2013/03/05

مسقطي جنوبي از كتاب مستطاب آشپزي


آقاي شوهر پسرش رو برده بود ديدن گربه هاي ننه. وقتي برگشتن گفت: "داييت سلام رسوند گفت شنيدم طيبه سايت آشپزي داره. بهش بگو تو سايتش از كتاب نجف استفاده كنه". گفتم:"كدوم داييم؟". گفت:"دايي محمد رضات". گفتم:"دايي تازه فهميده من وبلاگ آشپزي دارم؟!"

حالا اينكه دايي من تا الان خبر از كارگاه آشپزسازي نداشته نشانگر خضوع و خشوع بي حد و اندازه اين حقير نيست... دليلش برميگرده به همون رگ تنبلي و اينا... يعني بايد سه ساعت زحمت بكشي و انرژي مصرف كني كه: "دبليو دبليو دبليو داااااااااااااااااات...." اوووووووه كي ميره اين همه را رو!




ولي آدم رو حرف داييش كه حرف نميزنه. سريعا اطاعت امر كرديم.

حالا بگذريم كه چند ماه طول كشيد تا عملي شه. منتها واجب دونستم به مناسبت "18 اسفند روز بوشهر" حتما از كتاب نویسنده محبوب بوشهريها يه چيز خوشمزه درست كنم.




اول لازمه یه بیوگرافی جزئی از این مترجم و مولف مشهور براتون بگم که بخشیش تو سایتا پیدا میشه و بخشیش هم نقل قول ننه و دایی هاست ...                                                                                          




فکر کنم از اهالی کتاب و مطالعه در کل کشور کسی نباشه که حداقل یکبار هم که شده اسم نجف دریابندری را نشنیده باشد

نجف دریابندری بیش از 48 سال است که به کار ترجمه و تألیف کتب در رشته ها و گرایش های مختلف مشغول است(از زمان انتشار کتاب وداع با اسلحه در سال 1332) و آثارش را در هر کتابخانه و کتابفروشی می توان یافت
نجف دریابندری فرزند ناخدا خلف ظلم آبادی از مترجمان شهیر معاصر کشور عزیزمان می باشد که به تأیید خود وی اصالتاً بوشهری می باشد(پدرش از اهالی روستای چاه کوتاه شهرستان بوشهر و مادرش از اهالی یکی از روستاهای شهرستان دشتی بوشهر بوده اند) و لیکن متولد 1309 در شهر آبادان می باشد و دارای دو خواهر میباشد که یکی شش سال از او بزرگتر و دیگری دو سال از وی کوچکتر میباشد(خواهر دوم همسر مترجم بزرگ بوشهری زنده یاد عبدالحسین شریفیان می باشد). ایشان در سن هفت سالگی پدر خود ر ازدست داده و از اواسط دوره دبیرستان تحصیل را رها کرد و به دنبال کار رفت و بعدها در شرکت نفت آبادان مشغول بکار شد.
                                                                                          


دریابندری انگلیسی را در دانشگاه نیاموخته، بلکه حضور انگلیسی‌ها در تأسیسات نفتی شهر آبادان و تردد آنان در سطح شهر و کاربرد آن زبان وی را به یادگیری زبان انگلیسی علاقمند ساخت و به طور خودآموز به فراگیری این زبان پرداخت. در سال ۱۳۳۲ اولین اثر خود را که ترجمهٔ کتاب معروف وداع با اسلحه، نوشتهٔ ارنست همینگوی بود، برای چاپ به تهران فرستاد.





از سال 1333 در کنار شرایط خاص کار و زندگی به مسائل فلسفه علاقمند شد، در حدی که تا سال 1337 کتاب تاریخ فلسفه غرب را ترجمه کرد. وی پس از چند سال کارهای پراکنده در نهایت به عنوان سردبیر(ادیتور) در انتشارات فرانکلین مشغول به کار شد. در آنجا به ترجمه آثار ادبی رمان‌نویسان و نمایشنامه‌نویسان معروف آمریکایی پرداخت و کتاب‌هایی همچون پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی و هاکلبری فین اثر مارک توین را ترجمه کرد.




دریابندری از سال 1354 برای ترجمه متون فیلم‌های خارجی با سازمان رادیو تلویزیون ملی قرارداد بست. از سال 1358 به طور جدی به ترجمه و تألیف پرداخت که از جمله آثار وی می‌توان به ترجمه کتاب‌های یک گل سرخ برای امیلی و گور به گور نوشته ویلیام فالکنر، رگتایم و بیلی باتگیت اثر دکتروف، معنی هنر از آِیزیا برلین و پیامبر و دیوانه نوشته جبران خلیل جبران اشاره کرد.



او همچنين در سال‌هاي اخير كتاب «مستطاب آشپزي از سیر تا پیاز» را با همكاري همسرش مرحومه فهيمه راستكار كه بازيگر و دوبلور با‌سابقه تلويزيون، سينما و تئاتر بود (دوبله برخی از شخصیت های خاطره انگیز سریال های تلویزیونی از جمله گویندگی در نقش اوشین در سریال ژاپنی سال های دور از خانه و در نقش خانم مارپل و یا راوی سریال علی کوچولو در سال های دهه شصت و بخش های نخست فیلم هری پاتر از فعالیت های وی در قامت دوبلوری صاحب سبک بوده است) به رشته تحرير درآورد که از جمله آثار ماندگار در فرهنگ خورد و خوراک و آشامیدنی به شمار می آید که سهمی مهم در شناساندن ایران به عنوان یکی از کشورهای صاحب مکتب و سابقه آشپزی در دنیا داشته است.





نشر این کتاب با این موضوع، وی که از مهمترین مترجمین آثار داستانی، فلسفی و ... بود را به چهره ای جدید مبدل نمود(البته خودش میگوید که این کار من خیلی هم عجیب نیست و فرض کنید کسی که آثار همینگ وی و فاکنر را ترجمه می کند به هر حال باید غذا هم بخورد). شایان ذکر است که آقای دریابندری در این کتاب به غذاهای محلی دریایی بوشهر و جنوب توجه ویژه داشته است.  

  



همچنین از وی نقدهای مختلفی در مجلات و نشریات به چاپ رسیده ‌است که مورد توجه جامعه ادبی کشور می باشد. او با ترجمه هایش نویسندگان بزرگ جهان را برای اولین بار به جامعه ایران معرفی کرد و با نثر سالم، پاکیزه و بی نقص خود و با وسواس زیاد در انتقال ارزش های ادبی بسیار موفق بوده و یکی از بزرگان و پیشکسوتان صاحب سبک در ترجمه کشور است.
آقای دریابندری به مناسبت ترجمه آثار ادبی آمریکایی موفق به دریافت جایزه تورنتون وایلدر از دانشگاه کلمبیا گردیده‌است.
ایشان از معدود افرادی است که به مناسبت ترجمه کتاب تاریخ فلسفه غرب فیلسوف مشهور غربی آقای برتراند راسل با ایشان ملاقات و مذاکره حضوری داشته است.




