قليه ماهي

قليه معروف بوشهري

للك

للك يا گمنه جايگزين مناسبي براي برنج

مُي كُم گرفته

ماهي شكم پر بوشهري

ته چين مرغ

ته چين لايه اي سه طبقه

كباب ننه

كتلت گوشت كرانچي تهيه شده در دستان مادربزرگ

2015/09/29

کاپ کیک سیسمونی مهسا



روزی که به مهدی خبر داده بودن که زن عموت یه نی نی تو شکمش داره؛ مهدی اومد بالا پیش من و پرسید: "مامانی... مگه زن عمو نی نیش رو خورده که الان تو شکمشه؟!"
من به زور جلوی خنده ام رو گرفتم و آهسته گفتم: "شاید عمو علیرضا نی نیش رو خورده باشه ولی از زن عمو حبیبه بعیده!!!".





علیرضا عاشق دختره. اینقدر علاقه اش زیاده که حتی تا روز آخر هم امیدوار بود که مهدی دختر به دنیا بیاد! رو همین اصل من معتقدم خدا به حبیبه رحم کرد که بچه اش دختر شد!
وقتی شنیدیم نی نی مون دختره؛ من و حبیبه به خاطر حبیبه خوشحال شدیم علیرضا هم به خاطر خودش با دمش گردو میشکست!

یه موضوع مشترک که در مورد حبیبه و علیرضا به طرز فجیعی روز به روز و طی سالیان قوت گرفته اینه که این دو بشر سرعت انتخابشون لاکپشتیه. یعنی مثلا هر کدومشون برای انتخاب یه لباس ساده باید کل بازار رو بگردن و ماهها گرفتار باشن تا به تصمیم نهایی برسن! حالا تصور کنید این دو با همدیگه قرار بود یه اسم برای بچه شون انتخاب کنن.
آقا نشون به اون نشون که بچه تا یک ماه بعد از تولدش اسم نداشت!!! شوخی نمیکنم.



تو این چند ماه همه خانواده متفق القول میگفتن:" باز خدا پدر و مادر مهدی رو بیامرزه که برای بچه یه اسم گذاشت وگرنه چند ماه باید بچه رو نی نی صدا میزدیم."
جریان از این قراره که من یه کتاب داستان برای مهدی خریده بودم با عنوان اولین تجربه های تو. این کتاب شامل داستانهاییه از قبیل اولین روز مهد کودک یا اولین تجربه رفتن به دندان پزشکی یا اولین تجربه رفتن به استخر و ...
یکی از این داستانها تولد یک نوزاد جدیده. توی داستان برای بچه تعریف میکنیم که چطور مادر بزرگ و پدر بزرگ پیش بچه ها میان و خانواده اتاق نوزاد رو آماده میکنند و مادر به بیمارستان میره و یه نوزاد جدید بدنیا میاره و همه به بیمارستان میرن برای دیدن نوزاد جدید و بالاخره نوزاد رو به خونه میارن و همه ازش مراقبت میکنن تا اندکی بزرگ میشه و برای گردش بیرون میرن.
اسم این نوزاد توی داستان سوزیه.
یه روز که از اداره برگشتم؛ حبیبه واسه ام تعریف کرد که مهدی رفته بوده پیشش و ازش خواسته بوده اسم نی نی رو بذارن سوزی!
از اون روز به بعد اسم نی نی، سوزی بود. یا به زبان مهدی "شوژی"!

و تا روزها بعد از تولد هم همه سوزی صداش میزدیم.
من هیچوقت ادای مهدی رو در نمیارم ولی یه روز از مهدی پرسیدم که:"مامانی میای بریم پایین پیش شوژِی؟" مهدی خیلی سریع جواب داد: "شوژی نه مامانی! شوژی!"
بعد چند ثانیه به فکر فرو رفت و صدای من رو با صدای خودش تو ذهنش مقایسه کرد و دید یکی بوده. خیلی آهسته از روی خجالت سرش رو انداخت پایین و هیچی نگفت.
و این آخرین باری خواهد بود که من با زبان خودش باهاش حرف خواهم زد. گناه داشت بچه ام.





