قليه ماهي

قليه معروف بوشهري

للك

للك يا گمنه جايگزين مناسبي براي برنج

مُي كُم گرفته

ماهي شكم پر بوشهري

ته چين مرغ

ته چين لايه اي سه طبقه

كباب ننه

كتلت گوشت كرانچي تهيه شده در دستان مادربزرگ

2011/08/28

کیک بدون کلسترل

quail egg cake (1)


کار من این روزا به جایی رسیده که بیشتر از یک دقیقه نمیتونم واسه درست کردن ناهار وقت بذارم. یعنی سریع میپرم تو آشپزخونه... یه مقدار میگو یا مرغ یا گوشت رو میذارم لای فویل ... یه کم روغن زیتون روش ... و میره توی فر. از فویل آلومینیوم هم به این خاطر استفاده میکنم چون میدونم بعد فرصت شستن ظرف رو پیدا نخواهم کرد. آخه حاج آقامون بیشتر از چند ثانیه تنها باشن احساس تنهایی بهشون دست میده.



مامانی خانم یه روز تشریف آورده بودن دیدن نوه شون و من از فرصت سوء استفاده کردم و توی یه ربعی که حاج آقا خواب تشریف داشتن یه دونه کیک درست کردم



quail egg cake (2)


مامانی خانم کلکسیون بیماری ها رو دارن که یکیش کلسترل بالاست. من مثلا به پاس اون یک سالی که غذا پختن و آوردن و جلوم گذاشتن و برداشتن؛ تصمیم گرفتم یه دونه کیک درست کنم که بتوننن بدون عذاب وجدان بخورنش (بچه قدردان رو دارید؟!!!)



تخم بلدرچین خواص خیلی زیادی داره (واسه زن حامله و شیرده و نوزاد و بچه و ... هم بسیار سفارش شده) که یکیش نداشتن کلسترل بده. یعنی بهترین گزینه واسه درست کردن شیرینیه واسه اونهایی که مشکل کلسترل خون دارن. خواص دیگه تخم بلدرچین رو میتونید توی کاتالوگی که هنگام خرید بهتون میدن بخونید. ولی نکته ای که توی کاتالوگها پیدا نمیکنید و من لازمه ذکر کنم اینه که به ازای هر تخم مرغ میتونید از پنج تا تخم بلدرچین استفاده کنید.



تخم بلدرچین 10 عدد

شکر نصف لیوان

وانیل 1 ق چ

اسانس بادام 1 ق چ

روغن مایع نصف لیوان

عسل 1 ق غ

ماست 2 ق غ

شیر نصف لیوان

آرد يك و نيم لیوان

بیکینگ پودر 2 ق چ



quail egg cake (3)



از اونجایی که من قصد داشتم یه کیک رژیمی درست کنم... کم شکرش کردم و مقداری عسل به رسپی اضافه کردم که شیرینی کیک رو متعادل و مناسب میکنه. از روغن مایع بدون کلسترل استفاده کردم ( شما میتونید از کانولا هم استفاده کنید). و ماست کم چرب. البته من یک درصد استفاده کردم ولی شما میتونید از ماست نیم درصد هم استفاده کنید. و شیر صفر درصد



quail egg cake (4)



همه مواد رو جلو رومون میذاریم و اندازه گیری ها رو هم انجام میدیم



حالا فر رو روی درجه 180 قرار میدیم



آرد و بیکینگ پودر رو ویسک میکنیم



quail egg cake (5)



برای این کیک به ده عدد تخم بلدرچین و یا دو عدد تخم مرغ نیاز داریم. اگه تا به حال با تخم بلدرچین کار نکردید باید بگم که به راحتی شکسته میشه و زرده هاش هم بهتر فرم خودشون رو حفظ میکنن (یعنی اینک واسه درست کردن و تزئین خوراکهای ژیگلولی هم مناسبن) طعم و بوی تخم مرغ رو دارن



quail egg cake (6)



توی رسپی یک قاشق وانیل دادم ولی چون خودم از وانیل پودری استفاده کردم میزانش میشه یک هشتم قاشق چای خوری



quail egg cake (7)



خوب هم میزنیم تا کرم رنگ شه. من از اسانس بادام برای خوش عطرتر شدن کیک استفاده کردم . شما میتونید از هر اسانس دیگه ای استفاده کنید. لیمو و پرتقال هم خوب جواب میده



quail egg cake (8)



روغن رو هم اضافه میکنیم. اما قبلش من قاشق رو توی روغن زدم چون میخواستم بعدش عسل رو اضافه کنم



quail egg cake (9)



عسل رو هم به مواد اضافه میکنیم



quail egg cake (10)



میبینید که عسل به راحتی روی قاشق سر میخوره و اینطوری چیزیش حروم نمیشه (و مجبور نیستیم بعدش قاشق رو لیس بزنیم!)



quail egg cake (11)



ماست رو اضافه میکنیم



quail egg cake (12)



بعد شیر. (البته هر مرحله باید خوب مواد رو هم بزنیم



quail egg cake (13)



و در آخر آرد رو اضافه میکنیم



quail egg cake (14)



با همزن سی ثانیه با دور سریع هم میزنیم تا آرد خوب با مواد مخلوط شه



quail egg cake (15)



میتونیم توی قالب کیک بریزیم و یا کاپ کیک درست کنیم.