در سال 1390 و به مناسبت روز بوشهر از وی بعنوان یکی از چهره های ماندگار بوشهر تقدیر و تجلیل بعمل آمد.
اطلاعات بهتر از کار و زندگی نجف رو از مطالعه مفصل کتاب گفتگو با نجف دریابندری آقای مهدی مظفری ساوجی و یا  گفتگوی آقای سیروس علی نژاد  و یا گفتگوی اختصاصی روزنامه شرق با عنوان سیمای پیرمرد در میان کلمات(ویژه نامه نوروز 1383) با وی می توان دریافت کرد(البته برخی سایت ها نیز مختصری از گفتگوها و زندگینامه را روی صفحات خود قرار داده اند)



يكي از اتفاقات ناگوار امسال كه همه خانواده رو بسيار متاثر كرد فوت فهيمه خانم بود. حتي همين الان كه دارم اين مطلب رو تايپ ميكنم احساس ميكنم قفسه سينه ام فشرده شده و انگشتام يخه. من خاطرات شيريني از فهيمه خانم دارم. هرچند كه چيز زيادي از دوران كودكيم تو ذهنم باقي نمونده ولي اولين برخوردم با فهيمه خانم رو يادمه دقيقا يادمه كه پايين پله هاي سمت راستي خونه ننه ايستاده بودم و فهميمه خانم بالاي پله بود. ديديد بعضيها در جا آدم رو به سمت خودشون جذب ميكنن و يه جورايي انرژي مثبتشون رو به ديگران منتقل ميكنن؟ فهيمه خانم از اون مدل خانمها بود. به قدري قيافه شاد و خندانش آدم رو مجذوب خودش ميكرد كه با اولين ديدار عاشقش ميشدي. حتي يك نفر هم تو خانواده ما نيست كه ازش به مهربوني ياد نكنه. يكي از خاطراتي كه من هرگز تا آخر عمر از يادم نميره خاطره يك شامه. هنوز بچه بودم. مامانم منو فرستاد پيش زن دايي فريده كه توي آماده كردن شام بهشون كمك كنم. طبق عادت داشتم بشقاب رو تزئين ميكردم كه فهيمه خانم سر رسيد وقتي ديدش متعجب شده بود و خيلي خوشش اومده بود به حدي از كارم تعريف كرد كه خودمم توش مونده بودم. كاري كه به نظر من خيلي ساده و عادي ميومد اينقدر با ذوق و شوق ازش تعريف شد كه هرگز هرگز از ذهنم خارج نميشه. بعضي آدمها طوري زندگي ميكنن كه فقط ازشون نام نيك به جا ميمونه و مهربونيهاشون هرگز فراموش نميشه. بعد از گذشت چند ماه هنوزم ناخودآگاه به يادش ميافتم و نميتونم جلوي اشكام رو بگيرم. روحش شاد و يادش گرامي.




داشتم توي كتاب مستطاب آشپزي دنبال دستوري ميگشتم كه مناسب با حال و هواي 18 اسفند باشه. منتها دوست داشتم الان كه نزديك عيديم حتما شيريني هم باشه.توي جستجوهام رسيدم به مسقطي. ديگه بهتر از اين نميتونه باشه. هم بوشهريه هم شيرينيه هم بي اندازه خوشمزه.




پس تا لحظاتي چند شاهد طرز تهيه مسقطي جنوبي خواهيد بود به سبك كتاب مستطاب آشپزي از جناب آقاي نجف دريابندري و بانو فهيمه راستكار.

قبل از اينكه رسپي رو ببينيم بايد توضيح بدم كه دليل اينكه توي خانواده ما همه آقاي دريابندري رو با اسم كوچيك صدا ميزنند اينه كه ايشون تنها پسر دايي ننه هستند.



در اينجا شما شاهد اصل رسپي به قلم آقاي دريابندري هستيد. لطفا به دقت رسپي رو مطالعه بفرماييد. نكات ريز و جالبي توش بيان شده كه لازمه بدونيد.



و اكنون اقتباس من از اين دستور با توجه به تجربيات خودم در مسقطي سازي:
عنايت داشته باشيد كه طبق معمول با اندازه كم كار كردم. اين موضوع باعث بايين اومدن زمان پخت و سرعت عمل در كار خواهد بود.

نشاسته ربع ليوان
آب دو ليوان
گلاب ربع ليوان
هل و زعفران به ميزان زياد!
شكر يك و يك چهارم ليوان
كره 100 گرم
مغز پسته




ابتدا نشاسته و آب و زعفران و هل رو مخلوط كرده و بعد روي حرارت قرار ميديم




 مرتب هم ميزنيم تا به خوبي غليظ بشه




گلاب و شكر رو اضافه كرده مجددا با حوصله به طور مداوم هم ميزنيم تا زماني كه حسابي غليظ شه
نكته اش به همينه كه خيلي همش بزنيم تا زماني كه با چشم ببينيد كه خوب غليظ شده



حالا كره رو اضافه ميكنيم و اينقدر هم ميزنيم تا مسقطيمون به روغن بيافته
زمان خيلي زيادي ميبره حتي با اين ميزان خيلي كمي كه من بهتون دادم هم سه ربع بايد سر پا وايسي و مرتب هم بزني




حدودي ميتونم بگم حجم مواد توي ديگ به يك سوم ميرسه
يعني ديگه حسابي غليظ و كشدار ميشه




ديگه آخراش احساس ميكنيم اگر بيشتر رو حرارت بمونه ميسوزونيمش. يعني لب مرز سوختن و نسوختن. يه چيزي تو مايه هاي كارامل يعني بايد اون نكات درمورد اين هم اجرا شه.

راستي اين وسط اگه ته ديگي هم ايجاد شده همش بزنيد تا وارد مسقطي بشه يكي از لذتهاي خوردن مسقطي اينه كه وسط جويدن يه دفعه يه تيكه كاراملي ته ديگ بره زبر دندون آدم. يامي!




از روي حرارت بر ميداريم و اگر دوست داريم توش مغز پسته ميريزيم.




چون خيلي خيلي غليظ شده بايد با قدرت هم بزنيم تا مغز پسته ها توش قاطي شن




در مورد پختن مسقطي بايد اين نكته رو فراموش نكنيد كه رمز موفقيت شما در صبوريتونه. يعني بايد سر پا وايسيد و هم بزنيد و هم بزنيد و هم بزنيد. اگر كم حرارت ببينه يا كم هم زده بشه نهايتا اون معجون غليظ و سفت و كشدار رو نخواهيد داشت. از ما گفتن بود.