خلاصه سوزی صاحب اسم شد و من بعد از کلی خود درگیری آخرش تصمیم گرفتم که بیسکویت سیسمونی درست نکنم و کاپ کیک سیسمونی درست کنم. گمون کنم سرعت انتخاب علیرضا و حبیبه به منم منتقل شده!



یه روز که حبیبه و مهسا خونه نبودن با مهدی رفتیم پایین پیش علیرضا و چند تا عکس از ست سیسمونی مهسا گرفتیم. و علت عکاسیمون رو هم "سیکرت" عنوان کردیم.
مهدی هم جی جی خوشگلش رو با خودش آورده بود که تو عکسها مشارکت داشته باشه.
و البته بعدشم دوربین رو در دست گرفت تا اونم چند تا عکس از صحنه بگیره!

اگر الان واسه تون سوال پیش اومده که چرا رنگ غالب تو این تصاویر آبیه بهتره به این پست مراجعه کنید.
یعنی علیرضا خونش هم آبیه!





تصمیم نهاییم برای کاپ کیک ها این بود که طرح سیسمونی رو روی کاغذ برنج با ماژیک مخصوص خوراکی پیاده کنم.
کاغذ برنجی و ماژیک مارک آمری کالر رو مروارید جون برای من آوردن ولی امکان این وجود داره که بتونید اینترنتی خریداریش کنید.

نقاشی روی کاغذ برنجی اصلا کار ساده ای نیست چون با رطوبت موجود در رنگ به راحتی کنار نمیاد و به سرعت نرم میشه.
من دور کار رو با قلم مو و رنگ ویلتون کار کردم ولی اگر شما میخواید همینکار رو انجام بدید توصیه میکنم قلموتون خیلی خیس نباشه چون طرح یکنواخت اجرا نمیشه و کاغذ هم به سرعت نرم میشه.
اگر براتون سوال پیش اومده که کاغذ برنجی چیه باید عرض کنم همین که توی قنادی ها برای کیک های تولد با رنگ خوراکی روش عکس افراد رو چاپ میکنند هم نوعی از کاغذ برنجی هستش. پس تا حدی باهاش آشنایی دارید.
نقاشی روش زیاد راحت نیست. ولی اگر قلقش دستتون بیاد شیوه مناسبی برای تزئین کیکهاست.




از اونجایی که من اختیار زندگیم دست خودم نیست... مهدی کاپ کیکها رو درست کرد!
مایه کیک رو آماده کرد و لاینر ها رو توی سینی ها چید و مایه رو توی لاینرها اسکوپ کرد و گذاشت توی فر.
من دیگه تو این چهار سال عادت کردم به اینکه سرعت کیک پزیم پایین باشه و کار چند دقیقه ایم یک ساعت طول بکشه! در عوضش مهدی تا سه روز بسیار خوشحاله.

بعد دوباره درخواست کاپ کیک پختن میکنه!




یه سوالی که در کامنتها زیاد مطرح میشه اینه که یک لاینر (کاغذ کاپ کیک) رو تا چه حد باید پر کنیم؟
در کل بستگی به مایه کیک داره و اینکه چقدر پف میکنه.
ولی معمولا اگر میخواید در انتها و پس از پایان پخت، لبه لاینر ها خالی باشه هر لاینر رو تا نیمه پر کنید. و اگر میخواد تا لبه بالا بیاد لاینرها رو تا دو سوم پر کنید.
بازم تاکید میکنم بستگی به مایه کیک داره. اینی که در تصویر میبینید مایه کیک ساده است ( یا به قول مهدی "کیک زرد" که خیلی بهش علاقه داره) و این مایه پف بسیار خوبی داره.

در این تصویر مشاهده میکنید که مهدی برخی از لاینر ها رو تا نیمه پر کرده بوده و برخی رو تا دو سوم.
البته داشته با قاشق بستنی زنی پرشون میکرده و قانونا همه باید یک اندازه از آب در میومدند ولی چون هنوز دستش اونقدری راه نیافتاده و معمولا کلی از مایه کیک رو هم روی سینی و کابینت میریزه اینه که کم و زیاد هم توش دیده میشه.
همینطور که عرض کردم من با خودم قرار گذاشتم دیگه این چیزا برام مهم نباشه و مهم اینه که هر دو با هم تجربه های شیرین داشته باشیم.
و اینکه کم کم بچه راه میافته. شاید سال دیگه عکسی رو ببینید که همه کاپ کیکهاش یک اندازه و عالی باشن.



