2010/02/07

کاپ کیک شكلاتي شيطان


فر رو روشن کردم و آرد رو ریختم توی الک و رفتم سراغ بیکینگ پودر... این قوطیه رو تازه خریده بودیم و مارکش جدید بود. در پلاستیکیش رو که برداشتم دیدم سرش پرسیه (مثل کنسروها ) من زور درست و حسابی واسه باز کردن اینجور قوطیها ندارم و همیشه میدم آقای شوهر بازش کنه ولی اینبار هنوز از سر کار بر نگشته بود و خودم دست به کار شدم....همین که به طرف بالا کشیدمش....بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم...... منفجر شد! من فقط فهمیدم که چشام داره میسوزه. هیچ جایی رو نمیدیدم. تو اون لحظه مغزم اصلا کار نمیکرد و متوجه نبودم که روبروی سینک آشپزخونه ایستادم! خودم رو با چشمهایی بسته ای که مثل جهنم میسوخت به سرعت به دستشویی رسوندم. همینطور به در و دیوار می خوردم .... ولی به تنها چیزی که فکر میکردم این بود که قبل از اینکه کاملا کور بشم چشام رو بشورم.... فقط خدا رو صدا می زدم و میدویدم....وقتی بالاخره به چشام آب زدم و تونستم کمی بازشون کنم ....همه جا تیره و تار بود... به قدری ترسیده بودم که اصلا حواسم نبود که تاریکی به خاطر اینه که چراغ رو روشن نکردم! چشام بدجوری میسوخت و قلبم وحشتناک تند میزد....تمام بدنم می لرزید... به عمرم اینقدر نترسیده بودم! کمی که چشمام بازتر شد خودم رو به آینه اتاق خواب رسوندم که چشمهام رو ببینم. هنوز اینقدر مغزم کار نمیکرد که متوجه بشم جلو روم توی روشویی هم آینه هست!!! وقتی خودم رو توی آینه دیدم بیشتر وحشت کردم..... تمام زندگیم سفید بود! موهام...سویشرتم...شلوارم... وحتی پاهام... ولی چیزی که مهم بود این بود که کور نشده بودم. تلفن رو برداشتم و به آقای شوهر گفتم زود خودشو برسونه خونه که حالم بده...هیچ توضیحی ندادم و قطع کردم. خدا رو شکر که امروز عسلویه نبود و تونست 5 دقیقه ای بیاد خونه. اینقدر حالم بد بود که تندی لباس پوشیدم و هرچی کلید روی میز بود برداشتم و از خونه زدم بیرون. هنوز می لرزیدم و کنترل روی اعصابم و یا حتی دستهام نداشتم. نتونستم ماشین رو بیرون بیارم... فقط در پارکینگ رو باز کردم و ایستادم توی باد..اینجوری چشام کمتر می سوخت! دیدم داره می دوه....بعد از کلی گشتن یه چشم پزشک پیدا کردیم...قبل از اینکه برم توی مطب یه نگاه به غروب خورشید و درختهای توی خیابون انداختم...گفتم شاید این آخرین تصویری باشه که میبینم و باید به یادموندنی بشه! خدا کمک کرد و منشی (با وجود اینکه مطب غلغله بود) اجازه داد بریم تو....دکتر گفت چون اسیدی نبوده آسیبی به چشمهام نرسیده و چند تا دارو داد....هنوز میلرزیدم. تندی به مامان بیچارم زنگ زدم ( و دلواپسش کردم) و ازش خواستم بشینه واسم دعا کنه. شما هم لطفا دعا کنید چون وضعم خیلی خرابه و نه تنها چشمهام میسوزه ، بلکه پودرهایی که به صورتم پاشیده توی مجاری تنفسیم هم رفته و همش دهنم تلخه! وقتی برگشتم خونه دیدم فر رو روشن ول کرده بودم! باورتون نمیشه....تمام آشپزخونه از بالا تا پایین مثل اینکه طوفان شن اومده باشه سفید شده! اون قوطیه رو از روی زمین برداشتم و دیدم از فشار هوا، حتی تهش هم دفرمه شده!!! عکسش رو گرفتم که تحت هیچ عنوان از این مارک نخرید.

من اینقدر پوستم کلفته که بعد از اینکه قطره ها رو توی چشمهام ریختم ... کیکه رو درست کردم!

پودر کاکائو ½ لیوان
آرد ½ 1 لیوان
نمک ½ ق چ
بیکینگ پودر 1 ق چ
کره 115 گرم
شکر ½ 1 لیوان
تخم مرغ درشت 2 عدد
شیر ½ لیوان


فر را روی 180 درجه سانتیگراد قرار دهید
آرد ، نمک ، بیکینگ پودر و کاکائو را الک کنید ( من از کاکائوی تیره استفاده کردم که کیفیت بهتری داره و رنگ کیک رو تیره تر میکنه)


کره و شکر و وانیل را 2 دقیقه خوب بزنید و تخم مرغها را دانه دانه اضافه کنید.


