قليه ماهي

قليه معروف بوشهري

للك

للك يا گمنه جايگزين مناسبي براي برنج

مُي كُم گرفته

ماهي شكم پر بوشهري

ته چين مرغ

ته چين لايه اي سه طبقه

كباب ننه

كتلت گوشت كرانچي تهيه شده در دستان مادربزرگ

2018/12/29

مافن سیب

apple_muffin_(1).jpg

تو خانواده ما همه عاشق سیب هستن. 
به جز من! 
من همه چیز دوست دارم ولی زبونم تو دهنم نمیچرخه بگم عاشق سیب هستم! آخه این همه میوه دیگه هست که آدم میتونه عاشقش بشه. چرا سیب؟! آقای شوهر بس که عاشق سیبه هنوزم بعد از این همه سال نمیتونه درک کنه چرا یه نفر نمیتونه عاشق سیب باشه. مهدی هم عاشق سیبه. لیانا به حدی سیب دوست داره که تو خواب هم میگه "سیب میخوام"! فقط این وسط من تک افتادم. که خب البته تو جاهای دیگه میشه جبران کرد. مثلا من شیرینی های سیبی رو دوست دارم. و اصلا عاشق کره سیب هستم. و خوبیش به اینه که سالم ترین کره دنیاست. اگه فرصت شد یه بار از فرایند تهیه اش واسه تون عکاسی میکنم. اما الان نه. امروز نوبت مافن سیبه.


apple_muffin_(2).jpg

سیب خرد شده 2 لیوان

پودر دارچین 2 ق چ

آرد 2 ق چ

کره 125 گرم

شکر 1 لیوان

وانیل 1 ق چ

تخم مرغ 2 عدد

آرد 2 لیوان

بیکینگ پودر 2 ق چ

آب نصف لیوان



apple_muffin_(3).jpg

فر رو روشن کرده و روی 190 درجه سانتی گراد یا 375 درجه فارنهایت قرار میدیم.

سیب ها رو پوست گرفته و ریز خورد میکنیم.

حدودا دو سیب نیاز داریم.

و توصیه میکنم به معکب های نیم سانتی برش بزنید.

دو قاشق چای خوری آرد و دو قاشق چای خوری پودر دارچین رو اضافه میکنیم.


apple_muffin_(4).jpg

همش میزنیم تا برش های سیب، کاور بشن. اینطوری سیب ها ته کیک، تهنشین نخواهند شد.


apple_muffin_(5).jpg

کره رو از قبل، از یخچال بیرون میاریم و میذاریم به دمای محیط برسه.

کره نرم شده و شکر و وانیل رو به خوبی هم میزنیم و تخم مرغ ها رو دونه دونه اضافه میکنیم و باز به خوبی با همزن برقی هم میزنیم. 
بینش هم چند بار با قاشق سیلیکونی همش میزنیم که کره به بدنه ظرف نچسبیده باشه.


apple_muffin_(6).jpg

حالا یک لیوان از آرد رو با بیکینگ پودر مخلوط کرده و توی مایه ریخته و به خوبی مخلوطش میکنیم.

بعد آب رو اضافه کرده و مجددا با همزن برقی هم میزنیم.

میتونید به جای آب از شیر یا آب پرتقال هم استفاده کنید.

بعد اون یک لیوان باقی مونده آرد رو اضافه کرده و در حدی که مخلوط شه همش میزنیم.

همینطور که مشاهده میکنید مایه لطیفی حاصل میشه.



apple_muffin_(7).jpg


حالا مخلوط سیب مون رو اضافه میکنیم.


apple_muffin_(8).jpg

و با قاشق سیلیکونی به خوبی همش میزنیم.


apple_muffin_(9).jpg

حالا دیگه میریزیمش توی قالب.

میدونید که من همیشه از "قاشق بستنی زنی" برای هم اندازه شدن کاپ کیک ها و مافن ها استفاده میکنم.


apple_muffin_(10).jpg

برای هر مافن من دو اسکوپ از مایه رو توی قالب های مافن میریزم. دو اسکوپ سر پر.

به نظر خودم این میزان نتیجه بهتری داره. چون وقتی که همین رسپی رو توی قالب های کاپ کیک درست میکنم معمولا یک تا یک و نیم اسکوپ استفاده میشه و نهایتا کیکش به این لطیفی نخواهد بود. ولی شما مختارید که از هر قالبی با هر سایز و شکلی که دوست دارید استفاده کنید.

فقط مدت زمان پختش متفاوت خواهد بود.