شهریور بود و هوا به شدت گرم. به علاوه میخواستم کرمی باشه که رطوبتش کاغذهای برنجی رو هم خراب نکنه پس از کرم ماسکارپونه استفاده کردم.
آنچه در تصویر میبینید نیمی از رسپیه. و برای 24 کاپ کیک یا 36 مینی کاپ کیک جواب میده.
البته بستگی به سایز شکوفه شما هم داره.




الان روی هر کدوم از این کاپ کیکها رو من دو دور کرم کار کردم.
چون مارپیچی کار کردم ممکنه خطای دید داشته باشید ولی دو دور هستش که در هم ادغام شده.




موضوع دیگه ای که باید بهش اشاره کنم اینه که اینا مینی کاپ کیک هستن یعنی سایزشون حدودا نصف یه کاپ کیک میشه. سینیش و لاینر هاش مخصوصه گمون کنم اینترنتی هم یافت میشه. من چندین سال پیش از پریس جون خواستم برام فرستادند.




استند کاپ کیکها هم باز مخصوص مینی کاپ کیکه. این استند هم مارک ویلتونه و در سایز کاپ کیک و مینی کاپ کیک موجوده این رو هم خیلی سال پیش خریدم ولی میدونم الان هم تو ایران گیرتون میاد.
اینا رو برای این توضیح میدم که در مصرف کامنت ها صرفه جویی شه!
راستی این استندها اصلا هم ارزون نیستن. از تجملات زندگی به حساب میان. جوونی هام مرتکب این خبط شدم. به نظرم چیز واجبی نیست. امروزه به راحتی ظرفهای دو طبقه یا سه طبقه شیرینی خوری بلور و چینی با طرحهای خیلی خوشگل همه جا گیر میاد به نظر خودم اگر میخواید هزینه کنید از اونا بخرید بهتره چون کاربردشم بیشتره. البته خود دانید. اینم چیز قشنگیه.






همین شیوه تزئین رو میتونید با فوندانت یا مارزیپان هم انجام بدید. مثل اینی که قبلا دیدید. فقط باید از قبل انجامش بدید که سفت بشه و روی کاپ کیک بایسته.

خب اینم از کاپ کیکهای سیسمونی سوزی. ببخشید کاپ کیکهای سیسمونی مهسا!

مهسا اینقدر خانمه که نگو! روز تولدش رفته بودم بیمارستان دم در اتاق وایساده بودم دیدم صدا زدن که همراه نوزاد بیاد لباس تنش کنه. منم از خدا خواسته پریدم داخل اتاق که سوزی رو برای اولین بار ببینم. پیرهنش رو که از سرش رد کردم گفت: "اِه". گفتم: "نه! چیزی نیست دختر خوب آروم باش." گفت: "چشم."! یعنی در این حد خانم!!!
نه که من عادت به بچه ای دارم که از بیست و چهار ساعت بیست و پنج ساعتش رو گریه میکرد اینه که الان مهسا رو میبینم ذوق مرگ میشم. خانم به معنای واقعی کلمه!

یادتونه من دلخور بودم چرا دختر ندارم چیزای دخترونه درست کنم براش؟ مشکل کاملا حل شد. دیگه دختر نمیخوام. مهسا هست!

عید بر همگان مبارک!



براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

2015/09/26

کسرول کوردن بلو


کوردن بلو که معرف حضورتون هست. از اون غذاهای خوشگل با کلاس و بسیار هم خوشمزه.
حالا فرض کنید شما یک آشپز تنبل هستید.
اصلاح میکنم...
فرض کنیم من یک آشپز تنبل هستم.
حالا درست شد.