حالا يه قالب يك وجبي كوچولو رو خوب چرب ميكنيم و مسقطيمون رو توش ميريزيم و ميذاريم سرد شه. بعدشم ميذاريمش توي يخچال تا سفت شه



به نظر من مسقطي هر چي بيشتر توي يخچال بمونه خوشمزه تر ميشه. مخصوصا اينكه يه كراست شكري ترد دور تا دورش ايجاد ميشه كه هنگام خوردن قرچ قرچ ميكنه و لذتش اصلا به همينه به علاوه اون تيكه هاي ته ديگش. البته اگه خوش شانس باشيم و زير دندون ما بياد نه اينكه همه اش نصيب شوهرمون بشه!



من توي دفتر شيريني پزيم چندين رسپي واسه مسقطي بوشهري دارم. ولي خيلي دوست داشتم اين رسپي رو امتحان كنم و بايد اعتراف كنم كه واقعا خوشمزه بود. اين رو فقط از قول خودم و آقاي شوهر نميگم اساتيد فن يعني ننه و دايي عبدالرضا و ماماني خانم هم تاييد فرمودند كه خيلي خوشمزه شده.

یعنی به دلیل اینکه از رسپیهای دیگه کم شکر تر گرفتمش موقع خوردن شیرینیش زیر دل نمیزنه و  آدم دوست داره هی بره سر یخچال و یه تیکه دیگه برداره بندازه تو دهنش. رو همین اصله که اندازه هاش رو خیلی کم دادم چون به طور خطرناکی اعتیاد آوره و بهتره کمتر درست کنیم که کمتر هم بخوریم. چون عمرا آدم بتونه جلوی خودش رو بگیره. اون طعم کاراملی-زعفرونی-هلی-گلابی کشدار.... ممممممممم.... الان که دارم تایپ میکنم دلم خواست!




البته قرار شد كه من يكبار از شيوه سنتي تهيه مسقطي بوشهري يكي از كارگاههاي مسقطي سازي هم عكاسي كنم. ولي به عنوان كسي كه تو عمرش زياد مسقطي خورده اين رسپي رو بهتون پيشنهاد ميكنم. كاملا كشدار و سفت و كاراملي با عطر گلاب و هل و زعفران. كره هم كه مثل هميشه طعمش رو زير و رو ميكنه. مغز پسته رو فراموش نكنيد. تا اونجايي كه جا داره سر پا بايستيد و هم بزنيد. اين تجربه شيرين رو از دست نديد.

با تشكر از كتاب مستطاب آشپزي

راستي اين روزها جاتون خالي هوا حسابي بهاريه و عطر شكوفه هاي بهار نارنج آدم رو مست ميكنه (جدي ها!) پس اگر ميخوايد به بوشهر سفر كنيد امروز موقعشه. دير بجنبيد فردا دما ميره بالاي 30 درجه.


بوشهر روزت مبارك!

139 comments:

استاد جونی دستتون درد نکنه همسر من عاشق این مسقطی  هر وقت که میاد بوشهر حتما باید از این مسقطیا هم بخوره هم بیاره حالا اگه براش درست کنم کلی ذوق میکنه مرسی از همه بوشهری های گل که هم مهربونند وهم هنرمند مخصوصا استاد جونی خودم بوس بوس  

سلام
این همون مسقطی لاری(حلوا لاری) هست درسته؟دقیقا یه ظاهر رو دارند اخه

سالم مرسی از این دستور زیبا
رفت تو برنامه درست کردن این جور که شما تعریف میکنید دل منهم رفت

گران نامروز بوشهر شعري است كه روايت خونگرمي نازنين مردمان چون تويي است
سايه بلند بالاتان استوار
 

من هم عاشق كتاب مستطاب آشپزي هست. و عكسهايه خيلي خيلي زيبايي هم داره. خداوند به آقاي نجف دريا بندري عمر با عزت بده و فهميه خانوم را هم رحمت كنه. 

سلام و خسته نباشيد . عزيزم چه جوري از تو ظرف در بياريم و برش بزنيم؟

آخی من عاشق صدای این خانم بودم . کتابشون از جمله کتابهایی بود که خواهرم که تازه ازدواج کرده بود با خودش خرید و برد کانادا تا از روش آشپزی یاد بگیره ولی فکر نکنم تا حالا لای کتاب رو هم باز کرده باشه :))))
من جزو عشاق مسقطی نیستم ولی اگر بخوام روزی درست کنم مطمئنا"طبق دستور شف عزیز خواهد بود.
ممنون طیبه جون وبهت خسته نباشید میگم چون مطمئنم کلی پای گاز وایسادی عزیزم

به به چه کردی باز استاد جوووون
عزیزم بابای منم اهل  شیرازه و عاشق مسقطی. حتما میخوام براش درست کنم. فقط یک سوال: ببخشید نشاسته ذرت باید باشه یا با هر نشاسته ای میشه؟ و هل باید سبز باشه یا سفید و اگر لطف کنید مقدارشم بگین خیلی خیلی ممنون میشم
از وقتی با سایت شما آشنا شدم اصلا یه حال و هوای دیگه ای پیدا کردم واسه آشپزی.

 خیلی دوستون داریم. با آرزوی موفقیت های روز افزوووووووووووووون

خدا حفظتون کنه که با اینهمه مشغله اونم دم عید بازهم رسپی جدید گذاشتین.
 موفق و شاد و سلامت باشین

طیبه جون خیلی لذت میبرم که هر روز بیشتر فرهنگ ایرانی رو تو وبلاگت جا میدی
من تگ غذاهای بوشهری رو خیلی خیلی دوست دارم .
خیلی لذت بخشه که علاوه بر اون از دستورهای بزرگان ایرانی هم استفاده میکنی
خدا قوت
روز شهرتون مبارک
ان شالله همیشه هوای دلتون بهاری باشه

شف عزيز اين همون مسقطي لاريه اما اونا هم آبشو خيلي زياد ميريزن هم حدود 6 ساعت 7 ساعت ميزارن رو حرارت بمونه تا پخت عاليي پيدا كنه در ضمن حلوا مسقطي بايد تو ظرف مسي پخت بشه تا هم رنگ و هم طعم بي نظيري داشته باشه پيشنهاد مي كنم يك بار تو ظرف مسي امتحان كنيد تا تفاوتشو حس كنيد و جوز هندي هم يكي از چاشنياشه ممنون از رسپيهاي عاليتون

سلام طیبه جان
روز شهر قشنگتون مبارک باشه
ممنون از این همه عشق و محبت

 نگین جون برای مسقطی و دسرهای  ایرانی اصیل از نشاسته گل همون سفید تکه تکه استفاده میشه عزیزم.