برای مافن با این سایز، یعنی دو اسکوپه، مدت زمان پخت 40 دقیقه هست که کیک رویه ای طلایی و کرانچی و مرکزی لطیف داشته باشه. برای کاپ کیک حدودا 30 تا 35 دقیقه زمان نیاز هست. و برای کیکی که توی قالب های بزرگ تر پخته میشه دیگه باید مرتب بعد از 40 دقیقه چکش کنید که ببینید کی مرکزش کاملا میپزه.

با این میزان حدودا 10 تا 12 تا مافن خواهید داشت. بسته به سایز مافن ها البته.


apple_muffin_(11).jpg

در هر حال از هر قالبی که استفاده میکنید، قالب باید تا دو سوم پر بشه چون این کیک خوب پف میکنه. و همینطور که مشاهده میکنید؛ مافن ها مون گنبدی شکل و خوشگل هستند و حسابی پف کردن و سیب هاش از اون بالا خودشون رو نشون دادن.

مهدی اجازه عکاسی هم نداد و درجا یکیش رو قاپید و داغ داغ قورت داد!

گفتم که اینا عاشق سیبن!


apple_muffin_(12).jpg

این قالب های مقوایی عالین. ببینید کیک چقدر تمیز از قالب بیرون میاد.

و بهترین مزیتش هم اینه که نیازی به شستوشو نداره! کلی تو زندگی جلویی!



apple_muffin_(13).jpg


اینم گاز زده شده اش.

ببینید مرکزش چقدر لطیفه! و از همه مهم تر، روش کرانچیه. منو که میشناسید؟!

اون دونه های ریز قهوه ای رنگی که توی بافتش میبینید پودر دارچین هست. میزان پودر دارچینش رو عمدا کم گرفتم. عطر و طعم دارچین توی کیک احساس میشه؛ اما اونقدر زیاد نیست که فکر کنی داری کیک دارچینی میخوری.

قطعات ریز سیب کاراملایز شده رو میبینید؟ با هر گازی که از کیک میزنی؛ یه کمی سیب سوپرایزت میکنه.

درستش کنید و لذت ببرید. چیز خوشمزه ایه.


کپی برداری از مطلب مجاز نمیباشد. لطفا به همین صفحه لینک دهید. متشکرم
براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

2018/12/22

سیب زمینی شیرین

1.jpg

امروز یه پست هیجان انگیز واسه تون دارم. هیجانش به خاطر اون ماده "خوردنیش" نیست. هیجان خاصش به خاطر تجربه متفاوتیه که داشتم. خیلی شیرین، بسیار خاص، کاملا به یادماندنی!

در سفری که سال گذشته مروارید جون به ایران داشتن؛ محبت کردن و برای من سیب زمینی شیرین آوردن.

پست امروز از اون سری پست هایی هست که در خصوص آشنایی با مواد غذایی خاص براتون آماده میکنم. سیب زمینی شیرین sweet potato یه چیز نامتعارفی نیست و در تمام دنیا خوردنش رواج داره. منتها در ایران بنا به دلایلی سیب زمینی شیرین کشت نمیشه. از دلایلش بی اطلاعم. ولی در هر حال اگر در میان خوانندگانم کشاورزان با ذوق وجود دارند (که قطعا وجود دارند) تولید انبوه سیب زمینی شیرین با توجه به خواص غذایی بسیار بالایی که داره گزینه بسیار منطقی و سودآوری هست. لطفا مد نظر داشته باشید.

سیب زمینی شیرین دارای گونه های مختلفی هست و به رنگهای گوناگونی هم وجود داره. رنگ هایی مثل : سفید، زرد، نارنجی، قرمز، صورتی، بنفش، بژ.

سیب زمینی شیرین همینطور که از اسمش پیداست طعم شیرینی داره. اما میزان شیرینیش در بین گونه های مختلفش متفاوت هست. شیوه خوردنش هم تقریبا مثل سیب زمینی های دیگه است. یعنی میتونیم کبابیش کنیم یا آبپز یا سرخش کنیم یا به صورت چیپس درستش کنیم یا هر چیزی که به ذهنتون میرسه. فقط طعمش متفاوته. خواصش هم بیشتره.


2.jpg

در این تصویر من سیب زمینی شیرین رو در دست گرفتم که شما متوجه سایز یه سیب زمینی نرمال باشید. البته خب سیب زمینی شیرین هم مثل بقیه سیب زمینی ها میتونه کوچیک یا بزرگ بشه.