با فرض این موضوع ... من میام همون کوردن بلوی خوشمزه رو برای سهولت کار خودم به شکل کسرول درستش میکنم. به شکل کسرولی که بخواد باشه؛ (همونطور که با مفهوم کسرول آشنایی دارید) همه چی رو میریزیم توی یه ظرف و هلش میدیم توی فر و خلاص.
پس ما الان یه کوردن بلوی خوشمزه داریم که "خوشگل و با کلاسی" رو ازش گرفتیم و "سهولت و سرعت" رو بهش بخشیدیم.
یه همچین انسان بخشنده ای هستم من!





یک سینه کوچک مرغ
روغن زیتون 1 ق غ
پودر سیر نصف ق چ
پودر پیاز نصف ق چ
پودر تخم گشنیز ربع ق چ
پودر زنجبیل ربع ق چ
فلفل سفید ربع ق چ
نمک
آرد سوخاری 5 ق غ
روغن زیتون 1 ق غ
پنیر تست ورقه ای 4 عدد





فر رو روی  180 درجه سانتیگراد قرار میدیم.

تلاش کنید فیله سینه مرغ رو به تکه های یک اندازه برش بزنید که همه به صورت یکسان بپزند.
نتونستید هم مهم نیست ولی اگر تلاش خودتون رو بکنید؛ غذاتون خوشمزه تر خواهد بود.





روغن زیتون رو توی تابه میریزیم.
مرغ رو توی تابه ریخته و همه ادویه ها منهای نمک رو اضافه میکنیم.
با شعله متوسط مرتب همش میزنیم تا زمانی که تمام قطعات مرغ رنگشون سفید رنگ بشه.
اندکی نمک اضافه کرده و از روی حرارت بر میداریم.

عنایت داشته باشید من فقط در حدی که مرغ از رنگ صورتی به رنگ سفید برسه بهش حرارت میدم و نه بیشتر. چون اگر بیشتر بپزه آبش کشیده میشه و خشک و لاستیکی خواهد بود.
یک بار دیگه هم قراره همین مرغه توی فر بپزه پس توصیه میکنم در این مرحله زیاد بهش حرارت ندید.

من سالامی رو از رسپی حذف کردم و با ذائقه خودم به مرغه یه سری ادویه اضافه میکنم که اصلا عدم وجود سالامی در کوردن بلو حس نمیشه.
واقعا طعمش عالیه در حدی که میشه تو همین مرحله ساندویچش کرد و قورتش داد!



یه ظرف که تحمل دمای فر رو داشته انتخاب کنید. میتونه سرامیک باشه یا پیرکس یا فلزی. در هر حال چون کسروله همینطور که از اسمش پیداست غذا در همون ظرف سرو خواهد شد.

ظرف رو چرب کنید و دو قاشق آرد سوخاری کفش و به دیواره هاش بپاشید.
برای تهیه آرد سوخاری در خانه به این لینک مراجعه کنید.
توصیه اکید هم دارم که از همین مدل آرد استفاده کنید و نه آرد سوخاری های آماده بازاری. دلیلش بافت و سایز دانه هاست و همچنین طعمش هم بهتر خواهد بود.



نیمی از مرغ رو کف ظرف بچینید.
زمانی که شما مرغ رو با حرارت متوسط تفت میدادید؛ مرغ آب پس میده و یه سس توی تابه خواهید داشت. تلاش کنید تیکه های مرغی که برای این لایه استفاده میکنید بدون اون سس باشن که آرد سوخاری خیس نشه و نهایتا کف کسرول شما برشته و کرانچی بشه.



حالا پنیر ورقه ای رو روش قرار میدیم.
من از یک ظرف کوچک استفاده کردم که عملا میتونه با دو تا دونه پنیر ورقه ای پر شه. یعنی تا این حد ظرفه کوچولوه.
ولی چون گناهه اگر بتونیم پنیر بیشتری توی غذا بریزیم؛ اما نریزیم... من دو ورقه دیگه هم روش چیدم.
کار باید همیشه از روی اصول انجام بشه!



حالا باقی مرغه و هر چی سس توی تابه هست رو روی پنیر میریزیم.



سه قاشق آرد سوخاری و یک قاشق روغن زیتون رو توی یک کاسه ریخته و با انگشتان ماساژش میدیم تا مثل خورده بیسکویت اندکی به هم بچسبند.



و تمام سطح کسرول رو باهاش پوشش میدیم.