حالا که حرف از آقای دریابندری شد، باید بگم که من اصلا آشپزی رو از کتاب ایشون یاد گرفتم. کتاب رو هم در کمال تعجب خودم خریدم 7-8 سال پیش. من با قلم و نثرشون آشنا بودم وقتی تو نمایشگه کتاب اون دکور بامزه رو تو نتشارات کارنامه دیدم به شدت وسوسه شده و کتاب رو خریدم. من هیچی در مورد آشپزی نمی دونستم حتی فرق کته و پلو رو! اما این کتاب بهم خیلی کمک کرد. من همه اش رو خوندم و از دقت و وضوح و البته بیان زیباش خیلی خیلی لذت بردم. یه جاهاییش واقعا با نمکه مثل شیر و میوه یا آش شله قلمکار. البته واسه من نوع نوشتن خیلی مهمه شاید دلیل اصلی که جذب وبلاگ شما هم شدم همینه چو همون دقت و همون طنز رو تو نوشته هاتون می بینم. حالا معلوم میشه این مهربانی در ذاتتونه. پایدار باشید. 

شف جون روز شهرتون مبارکجون:دی .معلومه خوشمزه است.
ای خدااا شف جون انقدر شیرینی میذاری آخرش مارو حسابی چاق میکنی ها دختر جون:دی

چند روز پیش داشتم یه برنامه میدیدم که مربوط به سلامتی و خورد و خوراک سالم بود.ایرانی نبود البته.میگفتن: اصلا خوردن روغنها خصوصا از نوع مرغوبش بد نیست و حتی باعث چاقی زیادی هم نمیشه.خصوصا کره..(مثال میزد که مگر گوسفند کره و روغن میخوره که کلی چربی میاره یا چاق میشه.فقط علوفه میخوره!!.و برعکس توصیه میکردن اون کارشناس که از کره و پنیر و اجیل و..نزنین.اگر میخواهین سالم و لاغر باشین سه تا چیز رو تو اشپزخونه اتون راه ندین: شکر،آرد و نمک!

ولی این چند سال مصرف شکرمون خیلی رفته بالا!زودی تقسیمم که میکنم باز بالاخره میخورم خودمم ازش.چیکار کنم خب؟!.


 البته نگین جون دقت که میکنم فکر کنم شف از نشاسته ذرت استفاده کردن.با اونم میشه..ولی معمولا دسرهای ایرانی با نشاسته  گل هستن.نه شف جون؟

شف جان من اقاي نجف دريابندري را خيلي دوست دارم خيلي وقته كه كتابش را دارم و هميشه ازش به عنوان يه مرجع استفاده مي كنم مرسي بابت كار  بسيار خوبتان

من تا حالا همیشه علاقه داشتم به سایتتون، و همین طور به این دستورهای عالی و بی نقصی که می ذارین. ولی حالا که فهمیدم با آقای دریابندری فامیل هستین ده برابر بیشتر دوستتون دارم.
اصلاً آدم وقتی پیرمرد و دریای همینگوی رو می خونه متوجه میشه که این کتاب رو باید کسی ترجمه کنه که خودش لب دریا زندگی کرده باشه. چون توش پره از صحنه های دریایی و کلمات متناسب با اون.
مسقطی تون هم عالی هست. من که اصلاً مسقطی دیگه ای نمی شناسم
پاینده باشین شف عزیز 

چقدر قشنگ بود. دست شما درد نکنه. تازه ما هم که فامیلش نیستیم، بهش می گیم نجف. از رو نجف پختم. نجف رو بیار ببینم دستور کله جوش چطوریه. نجف می گه به آبگوشت رب نزنیم. خلاصه نجف در زندگی جاری ست. خانم راستکار صدای فوق العاده ای داشتن. یه بار تو تاکسی بودم داشتم می رفتم میرداماد، یکی سوار شد و تا یک کلمه گفت من با سرعت برق برگشتم پشتم رو نگاه کردم، خانم راستکار بودن. گفتم قربون صدای قشنگتون. گردنبند فیروزه شون هم از مانتوشون بیرون بود و یادمه. یه چیز دیگه هم که هیچ وقت یادم نمی ره، توی برنامه ی "بازهم زندگی"، بیژن بیرنگ رفته بود خونه ی نجف اینا، بعد در مورد کتاب مستطاب ازشون می پرسید، از خانم راستکار پرسید شما تو این هشت سال که آقای دریابندری مشغول تهیه این کتاب و آشپزی همه ی دستورها بودن چه کردید؟ خانم راستکار خیره شدن به یه گوشه گفتن: خون دل خوردم

سلام طیبه جان
امیدوارم که شاد و سلامت باشی . دستور درست کردن مسقطی جنوبی رو خوندم و بسیار لذت بردم، مخصوصا که یادی هم از استاد گرامی آقای نجف دریابندری کردی.
 خوشحالم که غذاها و شیرینیهای جنوبی رو تو وبلاگت میبینم. چون من هم جنوبی هستم و از خوندنشون لذت می برم. موفق باشی و پاینده.
راستی روز شهرتون هم مبارک باشه. 

شف عزيز من پارسال براي اولين بار اومدم بوشهر و سال تحويل بوشهر بودم واقعا شهر زيبا و تميزي دارين روز شهرتون مبارك شيريني نخودچي و نارگيليتونو واسه عيد درست كردم عالي شد

این روز براتون مبارک باشه.ایشالا درپناه خدا همیشه شاد باشید.

بیربطه اما جالبه... کاله تو پیج فیسبوکش از عکس شما استفاده کرده!
http://www.facebook.com/photo.php?fbid=402168006518029&set=pb.104644322937067.-2207520000.1362483324&type=3&src=http%3A%2F%2Fsphotos-b.xx.fbcdn.net%2Fhphotos-snc7%2F400274_402168006518029_1411417204_n.jpg&size=600%2C399

به به به  دوستان همیشه در صحنه حاضر!میبینم که دیر رسیدم!منم عاشق مسقطی ام!یکم دسم راه بیفته اینم دزرست میکنم!
 

سلام خانومی/ممنون/دلم هوای بهاری خواست با عطر بهار نارنج/هوای اینجا سرده .شاید این هفته برف هم بیاد.

شف عزیزم
سلامممممممممممممممممم
خانم عالی عالی عالی ، مسقطی که حرف نداره اما خداییش ظرفاتونم خیلی خوشگل هستند چه سنتی با هم ست کردین دست گلتون درد نکنه روز شهر سرزمین عشق و عاطفه شهر استاد عزیزم مبارک  

سلام منم این کتاب رو دارم.خیلی خیلی عالیه.
 تو چقدر خوبی طیبه خانم.کاشکی دوست من بودی......

سوال در بخش دیگه:

سلاممن این پست صبح دیدم تا ظهر آماده شد:دی
ولی یه چیزی شد که بعد از
سرد شدن یکم شکننده شده، راستش من هل زیاد ریختم تلخ شد بعد سر خود نشاسته و
آبو یکم اضافه کردم، میشه واسه نشاسته زیادش باشه؟
 البته 2قاشق نشاسته با یه لیوان آب اضافه کردم فقط.

