرانچی دوست دارم پس کمی بیشتر از ده دقیقه میذارمشون. اما شما میتونید بعد از 5 دقیقه چکش کنید و حدود هشت دقیقه برش دارید. اما از دید من وافل کرانچیش خوبه!



وافل ها قابلیت نگهداری و فریز شدن دارند اما من هرگز اینکار رو نکردم و عقیده دارم وافل رو باید گرمه میل نمود. اصلا وقتی سرد میشه کیفیتش مثل اولش نیست. هر چیزی تازه اش یه چیز دیگه است!

این وافل میزان شیرینی اندکی داره و میشه با مربا یا شیره یا عسل سرو کرد. (یا سس شکلاتی یا کاراملی و خامه و میوه)
من چون این بار به جای روغن رسپی از ترکیب کره خانگی و روغن گردو استفاده کرده بودم. وافل ها رو با گردو و عسل خوردم که جای شما خالی بسیار خوشمزه بود.

شما مجاز هستید میزان شکر رسپی رو تا هر چقدر که دوست دارید اضافه کنید. مخصوصا اگر برای بچه ها درست میکنید. اما من واسه مهدی همینطور ساده درست میکنم و با نوتلا سرو میکنم چون مورد علاقه خودشه.

با این رسپی برای دستگاه من دوازده وافل درست میشه که من معمولا رسپی رو نصف میکنم و پنج یا شش تا وافل باهاش درست میکنم.

این وافل، ساده و بیسیک هستش و میتونید با ادویه یا اسانس های مختلف طعمدارش کنید.



این هم از وافل. خیلی ساده است. فقط اسمش دهن پر کنه وگرنه عملا هیچ کاری نداره!

یه موجود خوشمزه با کاور کرانچی و مرکزی با بافت اسفنجی.

من به سرعت تا قبل از اینکه صبر و تحمل لیانا تمام شه این وافل ها رو آماده کردم و تند تند چند تا دونه عکس هم واسه شما گرفتم که مراحلش رو ببینید.
لیانا زیر پای من از این ور آشپزخونه به اون ور چهار دست و پا حرکت میکرد و با چهار تا دونه دندون ریزی که داره یه دونه گردویی که محکم در دست گرفته بود رو چرخ میکرد و تف میکرد! بعدم که وافل ها آماده شدند یه تکه کوچولو وافل رو تو دست دیگه اش گرفته بود و اون رو هم میجوید و تف میکرد و میخندید! بچه من فعلا حکم دستگاه چرخ گوشت رو داره! اینقدر گردو رو خوب چرخ کرده بود که تا ظهر هر وقت وارد آشپزخونه میشدم بوی گردو می اومد!!!
اگه دستگاه واسه چرخ کردن گردو برای فسنجون لازم دارید ما یه دونه هوشمندش رو کرایه میدیم!


رسپی از allrecipes

براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...