ظرف رو به مدت 15 دقیقه در فر داغ قرار میدیم.
و اگر دوست دارید روش هم طلایی و برشته بشه؛ شعله پایین فر رو خاموش کرده و شعله بالا رو روشن کرده و دو سه دقیقه هم با شعله بالای فر بهش حرارت میدیم. فقط باید کنار فر بشینید چون به سرعت برق و باد میسوزه.

از فر خارج کرده و داغ داغ سرو میکنیم.


من واسه گل روی حاج آقا مهدی روش هم کچاپ ریختم.
شما که غریبه نیستید... "گل رو" تعارف بود. نمیریختم از خونه بیرونم میکرد!




و اما شیوه خوردنش:
قاشق رو میزنیم زیرش...
چند قطعه مرغ و مقدار زیادی پنیر مذاب و یک عالمه آرد سوخاری ترد و برشته رو بار میزنیم و جلوی مانیتور به دوستانمون عرضه میکنیم!



شما فقط یه نیم نگاه به این پنیر مذابی که داره روی مرغها جاری میشه بندازید...
همین یک دلیل کفایت میکنه که این غذا رو همین امروز درست کنید!



و یک کلوزآپ برای اینکه حجت رو بر شما تمام کرده باشم!

طعمش عالیه. ادویه ها عطر و طعمش رو فوق العاده میکنند. و پنیر و آرد سوخاری برشته شده هم حرفش نزدنیه.

میخواید بدونید بهترین قسمتش کجاست؟
اون مرکزش هست که به طور کاااااملا اتفاقی چهار ورقه پنیر روی هم همپوشانی کردند؟
همون قسمتشه که طعمش به طور اتفاقی رویاییه.
حدس بزنید اون قسمتش سهم کی میشه؟
اگه منو شما آشپزشیم و از این راز با خبریم که به خوبی واقفیم اون قسمتش سهم کی میشه!




اگر در خانه ای زندگی میکنید که آقا های خوش خوراکی حضور دارند؛ بسیار خوشحال خواهید بود که امروز این صفحه رو مطالعه کردید. خودم شخصا تضمین میدم!
و به احتمال زیاد این میزان هم واسه شون کم خواهد بود پس از اول برای محکم کاری دو برابرش رو درست کنید. هر چند که اینقدر ساده و سریعه که میشه باز آنی آماده اش کرد.


براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

2015/09/22

کیک ببعی ایتالیایی



صبح روز عید فطر طبق عادت خیلی زود از خواب بیدار شدم. نای بلند شدن نداشتم. گرمای امسال همه مون رو از پا در آورده بود. منم بدتر از همه. یه غلت زدم و خیره شدم به سقف. تصمیمم این بود که صبح زود بیدار شم و واسه عید قربان یه کیک ببعی درست کنم. چون خودم رو خوب میشناختم و به برنامه زندگیم واقف بودم اطمینان داشتم اگر روز عید فطر کیک درست نکنم امسال عید قربان در کارگاه آشپزسازی کیک نخواهیم داشت. یه کم فکر کردم دیدم اصلا جون تو آشپزخونه رفتن رو ندارم. گفتم: "خدایا آخه این چه زندگی ایه من واسه خودم ساختم؟ بیا و بذار منم یه امروز مث همه آدمای دیگه صبح روز تعطیلم رو استراحت کنم." باز یه غلتی زدم و خودمو کش آوردم و کمی فکر کردم. گفتم: "نه درست نیست. اگه امروز از زیرش در برم ، صحنه رو به ذات تنبلم واگذار کردم!". باز یه غلت دیگه زدم و خیره شدم به سقف. گفتم: "خدایا خودت میدونی تنبلی نیست. آخه واقعا خسته ام. بذار امسالو بیخیال شم." بازم یه غلت دیگه زدم (من از بچگی مشکل زیاد غلت زدن داشتم!!!) فکر کردم دیدم من قرار بوده این کیکه رو اسفند واسه "عید نوروز ببعی ای" امسال آماده کنم و هی پشت گوش انداختم و بهانه تراشیدم و از زیرش در رفتم. الانم که دارم دنبال دلیل محکم میگردم که یه جوری بندازمش واسه سال بعد. تازه عید قربان هم هیچ چیز ببعی ای نخواهم داشت. دیدم خیلی زشته. گفتم: "دختر از روی خودت خجالت بکش. تو واقعا جلو خدا روت میشه از زیرش در بری؟ تو که هر سال مقید به  یلدا و نوروز و ولنتاین و هزار تا چیز دیگه هستی. بعد واقعا دلت میاد از عید قربان امسال بگذری؟ تو واسه روز نوتلای امسال هم تو ماه رمضون کیک آماده کردی و قراره تو روز خودش پستش کنی بعد فقط عید قربان رو داری کم میاری؟". باز یه غلت زدم و به سقف خیره شدم و گفتم: "خدایا ببین... این جناب شیطونه سی روز نبودش. همین صبح عید فطر اجازه دادی بیاد سراغ من!" شیطون رو لعنت کردم و آهسته و بی سر و صدا رفتم تو آشپزخونه.