نصف مواد خشک را به مواد تر اضافه کنید.




شیر را با مخلوط بزنید تا یکدست شود


باقی مانده آرد را اضافه کرده و به آرامی کاملا مخلوط کنید


مواد را درون قالب ریخته در فر به مدت 15 تا 20 دقیقه و یا تا زمانی که خلال دندان فرو برده شده در کیک تمیز بیرون آید، قرار دهید.
توصیه شف: برای اینکه همه کاپ کیکها تون یک اندازه بشن از آیس کریم اسکوپ ( قاشقهای بستنی زنی) استفاده کنید.

من روی بعضی از کاپ کیکها سس شکلات ریختم. (روی بقیه اش هم فردا می ریزم)

رسپی از bakeaholic

14 comments:

salam azizaaaaaaaaaaam.jedan narahat shodam-enshaalla ke chizi nist negaran nabash azizam.vali bazam mamonam ke ba in vojod fekr ma hastii.az halet baramon off bazr.sorateh mahoto mibosam.aslise khorma sakhtam khili khoshmazeh bod v hamintor pateh morghet.ageh zahmati nist ghalbhaee ke vaseh cakkat mostatili v gerdaee ke estafedeh mikoni hatman bego.gerda cheh ghotri v moraba ya mostatilat cheh abaadi.rasti be jayeh totfarangi misheh az morabash ya kopotesh estefadeh kard(fernech tost)

be jaye tootfarangi mishe az har mive yee estefade kard. compot va moraba ya asal ham ke clasic e kare!
dar morede ab'ad ham chashm. hatman minevisam
cheshmham ham soozeshesh kamtar shode merci.
ta 5 rooz bayad qhatreh berizam toosh.

khaste nabashi@bala doore ensha al... .in kheyli khoobe ke tajrobiatet ro be ma migi vali ma doost nadarim ke dooste azizemoon pish marg she!!!motmaen bash ke hamishe koli doat mikonim.

merci azizam khoda shoma ro vase ma hefz kone

salam
enshaalah ke khubi?
bieshtar movazebe khodet bash . man ke vaghte dorost kardan en chizhaie khoshmazaro nadaram valie didanesho ham be andaze khodaneshoon khoshmazast.
pas khaily khaily movazebe khodet bash.

merci Gazal joon. qhorboone mohabatet.
rasti be zanda'ee nagoo man chi besaram oomade...khodet midooni ke mano mikoshe!

سلام
جدا ابن بهترین کاپ کیک کاکائویی بود که تا به حال خوردم من میزان شیرینیش رو کم کردم یعنی بجای 1/5 لیوان فقط 1 لیوان ریختم تا طعم کاکائو بیشتر حس بشه بقیه هم کلی کیف کردن خیلی خوشمزه بود توصیه می کنم حتما دوستان امتحان کنن

bah bah ...bah bah...sabr kon ta "brownies" ro yad bedam... bad mifahmi cake e shokolaty yani chi :D

سلام
انشاا... بلا دوره.خيلي نگرانت شدم.الان حالت چطوره؟ واقعا از اين كه بدون هيچ چشمداشتي هنرهاتو به بقيه ياد ميدي ازت سپاس گزارم. كارات حرف نداره

مرسی عزیزم دیگه امروز داروم تموم میشه
الحمدلله خوبم

خوش بحالتون كه قالب اينقدر ارزون ميخرين من يك مافين ساده را 12 هزار خريدم يك قالب قلب كه مثه مال شما تكيش هست را گرفتم 25 هزار بعد ميگن اصفهاني ها ...هستند اما اينجا همه چيز گرون واقعا

نه عزيزم من اصلا تو شهر خودمون خريد نميكنم
اين قالب قلبي ها رو ميده 22 هزار تومن!!!!!!!!!!!! من اصلا تو شهر خودمون بازار نميرم. حاضرم از گشنگي بميرم ولي از اين گرونفروشا خريد نكنم

شف عزیز سلام من راجع به این مسئله تحقیق کردم ودیدم علت این مسئله رطوبت و گرما زیاد بوده که رو یه قوطی فشار اورده وبه خاطر ترکیب مواد داخلی  قوطی منفجر شده.

مرسي عزيزم

ولي كلا به نظرم استفاده از اين شيوه براي مواد پودري اشتباهه
مجددا تشكر ميكنم

Post a Comment

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...