طیبه عزیزم از مقدمه بسیار پر محتوایی که  در مورد نجف دریا بندری مترجم بزرگ وصدای ماندگار زنده یاد خانم فهیمه راستکارنوشتی  بسیار لذت بردم مرسی عزیز .

 طیبه جان از رسپی مسقطی هم غافلگیر شدم دو هفته بیش خواهرم دلش مسقطی کاسه ای بوشهری
می خواست از کتاب رزا درست کرد ولی نشد شکرش را زیاد کردیم بازهم نشد من
کلی توی اینترنت جستجو کردم دستور خوبی نیافتم امروز فکر کردم فکر شاگردات
هم می خونی دوستت دارم روز بوشهر عزیزم هم به همه همشهریام و شما تبریک می
گم

مروارید جون دوباره دیر کردی غایبی زدیم

حالا فهمیدم این تبحر و استادی در آشپزی تو خونواده ی شما ژنتیکیه و همین طور اخلاق خوب.واینکه دوست دارین چیزهایی رو که بلدین با کمال اخلاص در اختیار دیگران بذارن.
کتاب مستطاب استاد دریا بندری مدتی پیشم بود واقعا از سیر تا پیاز تو این کتاب هست .
و مثل شما هیچ چیزی رو ناگفته نذاشتن.

روز بوشهر بر شما مبارک باشه.

پس رفتم که یه دور جریمه دور حیاط بدوم!!

یا دو دور؟!!

 نه همون یه دور!!

:D

ممنون 
نشاسته ذرت خارجی و یا نشاسته ایرانی؟؟؟

عالی بود این مسقطی اصیل بوشهری 18 اسفند روز بوشهر گنجینه خلیج فارس به شما همشهری خوش ذوق تبریک میگم 

سلام طیبه جون 
تو فوق العاده ای از مطالعه وبلاگت فهمیدم که هم کار می کنی هم بچه داری و خانه داری و هم اینکه هنرمندی . طراحی سایتت هم عالیه . کاش عکس خودت رو هم توی سایت میذاشتی تا ببینیمت . در هر صورت من ازت انرژی می گیرم هر چند تا حالا فرصت نکردم رسیپی هات رو امتحان کنم . ازت یه خواهش دارم واسه عید یه سرگذشتی از خودت برامون بنویس . 
خیلی خوبی  

عزیزم من این دستور رو درست کردم فوق العاده هم غلیظ شد اما اصلا مثل مال شما برش نخورد و باید با قاشق از ظرف کندش و خورد علتش چیه

سلام سلام بر سرآشپز يا بهتره بگم شيريني پز هنرمند
اميدوارم همه چيز خوب باشه و در سلامتي بسر ببريد
من همچنان خواننده هر روز شما هستم و بايد بگم خيلي وقتها كه در بيداري وقت نيكنم سر بزنم همش خواب سايت و چيزهاي خوشمزه اش رو ميبينم
مثلا همين هفته پيش كه مهمون داشتم از 2 شب قبلس هم خودتون و هم خوراكي هاتون مهمون خواب شبانه من بوديد
واي كه نميدوني چقدر ذوق مرگ شدم
بايد اضافه كنم كه شب مهموني تقريبا از 60% از رسپي هاي خوب شما استفاده كردم و انقدر مهمونهاي عزيز حال كرده بودند كه نگو
اومدم حق استاد و شاگردي رو ادا كنم و حسابي ازتون تشكر كنم
راستي چون توي خوابم ازم خواسته بودي براتون دعا كنم خواستم بگم خيالت تخت طيبه جون چون حسابي اين كارو كردم و اميدوام هرچي از خدا ميخواي بهت بده
اميدوارم اين روزهاي آخرسال رو با خوشي و آرامش سپري كني و سال فوق العاده اي رو در كنار خانواده محترمتون شروع كنيد
ارادتمند هميشگي

مثل همیشه عالی بود طیبه خانم عزیز.
 کتاب مستطاب آشپزی باارزش‌ترین هدیه‌ایه که تابه‌حال از همسرم گرفته‌ام. عقیده دارم توی همه‌ی جملاتش ردپای یه کدبانوی خوب ومهربون به چشم می‌خوره که بدون وجودش این کتاب، مستطاب نمی‌شد.
خدا آقانجف و شما و خانواده‌ی محترم‌تون رو حفظ کنه و روح فهیمه خانم رو تا جاودان شاد نگهداره.
راستی، روز بوشهر هم مبارک.

شف عزیز با یه مسافرت 10روزه اونقدر عقب افتادم که حاالا حالا ها باید عجله کنم تا به سرعت شما برسم (البته با وجود یه کلاس اولی و کار بیرون و خونه و همه اینا ) ولی خب کاریش نمیشه کرد علاقه من به کارهای شما و کلا اصراری که به خودکشی تو آـشپرخونه دارم مطمئنا میرسم این مسقطی دیروز درست شد فقط من یه اشکال دارم که حدس میزنم به درجه حرات برمیگرده مسقطی من بهتر از همیشه بود ولی بازم کشدار نشد فکر میکنم دلیلش حرارت متوسط رو به بالای اجاق بوده حدسم درسته ؟ البته حدود نیم ساعت طول کشید و کاملا هم سفت شد  .... روز شهر زیبا تون هم مبارک ... انشاالله که آقای دریابندی هم همیشه سلامت باشند.  .

سلام
واقعا عالی شد
دستت درد نکنه بابته رسپی
عاشق پسته ها شم

شف عزیزم سلام
مشق شب من شیرعسلی خیلییییییییییییییییییییی خوشمزه و عالی دست گلتون درد نکنه
http://www.cheftayebeh.ir/2013/02/blog-post_17.html

 عزیز این جمله که گاو علوفه می خوره ولی چاق می شه، اشتباهه و از بی سوادی گوینده ست. عجیبه که خیلی از متخصصین تغذیه (از جمله دکتر کرمانی) اغلب اینو می گن. دلیلش این نیست که علوفه یا سبزیجات چاق می کنن، دلیلش تفاوت در آنزیم هاییه که توی معده گاو وجود داره ولی تو معده ی ما وجود نداره. کره اسید چرب اشباع داره و باعث افزایش کلسترول تو بدن می شه و البته که ضرر داره

 من با جمله آخر نوشته اتون اشکم سرازیر شد!!

سلام 
باید تشکر ویژه کنم اول بابت معرفی آقای دریابندری و همسرشون توی این سایت و دوم بابت معرفی غذاهای خوشمزه بوشهری به فترسی زبانان کل دنیا 
من عاشق شیرینیام مخصوصا مسقطی

 شما می تونید توی همون ظرف برش بزنید و دونه دونه با چاقو از زیرش یواش در بیارید.

