2015/02/27

تولد یک کتاب


روزی که برای اولین بار مهدی رو تو دستام گرفتم نتونستم محکم بغلش کنم چون میترسیدم بچه ام له بشه. اما روزی که کتابم رو برای اولین بار تو دستام گرفتم خیلی محکم بغلش کردم و فشارش دادم و نگران له شدنش هم نبودم. همیشه در دست گرفتن یه تازه متولد یه حس خیلی خوب به آدم میده. مخصوصا که خیلی هم واسه به وجود اومدنش زحمت کشیده باشی.

از طرف خودم و آقای شوهر از تمامی دوستانی که با شکیبایی روزها به انتظار کتابشون نشستند تشکر میکنم و امیدوارم که به اندازه من از در دست داشتن کتابشون لذت ببرند. همچنین خدمت شما عزیزانی که هنوز در انتظار این نو رسیده به سر میبرید عرض میکنم که ما در حال ارسال کتابها هستیم و انشاالله به زودی زود کتاب رو در دستانتون خواهید داشت.

0 comments:

Post a Comment

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...