3.jpg

همینطور که گفتم این سیب زمینی رو میشه به شیوه های مختلفی طبخ کرد. ولی آنچه در تصویر اول دیدید؛ به این شکل پخته شده:
ابتدا سیب زمینی رو به خوبی شسته و خشک میکنیم.

 فر رو روشن کرده و روی 210 درجه سانتیگراد قرار میدیم.


4.jpg

با کمک یک چنگال، سیب زمینی رو سوراخ سوراخ میکنیم.


5.jpg

بعد با برس کمی روغن زیتون روی بدن سیب زمینی مون میمالیم. که البته این مرحله اش کاملا اختیاری هست.

این شیوه برای کباب کردن همه سبزیجات میتونه به کار بره مثلا کدو و هویج و سیب زمینی و لبو و حتی شلغم. خیلی هم خوشمزه میشن. کافیه امتحان کنید.


6.jpg

بعد توی فویل میپیچیم و میذاریم توی سینی و میره توی فر به مدت 40 تا 50 دقیقه. البته زمان پخت، بستگی به سایز سیب زمینی داره. من ترجیح میدم بیشتر بپزمش که حسابی نرم و کاراملایز بشه. 
واسه هویج و کدو و لبو و شلغم هم همینطور. منو که میشناسید. دوست دارم همه چیز کاراملی باشه! بس که کارامل خوشمزه است!



7.jpg

و محصول نهایی! نرم و آبدار و خوشرنگ و شیرین و کاراملی!

اگر قبلا چشیدیدش که هیچی. اگر تا به حال نچشیدید باید بگم یه چیزی هست تو مایه های هویج و کدو حلوایی. دیگه بهتر از این نمیتونم توضیح بدم. باید امتحان کنید تا متوجه بشید. ممکن هم هست از طعمش خوشتون نیاد. امکانش خیلی زیاده!

بچه های من عادت به خوردن سبزیجات دارن پس از خوردن همه مدل سبزیجاتی لذت میبرن. شما هم تلاش کنید ذائقه بچه هاتون رو از همون اول به سمت صحیح سوق بدید. مخصوصا در مورد هویج و کدو حلوایی و هر ماده غذایی نارنجی رنگ، به خاطر داشتن بتاکاروتن.


8.jpg

خب حالا همه اینایی که تا الان نوشتم رو ولش کن! بذار بریم سر وقت قسمت هیجان انگیز ماجرا:

من دو تا سیب زمینی شیرین داشتم.

"یکیشو خودم خوردم، یکیشو دادم به زمین. زمین به من علف داد. علفو دادم به بزی. بزی به من ... ".

ببخشید نتونستم جلوی خودمو بگیرم. از بچگی عاشق این شعره بودم! هنوزم کتابش رو دارم. اصلا کتاب داستان های دهه شصت خیلی جذاب تر بودن. نه؟!

بگذریم.

سیب زمینی دومیه رو کاشتمش!


9.jpg

دقیقا عین پروژه کاشتن سیب زمینی وقتی که بچه دبستانی بودیم!

چهار تا خلال دندون.

یه لیوان آب.

یه سیب زمینی.

و شما یک جنگل سیب زمینی در خانه خواهید داشت.

بچه که بودم چقدر این کار خوشحالم میکرد.

هنوزم میکنه! احتمالا هنوز بزرگ نشدم!


10.jpg

این تصاویر مربوط به پارساله. 
لیانا که خیلی نی نی بود؛ هنوز هیچی از "هیجان" حالیش نمیشد. ولی منو مهدی هر روز میرفتیم سراغ سیب زمینی مون و کلی ذوق میکردیم. 
مسابقه میذاشتیم هر کی زودتر آب سیب زمینی ها رو عوض کنه. (میگم سیب زمینی ها، چون کم کم عیال وار شدیم و تعداد ظرف هامون خیلی زیاد شد!)


11.jpg

همینطور که میبینید جوانه ها خیلی سریع رشد کردن و تعدادشون زیاد شد.


12.jpg

ما هم دونه دونه از مامان شون جدا شون میکردیم و میذاشتیمشون توی یه بطری.


13.jpg

هر روز من از اداره برمیگشتم و مهدی هم از مدرسه. بعد مسابقه میذاشتیم که کی تند تر آب سیب زمینی ها رو عوض کنه!



14.jpg

همینطور که گفتم کم کم عیال وار شدیم. دیگه وقت کاشتنشون بود.


15.jpg

چند تا گلدون خیلی بزرگ خریدم.