 نشاسته ذرت.

معمولا مزه هل سبز در شیرینی های ایرانی سنتی تره، ولی مزه اش یه چیز سلیقه ای هست. اگر شما مزه هل سفید رو بیشتر دوست دارید می تونید از اون استفاده کنید.

میزانشون هم باز سلیقه ای هست.  از نصف قاشق چای خوری به بالا.

:D

سلام.
ببخشید من چند وقت اینج یک کیک با عنوان"شکلاتی ترین کیک دنیا"دیدم اما الان پیداش نمی کنم!!!

طیبه عزیز، بابت همه چیز ممنون، این مسقطی هم که دیگه آخرش ه،،، ماشاءالله معلومه که ژن هنر و هنرپروری در خانواده شما نقش فعالی داره،از یه طرف شما، و از طرف دیگه، مادربزرگ گرانقدر و مادر بزرگوارتون و حالا هم که آقای دریابندری عزیز، انشاءالله همیشه پایدار و سلامت باشید، ما هم از برکت وجود شما، شاید که به یه جایی برسیم 
عزیزم دست گُلت درد نکنه 

پی اس : در ضمن اگه شما هم هوس برف کردین، یه سر تشریف بیارین تهران ، برف بازی در خدمت باشیم

:D

منظورتون این کیکه:

http://www.cheftayebeh.ir/2010/04/blog-post_2124.html

 حلوای شیر که برای سومین پنجشنبه ی پدرم درست کردم.درسته حال خوبی نداشتم
ولی به خاطر تشکر از زحمات شما ازش عکس گرفتم.شرمنده عکس کیفیت نداره چون
تو اون وضعیت دوربینم رو پیدا نکردم و با گوشی گرفتم.تارتش هم از پای میگو
یی که گفتین هست با یه مقدار کره ی بیشتر.

سلام شف عزیز 
روز شهرتون مبارک

سلام مرسی شیرینی خوشمزه و کم دردسریه واسه عیدددددددددددددددددد ممنون عزیزم
وای چقدر الان هوسشو کردم اما دوس دارم یکی واسم درستش کرده باشه من خورنده باشم هههههههههه

خدا بهتون صبر بده و پدر عزیزتون رو بیامرزه...
 ،(قیافه حلوا و اون کلمپه ها(اگه اشتباه نکنم
باید خیلی خوشمزه باشه، ما از اینجا براشون فاتحه میخونیم.

سلام.من مسقطی درست کردم!میدونید طیبه جان، بعد از اینکه به روغن پس دادن افتاد من بازم هی هم میزدم....نسوخت اما یه حالتی شد انگار که شکرک زده  باشه!آخه بعد از 15 دقیقه کاملا مسقطی شده بود.انقد قشنگ شده بود... اصلا من همش خراب کاری میکنم....

 نسترن جون،

بهتون تسلیت می گم.

 انشاءا... روحشون قرین رحمت باشه.

ازتون بی نهایت ممنونم که با وجود شرایطتون باز هم به فکر اینجا بودید.

نسترن جان  تسليت عرض ميكنم
خيلي لطف كردين كه عكس گذاشتين،بسيار هم زيبا شدن
روحشان شاد باد
 

انشالا كه خوب در بياد

مسقطي لاري كمتر از مسقطي بوشهري كش مياد
ولي ميزان كشدار شدنش بستگي به ميزان پخت داره

قربان محبتتون بهاره جون

اگه خوب چرب شه راحت در مياد

انشالا كه ازش لذت ببريد

اينجا هميشه نشاسته ذرت موجود بوده

ننه هميشه با نشاسته ذرت آشپزي ميكنه
ماماني خانم هميشه با نشاسته ذرت آشپزي ميكنه
منم از بدو تولد تا الان فقط با همين نشاسته زندگي كردم

ولي تصميمش با خودتونه

مرسي پريس جون شما هميشه به ما لطف داريد

بله دقيقا
يعني شيوه سنتي هميشه فرق ميكنه
انشالا اون شيوه رو هم واسه اش يك پست خواهم گذاشت

من چندين مقاله خوندم كه ميگه بايد خورده بشه
اما فقط اون مطلبي كه توي برنامه دكتر آز ديدم خيلي خوشحالم كرد چون خيلي بهش اعتقاد دارم
انشالا مطلب رو توي يه پست جداگانه در مورد كره خواهم نوشت
همينقدر بگم كه خودم با وجدان راحت ميخورمش
آجيل هم در رژيم هاي لاغري توصيه ميشه من خودم هميشه توي رژيمم قرارش ميدم

شما خوب ورزش كنيد نگران باقيش نباشيد

بله واقعا
من تقريبا هر بار كه اسمشون رو ميشنوم گريه ام ميگيره
ولي اواخر زندگيشون همه خيلي به خاطر وضع جسميشون ناراحت بوديم انشالا الان در جاي خوبي هستن. خدا رحمتشون كنه

عجب! لابد بندگان خدا تو بند و بساطشون عكاس ندارن كه از محصولاتشون عكس بگيره

ولي شايدم دوست داشتن حتما با دست حاج آقاي ما محصولاتشون رو تبليغ كنن

:P

با اجازه تون من ديگه فقط كارم شدن نفس عيق كشيدن
اگه ميتونستم و ميشد فقط با دم زندگي ميكردم بدون باز دم

يك سال واسه تولدم داداشم و زن داداشم يه ست كامل از اين سنتيها واسم گرفتن همه چيزش رو دارم. من اگه بخوام خوب عكس بگيرم ابزارش رو دارم منتها تنبلي ولم نميكنه
:P

شكننده شد؟ يعني مثل مسقطي شيرازي شد؟ 
خب اونم خوشمزه است. بله شما نبايد به رسپي دست بزنيد
و بايد خوب حرارت بديد و حسابي هم بزنيد و صبور باشيد تا كشدار شه
هل هم بله ديگه زيادش تلخ ميكنه
بايد با ذائقه تنظيم كنيد
يا اينكه از عرقش استفاده كنيد

انشالا كه موفق بشيد عالي درش بياريد
خودتون ميدونيد كه از شيريني هاي قلق داره

شرمنده ميفرماييد
مرسي از لطفتون

من از نشاسته گل استفاده نميكنم
ولي استفاده از هر دو بلامانع ميباشد

نگران نباشيد ...شما به مرحله كشداريش رسيديد ولي به اون مرحله سفت شدن نرسيديد
مسقطي يه چيزيه كه با تجربه به تكامل ميرسه
مثل همه شيريني هاي سنتي تجربه خاص ميخواد
مطمئن باشيد توي تجربه هاي بعدي اون مشكل هم حل ميشه