درست یادم نیست یه سال پیش بود یا دو سال پیش یا سه سال پیش یا... یه عکس تو اینترنت دیده بودم که به سبک کیک با تزئین رز یه ببعی درست کرده بود. طرحش خیلی ساده بود و تو ذهنم مونده بود. دیگه حتی به خودم دردسر جستجوی توی اینترنت هم ندادم و خیلی سریع کیکه رو به سبک خودم اجراش کردم.
تو خانواده ما همه عاشق تیرامیسو هستند. آقای شوهر بیشتر از مهدی؛ مهدی بیشتر از آقای شوهر! مهدی مرتب درخواست تیرامیسو میکنه. گفتم بچه خیلی وقته التماس کرده بذار این کیک ببعیه رو واسه بچه ام ایتالیاییش کنم!
شما میتونید همین روال رو برای کیکتون اجرا کنید فقط بیس کیک میتونه هر کیکی باشه مثلا شکلاتی یا وانیلی یا میوه ای یا هرچی. کرمش هم باز میتونه هر کرمی باشه. مهم ظاهر و تزئین کیکه.



همینطور که در این کیک توضیح دادم...زمانی که قراره تیرامیسو رو به شکل کیک درستش کنیم یعنی میخوایم کیک تیرامیسو داشته باشیم بهتر اینه که با کیک ژنواز کار کنیم.
پس مطابق دستور یک برابر رسپی کیک ژنواز رو درست میکنیم.
اینبار من از سه قالب 15 سانتی استفاده کردم. صرفا جهت ارتفاع بیشتر.
به سرعت برق و باد مایه کیک رو آماده کردم و گذاشتم توی فر.



قبل از اینکه کیک رو شروع کنم خامه رو گذاشتم توی فریزر و تا کیک بخواد آماده شه و خنک شه (تو فریزر البته. چون عجله داشتم قبل از اینکه مهدی بیدار شه کار رو تمام کنم)  کرمش رو هم درست کردم.

برای تهیه کرم ماسکارپونه به این پست مراجعه کنید.



باز تو حین انجام کار کرم، من شربت قهوه اش رو هم آماده کردم که تو این فاصله خنک شده باشه.
اینقدری که من تو زندگیم کیک تیرامیسو درست کردم؛ الان میتونم چشم بسته هم سه سوته کیک رو آماده کنم!



برای کرم میانیش من باز به همون شیوه که در پست تیرامیسو با کیک ژنواز توضیح دادم از قیف و ماسوره استفاده میکنم هم راحت تره هم میزان کرم میانی برای تمام لایه ها یک اندازه خواهد بود.
ماسوره ای که در تصویر مشاهده میکنید ماسوره ستاره ای شکله. مهم نیست ماسوره شما چه شکلی یا چه سایزیه یا چند تا دندونه داره. دندونه هاش کشیده است یا کوتاه. مستقیمه یا انحنا داره. فقط همین که ستاره ای باشه کفایت میکنه.
این ماسوره ها ایرانی هستند و در تمامی فروشگاه های لوازم قنادی پیدا میشه.





اصلا مهم نیست که لایه میانی رو تمیز کار کنید چون قراره پوشیده شه. همینکه یه لایه کرم بین دو شیت کیک داشته باشید کفایت میکنه.