اما آقای شوهر پیشنهاد داد یه دونه بشکه رو تبدیل به گلدون کنیم.

خودش بشکه رو با ابزار برید و من و مهدی پر از خاکش کردیم و جوانه ها رو کاشتیم.


16.jpg

یه توضیح در مورد برگ هاش بدم. این گونه از نژاد انگور به حساب میاد. واسه همین رونده است. یعنی خودش میتونه روی خاک حرکت کنه و ریشه بزنه. یا میتونه از دیوار بالا بره.

برگ هاش خوردنی هم هستند. خام یا پخته شده. ولی من از طعمش لذتی نمیبرم!


17.jpg

اینکه میگم رونده است یعنی این! آقای شوهر بشکه رو تو ورودی پارکینگ گذاشته بود و من هر روز با ماشین از روی همه این برگ ها رد میشدم ولی میبینید که پوستشون خیلی کلفت تر از این حرفاست!


18.jpg

و کم کم پاییز شد. و برگ ها شروع کردن به زرد شدن. دیگه وقت درو بود!


19.jpg

منم دستکش پوشیدم و با قیچی افتادم به جون ساقه های خشک شده سیب زمینی ها.


20.jpg

اینم صحنه جنایت.

مهدی کلی باهام دعوا کرد که : "تو یک مادر سنگ دل هستی. اینا حس دارن. دردشون میاد. چطور دلت میاد؟!".

معمولا از این جور جملات زیاد ازش میشنوم. جملاتی مثل: "تو یک کشاورز بی لیاقت هستی! ببین این کدو ها خشک شدن. فقط من بلدم که چطور باید مثل یک کشاورز خوب به گیاهان آب داد."

باور کنید تمام تلاشم رو میکنم که خودم رو جدی و ناراحت نشون بدم و تو روش نخندم که پررو نشه. ولی تو عالم کودکی خودش، جملات خیلی خنده داری میگه که تا هنوزم وقتی بهش فکر میکنم غش میکنم از خنده!


21.jpg

وااااااااااااااااای! یعنی فقط باید میبویدید و این صحنه رو میدیدید! اینقدر شیرین بود! اینقدر شیرین بود! ماه ها صبر و تلاش! و کله سیب زمینی هایی که از توی خاک بهت لبخند میزنن!



22.jpg

واسه تجربه اول بد نیست. نه؟!

کلی سیب زمینی ریزه میزه و چند تا دونه هم درشت، حاصل تلاش من و مهدی و لیانا و آقای شوهر. هر کسی به سهم خودش هر از گاهی مقداری آب به سیب زمینی ها میداد. گاهی هم دو تا وروجک در آبیاری زیاده روی میکردند و دعوا میشدند!


23.jpg

و البته سیب زمینی شیرین یه دو هفته ای فرایند "کیورینگ" داره که باید فراوری بشه تا طعمش شیرین بشه. که خوشبختانه ما تو بوشهر زندگی میکنیم و اینجا تا دلت بخواد هوا گرم و مرطوبه!

سیب زمینی ها رو، ریز و درشت پختم و خوردیم. حتی در زمان تنبلیم (که میدونید زیاد اتفاق می افته!) سه دقیقه گذاشتم توی مایکروفر و درجا خوردمش!

در کل باید بگم که تجربه اش شیرین تر از خوردنش بود.

با تشکر فراوان از مروارید جون برای خلق یک تجربه شیرین دیگه!

راستی این عکس آخریه رو  یکی دو ماه پیش گرفتم. بله! از نو توی همه گلدون ها سیب زمینی شیرین کاشتم! دوباره دارن تبدیل به جنگل میشن!

هر روز که از اداره بر میگردم مهدی و لیانا منتظرن که بریم پشت بوم و به گلدون ها آب بدیم. 
البته به قول لیانا: "پشتَم بون"!

با اجازه تون بیش از صد تا گلدون خریدم و یک عالمه گیاه کاشتم. بیش از 20 گونه گوجه. 8 گونه کدو. 4 گونه خیار. 5 گونه کلم. 4 گونه بادمجان. 4 گونه سیب زمینی. 6 گونه ریحان. 8 گونه کاهو و یک عالمه سبزیجات و صیفیجاتی که ممکنه اسمش رو هم نشنیده باشید. همینقدر بگم که از اول پاییز تا الان لیانا و مهدی هر روز گرفتار آب بازی و خاک بازی و شیطنت هستند. شانس آوردید من تمام تلاشم رو میکنم که به استوری گذاشتن در اینستگرم معتاد نشم وگرنه روزانه شاهد یک عالمه ماجرای عجیب غریب میبودید! باید ببینیم تا کی میتونم مقاومت کنم و استوری نذارم. اعتیاد چیز بدیه!