قربان محبتتون
هيچي واسه من مثل دعاي خير ارزش نداره

هنرمندي از خودتونه و مشخصه كه كارتون عاليه كه همه از دستپختتون تعريف ميكنند
انشالا هميشه شاد و سلامت باشيد

كاملا صحيح ميفرماييد
و مرسي از لطفتون

بله من شما رو خيلي درك ميكنم
واقعا مشغله زندگي اجازه هيچي رو به آدم نميده. منتها عشق به آشپزي هميشه آدم رو سر شوق مياره كه با هر سختي اي هم هست دست به كار شه

اگر با موادي كه دادم با همين اندازه كار كرديد نيم ساعت كم بوده
البته به سايز و جنس ديگ هم مربوط ميشه
نگران نباشيد مسقطي هم مثل حلوا يه چيز بد قلقه كه مطمئنا با تجربه درست ميشه
انشالا دفعه بعد با همين موردي كه فرموديد رفع عيب ميكنيد و حتما نتيجه بهتري خواهيد گرفت

به به چه مسقطي خوشرنگي
و صد البته پسته طعم و قيافه اش رو عالي تر ميكنه
احسنت بر شما كه سريع دست به كار شديد

شبنم جون چوب كاري ميفرماييد
شما به اين هنرمندي ديگه فقط از عكس كارهاتون هم مشخصه كه چقدر با استعداد و با دقت هستيد چه برسه به خوردنش

آره عزيزم برف كه لذت خاص خودش رو داره.... بگذريم كه من آفتاب و شرجي رو با هيچي عوض نميكنم
كلا مخم ايراد داره
:P

خداوند به شما و خانواده عزيزتون صبر بده
و انشالا كه جايگاه ايشون بهشت برين باشه
من از همين الان براشون فاتحه ميخونم
و مرسي كه عكس كارتون رو گذاشتيد بسيار عالي شدن

هاهاها
بله خب البته اونم يه مدلشه
ولي من از اون آدمهام كه تا خودم چيزي رو درست نكنم خوب بهم نميچسبه

نه عزيزم چون كار سختيه اصلا از خودتون نا اميد نشيد. كلا شيريني هاي سنتي پر قلق هستن
15 دقيقه خيلي كمه
حرارت رو كمتر كنيد و با حوصله كنار وايسيد و هم بزنيد انشالا كه نتيجه عالي خواهد بود

ممنونم از پاسختون شف جان

نسترن جون ، تسلیت میگم خدمتتون، انشاءالله روحشون قرین رحمت باشه 

شما همیشه به ما لطف دارین شف جون
یه دونه ای

خانم هنرمند ازتمام دستورات عالی وصفحه فوق العاده تون ممنونم.من این مسقطی رادرست کردم هرچند کتاب مستطاب راهم دارم اماازروی پیشنهاد شما پختم وعالی بود.خوندن مطالب شما به تنهای حال منو خوب میکنه چه برسه به درست کردنشون تا حالا چندین دستورشمارادرست کردم ولذت بردم .مرسی مرسی مرسی.
راستی شمااصلا اضاافه وزن ندارین؟

ممنون از جوابت طیبه جون. یک بار دیگه امتحان می کنم 

سلام طیبه جونم خیلی عاااالی بود ممنون از دستورات خوشمزت
فقط یه چیزی ... جای باسلق تو دستورات خالیه !!!! میشه لطفا آموزش باسلق رو هم بذاری  [-O<

چه عکسی شیرینتر از این عکس میتونستن پیدا کنن :)

مرسی که انقد روحیه میدید
ممنون ازت بابت اینهمه وقت و انرزی که در اختیار ما میذاری
خیلی خیلی ممنون

سلام، خسته نیاشید ممنون که جواب دادین:)این سوال من بود که مروارید جون زحمت جابه جایی رو کشیدن.

 خوب کش دار شده بود حتی آخراش دیگه به زور هم میزدم من بیشتر از یه ساعت پای گاز بودم :D 
بله مثل مسقطی شیرازی، 
  حالا الان که از دانشگاه برگشتم جون ندارم ایشالا فردا یه بار دیگه درست میکنم این سری با نشاسته ذرت، ایشالا عکسم میزارم
از نظر طعمش که عالی بود چون تا شب دیگه چیزی ازش باقی نمونده بود :D

:Dخیلی خسته بودم ولی ممممم ....... درست کردم دوباره
دقیقا همون چیزی شد که دلم میخواست
من هیچی از آشپزیو شیرینی پزی سر در نمیارم، نخندینا ولی من تازه همین امشب فهمیدم نشاسته گل همون نشاسته مشهدیاس (به قول خودم البته مشهدی)  حالا فهمیدم به اونا میگن نشاسته گل فک میکردم از یه جور گل نشاسته میگیرن:))

مزه اش که از دفعه قبلی بهتر بود فقط من خلال بادام و پسته نداشتم گردو ریختم
برشش هم بدک نبود فقط اگه میزاشتم خنک شه و توی یه ظرف صاف میریختم بهتر هم میشد.
خیلی عالی شد این سری، خستگی دانشگاه از تنم دررفت در کل مسقطی درست کردن برا من که همش سرم تو ماکت و اتوکدو شیتو این چیزا بود خیلی تجربه با حالی بود کلا امشب رنگ دنیام عوض شده:D
، بازم ممنون:)
ببخشید عکساش کاره یه مبتدیه خیلی خیلی تازه کاره :D
دههههههههه:D نخندین دیگه:D

طیبه جان چند روزی هست که دلم می خواد کامنت بذارم ولی نمیشه
نمی دونم چرا این پست رو خوندم  خیلی دلم گرفت
احساسات لطیفت به خوبی در دنیای مجازی قابل لمسه

خداوند شما رو حفظ کنه و عمری با برکت بده

 دستتون درد نكنه ،من كه كلي از عكستون لذت بردم خيلي زيباست
مخصوصا ان روميزي فوق العاده ازش ياد پته دوزيهاي كرمان افتادم
همون هست عزيزم؟اخه فرمودين مشهدي هستين 
واقعا زيباست ،عجب مسقطي خوردني ميشه روي اين ميز با اين گلذدان زيبا
نوش جان

واقعا میگین؟!! مرسییییی:)
آره این پته هست یکی از اقوام از کرمان سوغات آورده برامون، قابل شما رو نداره:)
نه مشهدی نیستم چون از اون نشاسته ها از مشهد میگرفتیم من  بهشون میگم نشاسته مشهدی:D

 لیلای عزیز!اون گوینده رو من نمیدونم چقدر با سواد بود.همینقدر فهمیدم که یکی از پزشکان معروف بود و نویسنده یه کتاب خیلی معروف و البته 80 سالی هم سن داشتن.و فقط در مورد گاو صحبت نکرد.اتفاقا ایشون گفت گوسفند!امعده گاو و گوسفند شبیه؟ من نمیدونم.