پس تا اینجا شد:
کیک
شربت
کرم
کیک
شربت
کرم
کیک
شربت



حالا با یه لایه نازک از کرم دور تا دور کیک و روش رو پوشش میدیم.
اصلا هم اهمیت نداره که تمیز کار کنید چون همه اش پوشونده خواهد شد.
پی برای صاف کاریش وقت نذارید.



فقط آخر کار کارد رو گرم کرده و با دستمال خشک کنید. بعد کارد رو افقی روی کیک حرکت بدید تا روی کیک یه سطح صاف و صیقلی داشته باشید.
حالا دور تا دور بدنه کیک رو شکوفه بزنید.
به این ترتیب که از مرکز به سمت بیرون مارپیچی حرکت کنید.
اصلا سخت نیست اصلا هم ظرافت نمیخواد چون ما هدفمون این نیست که گل رز درست کنیم. میخوایم پشم ببعی درست کنیم. اونم ظرافت لازم نداره!!!
ظرف کیک رو بچرخونید و چسبیده و کنار هم شکوفه ها رو ایجاد کنید.



حالا برای اینکه دور صورت ببعی رو درست کنیم یه ردیف شکوفه هم روی لبه کیک میزنیم. بعدشم چند شکوفه بالای سر ببعی به عنوان پشمای کاکُلیش! ببعی کاکُل به سر!!!



من همیشه تو خونه یه تیکه فوندانت تو فریزر دارم اینه که کارم لنگ نمیمونه. ولی چون میدونم همه این شرایط رو ندارند توصیه میکنم با تافی شیری یا تافی نارگیلی یا هر طعم تافی دیگه ای که رنگ سفید داره به این شیوه ای که شرح دادم برای ببعی گوش درست کنید. تافی رو هم که از آجیل فروشی ها به صورت فله یا از سوپر مارکتها به صورت بسته بندی میتونید خریداری کنید.

من چند ثانیه فوندانت فریز شده رو در مایکروفر گرم کردم و به شکل برگ بهش فرم دادم و سر سیخ چوبی بامبو زدم.
مطابق تصویر.



یک قاشق از همون کرم ماسکارپونه رو با اپسیلون رنگ صورتی رنگ کردم و با قیف بدون ماسوره روی گوشها و بینی ببعی رو کار کردم.

نصب گوشها هم که خیلی ساده است. کافیه چوبها رو توی کیک فرو ببریم. به همین سادگی. بعدشم روش رو با کرم صورتی تزئین میکنیم. یک قلب کوچولو هم وسط صورت ببعی به عنوان پوزه اش.




از اینجا به بعدش رو فقط اونایی که بچه کوچولوی کنجکاو تو خونه دارند صحبتهای منو درک میکنن... آقا ما همین که تصمیم گرفتیم تزئین بدنه کیک رو شروع کنیم؛ یه پسرک کوچولویی بدو بدو با چشمای خوابالو اومد تو آشپزخونه و محکم دو دستی پای مامانش رو بغل کرد. از اینجای کار به بعد دیگه من نه پاهام در اختیار خودم بود نه دستام. نه قیف و ماسوره.
مهدی به سرعت خودش رو رسوند به بالای کابینت و قیف کرم رو در دست گرفت که یالا من باید کیک رو تزئین کنم.
"مامانی من باید کیک رو تژئین کنم. ژرف کرم رو بده به خودم. تو برو کنار وایشا. خودم درشتش میکنم. اصلا تو بلد نیشتی."

دیگه با التماس من و وساطت آقای شوهر ما تونستیم در عرض 20 ثانیه یا کمتر شکوفه های دور کیک رو بزنیم. و گوهاش رو نصب کنیم و با بدبختی ای کرم صورتی رنگ درست کنیم. چون بچه صورتی دوست نداشته! سرمه ای و بنفش میخواسته! کرم رو هم البته باید خودش رنگامیزی میکرده.