این کاغذهای کاپ کیک که میبینید نیاز به قالب ندارن و یه قالب کاپ کیک شستن تو زندگی جلو میافتیم!



فقط دقت داشته باشید این کیک خیلی بیشتر از کیکهای عادی پف میکنه پس قالبهاتون رو تا نصف پر کنید



quail egg cake (16)



مدت زمان پخت بستگی به قالب داره. برای کاپ کیک بین 20 دقیقه تا نیم ساعت. و برای کیک 50 دقیقه تا یک ساعت کافیه. در هر صورت بعد از 20 دقیقه باید حتما کیک رو با تستر چک کنیم اگه تستر تمیز بیرون اومد کیک رو از فر خارج میکنیم



quail egg cake (17)



دقت داشته باشید اگه کیک زیادی توی فر بمونه خشک میشه و لطافت و نرمیش رو از دست میده



quail egg cake (18)



خب... مسلما از یه کیک رژیمی توقع زیادی نباید داشته باشیم. اما این کیک همینطور که میبینید بافتی پر از خلل و فرج و نرم و به نسبت لطیفی داره



quail egg cake (19)



من مثلا قصد داشتم روی کاپ کیکها گردو (به دلیل داشتن امگا سه) بریزم و جلوی روم هم بود. اما حاج آقامون دیگه بیدار شدن و گریه و زاری و ... من حواسم کاملا پرت شد و کیک رو پرت کردم تو فر و پریدم تو اتاق خواب!


نتیجه اخلاقی: همیشه و همواره شش دنگ حواستون به شیرینی پزیتون باشه وگرنه حتی اگه یه کیک رو میلیونها بار هم درست کرده باشید، آخرش یه جای کار میلنگه


خب از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است. من از هر فرصتی برای خوندن کامنتها استفاده میکنم. باور بفرمایید به حدی از دیدن هنرنماییهاتون لذت میبرم که خستگی شبانه روزیم برای دقایقی از تنم در میره. به جرأت میتونم بگم حتی بیشتر از خودتون از دیدن عکسها حظ میکنم.


چندین شب طول کشیده تا من تونستم این پست رو آماده کنم. فقط نیمه های شب که بچه دقایقی میخوابه برام امکان داره کار کنم و هر پست هم معمولا پنج تا هشت ساعتی وقتم رو میگیره ولی سعی میکنم مرتب آپدیت داشته باشیم. شما به جای من هم آشپزی کنید و لذت ببرید.


ارادتمندیم

2011/08/10

توجیه غیبتهای گذشته و حال و آینده



mahdi(1)





سلام علیکم و رحمة الله



آقا ما واسه غیبت موجه کردن خدمت رسیدیم و غرض دیگه ای نداریم. ابتدا واسه این غیبت چند ماهه عذرخواهی میکنم و امیدوارم ببخشید ولی واقعا گرفتار بودم و بدجوری دستم بند بود (و هنوز هم هست) و بدتر از اون دستم از اینترنت کوتاه. دلیل اصلی غیبت رو خودتون توی عکس مشاهده فرمودید و دیگه نیازی به توضیح واضحات نیست



( بی کیفیتی عکسها به این خاطره که با موبایل گرفته شدن)





mahdi (2)



من تمام تلاشم رو کردم که این نه ماه بدون اینکه استرسم رو بهتون منتقل کنم به وبلاگ نویسی ادامه بدم. آخه هیچ خوشم نمیاد امواج منفی واسه دیگران بفرستم و دردهام رو با بقیه تقسیم کنم. بالاخره با هر بدبختی ای که بود , خوب یا بد , کم یا زیاد یه یک سالی (یعنی از ماه رمضون پارسال تا الان) تو شرایط جسمی خراب , در اینجا رو تخته اش نکردم.



خدا نصییب گرگ بیابون نکنه... جاتون پر... روزهای خوشی نبود اون روزا! از اون حاملگیهای داغون که آدم از همه چی متنفر میشه و بوی همه چی حالش رو خراب میکنه... حتی بوی خمیر دندون و مایع دستشویی ... همه چی همه چی! خیلی بده که ذاتا عاشق غذا باشی و بعد یک دفعه از بوی همه غذاها حالت به هم بخوره... نه ماه تموم!