اینم میتونه از اون بحثهایی باشه که جواب واحد براش سخت پیدا میشه.ومن تخصصم تو زمینه پزشکی و سلامت نیست برای همین نمیتونم بحث کنم..
دکتر کرمانی رو خیلی از دوستان من با رژیمهاشون خیلی خوب جواب گرفتن.

صبر میکنم شف اون پست کره ای رو هم بذاره که حتما توش به کلی از مقاله های معتبر استناد خواهد کرد
اما قدیمیها هم همشون از فواید کره میگن.مادربزرگ همسرم 85 سالشونه.تا مریض میشن کره رو اب میکنن(البته محلیش رو) و میخورن و معتقدن همین خوبشون میکنه.هزار ماشالله خیلی سالمن تو این سن.و همسر من که خیلی خیلی خیلی کم کره میخره و میخوره:دی کلسترول داره و ...!

در نهایت به نظر من اعتدال تو خوردن هر چیزی بهترین راه حله.مرسی عزیزم.

 جدی میگی شف جون؟چه جالب!
برعکس من از بچگیم بیشتر نشاسته گل رو میشناختم.
توی دستور هم نشاسته گل هست که گفتن خیسش بدین.برام جالب بود این چیزی که گفتین.
شف زولبیا رو هم با همین نشاسته ذرت درست میکنین یعنی؟

 عزیزم تسلیت میگم... انشالا که روحشون شاد باشه... خدا به شما هم صبر بده

طیبه جونم سلام و خسته نباشید...
راستش من امروز خیلی دمق بودم و هوس یه چیز خوشمزه کرده بودم... به محض دیدن این رسیپی دست بکار شدم... اولا بگم که چون خیلی گشنم بود و موقع دیدن عکسهای زیبای شما آب از لب و لوچم راه افتاده بود تصمیم گرفتم 2برابرشو درست کنم... ضمنا واسه اینکه زرنگی کنم هم از بزرگترین قالبلمه ای که داشتم استفاده کردم که زودتر به مراد دلم برسم.... همه چیز عالی و محشر پیش رفت.. فقط بگم به نظر من بازم شیرینیش زیاد بود و کاش اون 1/2 پ آخرش رو نمی ریختم و به 2 پ بسنده می کردم.. راستی به جای 200 گرم عشق،  حول و حوش 100 گرم کره+مارگارین زدم.. البته نه بخاطر رژیم و اینطور چیزا - که من یه 30، 40 کیلویی از این حرفا جلوترم- بلکه بخاطر همون بحث حیاتی معروف .. ممممممم.. اسمش چی بود؟؟!!!.. ریاضت اقتصادی؟؟! اقتصاد ریاضتی؟؟!  آهاااااااااااا... جهاد اقتصادی!!!!!!!!!!!
خلاصه که خیلی صفا کردم با نتیجه کار.. عکسش رو هم وقتی برش خورد و تو ظرف چیدم حتما میذارم
دوست دارم.... ماچ

سلام من مسقطی رو درست کردنم
خیلی خوشمزه بود فقط یکم زیادی چرب بود
چند تا عکس گرفتم با 5 سین هول هولکی!سمنو و سرکه موجود نبود!امیدوارم خوب باشن
و ممنون از آموزشتون
 

 سلام من این مسقطی رو درست کردم
خیلی خوشمزه بود,فقط زیادی چرب بود
چند تا عکس هم با 5 سین هول هولکیم گرفتم!!!ا
و ممنون از آموزشتون

با سلام از اونجایی که من از رو نمیرم بازم میخوان مسقطی درست کنم...لطفا واسم دعا کنید که خوب در بیاد....

اره الا جون من واقعا از عكستون لذت بردم خيلي خيلي زياد،مسقطي زيبا گلدان زيبا و روميزي كه معركه ديگه
مرسي عزيزم از لطفتون
 حتما خيلي خيلي براي اقوامتون عزيز هستين كه همچين سوغاتي براتون اوردن نميدونم تا حالا پته دوزي را ديدين يا نه؟كار بسيار مشكلي است بايد بهش بوسه زد چون  زحمت و عشق زيادي پشتش هست
مباركتون باشه، حالا كه مطمئن شدم كه پته هست رفتم كه دوباره عشقشو بخورم
 

انشالا كه عالي ميشه

به به چه حال و هواي نوروزي اي شده
مسقطيهاتون هم ظاهرشون عاليه انشالا طعمش هم عالي باشه
چربيش رو هم هر چي پس داد بايد بگيريد
ولي خب ذاتش همينه

تجربه جالبي بوده
منم موافقم كه شيريني پزي روحيه آدم رو خوب ميكنه و دلمون حسابي وا ميشه

خوشحالم كه نتيجه مثبت بوده
البته مد نظر داشته باشيد كشدار بودنش بستگي به ميزان شكرش داره ها

انشالا هميشه شاد و سلامت باشيد

نظر لطفتونه 
انشالا كه استفاده ببريد
چرا به قول خارجكيها در حال از دست دادن بي بي ويتم هستم
:P

احسنت به اين همه پشتكار
رنگ و ظاهرش نشون ميده كه خوشمزه بوده
راستي اينم بگم كه واضحه شما استعداد آشپزي و شيريني پزي داريد
وگرنه با خستگي نميرفتيد و اينهمه انرژي نميذاشتيد
انشالا اينها هم شادترتون ميكنه

بله هر وقت ميگن از صافي رد كنيد مشخصه منظورشون اون مدلش بوده
ولي من هميشه با همين ذرتيش كار ميكنم

آره زولبيا رو بچه كه بودم با نشاسته گل درست ميكردم. چون دستورش ميگه نشاسته گل منم همون رو انجام ميدادم
خاطرات جالبي در موردش دارم اگه يه روز خواستم زولبيا آموزش بدم حتما مينويسمش

مرسی واقعا ممنونم، من این انرژی رو از شما میگیرم...

بله دیدم، منم اصلیتم کرمانی هست و باهاش آشنا هستم پته های قدیمی مادر بزرگم صد  برابر از این قشنگ تر و ظریف تر هست. 
از شما هم منمون بهاره جون، قابل شمارو نداره:)

راستی مامان من با مامان شما دوست بودن قبلنا....

سوال در بخش دیگه:

 پس ینی اون مسقطی رو نمیتونیم با همون اندازه ها با اون نشاسته سفیدا درست کنیم؟

ممنون از بابت پاسخ شف عزیز

مرسی از همدلی تک تکتون محبتتون رو با جون و دل احساس کردم خداوند اموات شما رو هم بیامرزه و به عزیزاتون طول عمر با عزت و سلامت عط کنه.طیبه جون خدا شما رو هم برای ما نگهداره .همتتون رو خیلی دوست دارم.بازم ممنونم.

Post a Comment

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...