تا اینجاش رو شد با یه بامبولی انجام بدم ولی دیگه قیف شکلات تلخ رو نتونستم از چنگش در بیارم. منم که اخیرا دیگه زیبایی و کمال کیک اصلا برام اهمیت نداره میذارم بچه خلاقیت خودش رو نشون بده.
فقط این وسط یه مشکلی وجود داشت... مهدی عاشق شکلات تلخه (یادتونه گفتم هوو آوردم بالا سر خودم؟!) و یه ذره شکلات مذاب توی قیف کمش بود. مجددا درخواست شکلات کرد. منم به خیال خودم خواستم لطف کنم به جای شکلات نود درصد واسه اش شکلات شیری ریختم توی یه قیف دیگه. بچه ام شاکی شد که "این چیه شیرین بدمژه اشت رنگشم شیاه نیشت. شکلات تلخ شیاه میخوام مامانی"!




هیچی دیگه با هدایت خودم ما موفق شدیم دو نفری یه ببعی از این کیک به عمل بیاریم.
بعد تازه اول بدبختی بود!
مهدی همین که متوجه شد این کیکه یه ببعیه؛ به شدت ناراحت شد و شاکی که: " ببعی؟ من ببعی دوشت ندارم؟ مگه من نگفته بودم این آقا شیره اشت مامانی؟"
بعدشم قهر کرد!



دردسرتون ندم... من و آقای شوهر با سلام و صلواتی تونستیم عروس خانم رو برگردونیم سر سفره عقد!
گفتم: "آره مامان این آقا شیره است. من اشتباهی گفتم ببعی. من عذرخواهی میکنم. شما خودت بیا این قیف رو بگیر آقا شیره رو تزئینش کن"
دیگه لبخند به صورت مهدی بازگشت و قیف رو گرفت دستش و گفت: "تو اصلا بلد نیشتی مامانی. این آقا شیر کوچولوی خوشگله. اصلآ ابدآ هم ببعی نیشت. نگاه کن! دور شورتش یال داره. ببین مامانی! نگاه کن! من درشت میگم اصلآ ابدآ ببعی نیشت. "



خب اینم از کیک خوشمزه ببعی  ایتالیایی.
غذر میخوام ببخشید کیک خوشمزه آقا شیر کوچولوی ایتالیایی.

درستش کنید. هم خیلی سریع آماده میشه هم فوق العاده خوشمزه است. یعنی اینقدر سریع آماده میشه که من میتونم روزی صدتاش رو درست کنم. البته اگه یه بچه چهار ساله تو دست و پام نباشه!
در هر حال تزئین کیک رو میتونم در چشم بر هم زدنی انجام بدم. خیلی خب حالا بیست تا چشم بر هم زدن!
فقط میخوام مطلب رو برسونم که تزئینش خیلی سریع و راحته. حتما انجامش بدید مخصوصا اگر بچه کوچولو تو خانواده دارید.
تهیه کرمش بسیار راحته. چندین سال قبل بهش اشاره کرده بودم و میدونم همه انجامش دادید. منتها چون بنابه تجربه میدونم تا خودم روی یه موضوعی تاکید خاص نداشته باشم و پست جداگانه براش نذارم مورد کم لطفی دوستان قرار میگیره؛ یه پست مجزا واسه اش تهیه کردم که با اطمینان باهاش کار کنید.
پس تهیه کیکه خیلی ساده است و مزه تیرامیسو هم کاملا ایرانی پسنده.
تازه کیک رو میتونید از شب قبل آماده کنید توی یخچال بمونه جا هم می افته!

راستی قبل از اینکه برم یه چیزی بگم بخندید:
کیک که تمام شد من یه برش واسه مهدی جدا کردم و گفتم "بیا مامان اینم تیرامیسو که دوست داشتی".
مهدی یه نگاه عاقل اندر سفیه به من انداخت و گفت: "تیرامیشو؟ اینکه تیرامیشو نیشت مامانی! تیرامیشو روش کاکائو داره. برو اونی که باهاش کاکائو میپاشیم رو تیرامیشو رو بیار تا خودم درشتش کنم."
من غش کرده بودم از خنده. ظرف کاکائو و یه الک کوچولو دادم دست بچه و نظاره گر پوشانده شدن صورت ببعی با کاکائو شدم!!!

عید شما مبارک

براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...