علاوه بر اون وضع جسمیم هم خراب بود و مرتب سرگیجه و غشی و این برنامه ها... ولی شیرینی پزی از برنامه ام خارج نمیشد! یعنی با حال خراب, صبح میرفتم اداره و عصر که میومدم خونه میرفتم تو آشپزخونه و گرفتار شیرینی میشدم! حالم هم تعریفی نداشت و بیشتر از یکی دو دقیقه که سرپا می ایستادم حالت مرگ بهم دست میداد و باید سریع خودمو به کاناپه میرسوندم قبل از اینکه پهن زمین شم. تو این میون شرینی رو هم نمیشد بی سرپرست رها کرد و آقای شوهر رو صدا میزدم که بیاد و مثلا سفیده ها رو هم بزنه تا به سافت پیک برسن. ولی آخه طفلکی آقای شوهر چه میدونه کی سافت پیکه و کی استیف پیک!!! خلاصه اول و آخرش کار خودم بود و باید خودم رو سریع جمع و جور میکردم و به آشپزخونه میرسوندم... حالا تو این شرایط چرا من همه اش جام تو آشپزخونه بود و استراحت نمیکردم؟... فقط یه جواب داره...



پوسکلفتی!



mahdi (3)



ماههای آخر دیگه فقط میتونستم چیزای ساده و سریع رو درست کنم و از همه بدتر کل این نه ماه هم همه وسایل زندگیم تو کارتن بود! آخه همینطور که میدونید دو تا اسباب کشی به تورم خورد. یکی سه ماهه اول و یکی هم سه ماهه آخر. تازه هنوزم خونه مون خونه نشده چون نمیتونستم کمک کنم و آقای شوهر طفلی هر دوتا اسباب کشی رو یک تنه انجام داد و من فقط بهش میگفتم چی رو کجا بذاره. واسه همین هم بود که اسباب کشیمون چندماه طول کشید و همه تون تعجب کرده بودید که چرا اینقدر طولانی شده. خلاصه خونه و زندگیم هنوزم آدمونه نشده و هنوز یک بار هم تو خونه جدید آشپزی نکردم و مامانم واسمون غذا میاره. طفلکی مامانم یک ساله داره جورم رو میکشه. از زایمان تا الان هم که رو سرش خراب شده بودیم و تازه الان برگشتیم سر خونه زندگیمون. الانم که این متن رو با دوتا دونه انگشت تایپ میکنم بچه تو دستمه و با اجازه تون شبها کامل بیدار تشریف داره (الانم دیگه کم کم دارن اذون صبح رو میگن) و روزها هم که مسلما باید بیدار تشریف داشته باشن! من نمیدونم بچه های مردم هم اینقدر کم میخوابن یا فقط ما این مدلی هستیم؟! بعضی ها بهم میگن دلیلش اینه که تو دوران بارداری نمیخوابیدی. آخه من روزها که اداره بودم (کلا فقط 21 روز اداره نرفتم) شبها هم تو این نه ماه اصلا خوابم نمیبرد! ملت میگن بچه ات به بیخوابی عادت کرده!!!



mahdi (4)



دیگه طولانی شد. سرتون رو بیشتر درد نمیارم. قصدم این نبود که امواج منفی بفرستم. ولی وظیفه داشتم که دلیل غیبتم رو بگم. عذر میخوام اگه مدت زیادیه که کامنتهاتون بی جواب مونده (و احتمالا خواهد موند. البته تا مدتی). من به اندازه سه ماه پست آماده کرده بودم چون میدونستم که ماه آخر حالم خراب میشه و بعدشم به خاطر زایمان نمیتونم پشت کامپیوتر بشینم . اما چیزی که پیش بینی نکرده بودم این بود که از سه ماه بیشتر طول بکشه. تو این مدت به هیچ عنوان به اینترنت دسترسی نداشتم که حتی بتونم پستهایی که آماده کرده بودم رو پابلیش کنم و مجبور شدم یوزر و پسوردم رو به یکی از دوستام بدم تا تو این مدت وبلاگ تعطیل نشه. فربد جان زحمت کشیدن واسمون مرتب پستها رو پابلیش کردن که جای تشکر داره



(آقا شرمنده فرمودین. ایشالا عروسیتون جبران کنیم. دانکه شون!)



جا داره همینجا از مروارید جون به خاطر عنایت ویژه ای که به وبلاگ دارن و کامنتها رو با حوصله و دقت خاصی پاسخ میدن تشکر کنم. خدا حقشون رو حلال کنه ما که نمیتونیم جبران کنیم خداوند ایشالا بهشون خیر جزیل عنایت کنه.



mahdi (5)



من نمیدونم کی میتونم دوباره پشت کامپیوتر بشینم ولی قول میدم در اولین فرصت دوباره وبلاگ نویسی رو از سر بگیرم



البته نمیتونم از طرف حاج آقا مَهدی هیچ قولی بدم. شاید ایشون مایل نباشن که والده مکرمه شون وبلاگ نویسی کنن!



دلم واسه همه تون خیلی خیلی تنگ شده. ایشالا به زودی دوباره همدیگه رو ببینیم



یا حق!

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...