کپی برداری از مطلب مجاز نمیباشد. لطفا به همین صفحه لینک دهید. متشکرم
براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

2018/12/18

پشمک قیفی

pashmak_ghif_(1).jpg

پست امروزمون اختصاص داره به سرو پشمک واسه شب یلدا. سالها پیش یه ایده واسه سرو آجیل و پشمک شب یلدا واسه تون پست کرده بودم که چیز خیلی شیکی بود. امسال هم این یکی رو داشته باشید. البته ایده اش از خودم نیست نمونه اش رو توی پینترست دیدم اما ایده سرو پشمک به دو رنگ سبز و صورتی به رنگ هندونه ایده خودمه که شاهدش هستید.

پشمک

نون بستنی قیفی


pashmak_ghif_(2).jpg

خب خیلی واضحه که برای شب یلدامون باید پشمک بخریم.

من دو رنگ سبز و صورتی رو به افتخار رنگ های هندوانه ای انتخاب کردم. البته طعمشون توت فرنگی و پسته ای هست. ولی نمیدونم چرا هیچ حسی از توت فرنگی و پسته به آدم نمیده. زیادم مهم نیست! مهم اینه که پشمکه و رنگیه!


pashmak_ghif_(3).jpg

همچنین به نون بستنی قیفی نیاز داریم که به راحتی میتونید از بستنی فروشی ها به تعداد مورد نیازتون تهیه کنید.


pashmak_ghif_(4).jpg

شیوه سروش هم خیلی راحته. من پشمک سبز رنگ رو تا انتهای نون قیفی فرو بردم به طوری که مطمئن بشم که کل قیف پشمک وجود داشته باشه.


pashmak_ghif_(5).jpg

یه مقدار کمی هم بالای نون قیفی ها قرار دادم.


pashmak_ghif_(6).jpg

حالا برای سهولت کار، با استفاده از قاشق بستنی زنی، پشمک صورتی رنگ رو توی قاشق فشرده کردم.

مهمه که با دست، پشمک رو توی قاشق فشار بدیم که به خوبی فرم بگیره.


pashmak_ghif_(7).jpg

بعد اسکوپش میکنیم روی پشمک سبز رنگ و قاشق بستنی زنی رو روی پشمک سبز رنگ فشار میدیم تا پشمک صورتی به پشمک سبز بهتر بچسبه. حالا قاشق رو بلند میکنیم.


pashmak_ghif_(8).jpg

و به این ترتیب بستنی قیفی های پشمکی ما آماده هستند.

اگر میخواید پشمک ها رو با خودتون به مهمونی یلدایی ببرید خیلی خوشگل بسته بندی کنید و با روبان و تگ های مخصوص یلدا تزئین کنید.

ولی اگر خودتون میزبان هستید، میتونید قیف ها رو توی نیم لیوان هایی که با تنقلات پر کردید فرو ببرید. مثلا من در این تصویر از برنجک استفاده کردم. شما میتونید از ترکیب برنجک و گندمک و شاه دونه استفاده کنید. یا نخودچی کیشمیش یا آجیل مشکل گشا یا هر چیز خوشمزه دیگه ای.

یه گزینه دیگه هم اینه که مثل تصویر اول، قیف ها رو توی لیوان های باریک و بلند قرار بدید. وقتی 12 یا 18 تا از این لیوانای پشمکی رو کنار هم بچینید صحنه جالبی خلق خواهد شد!



pashmak_ghif_(9).jpg

لازم به ذکر نیست ولی خب چون من عادت دارم زیادی توضیح بدم، اینم میگم:

پشمک رو نمیشه بیرون از کیسه و در هوای آزاد رها کرد چون رطوبت جذب میکنه و بدشکل و بدمزه میشه.

لذا این بستنی قیفی های پشمکی رو باید درجا جلوی مهمونها درست کرده و سرو کنید. اتفاقا همون جذابیتی که در پست قبل شرح دادم رو هم خواهد داشت. 


pashmak_ghif_(10).jpg

یه دونه اش رو هم جلو چشمتون میخورم که بدونید چه مدلی خورده میشه!!!



pashmak_ghif_(11).jpg

همینطور گاز میزنیم و گاز میزنیم تا تهش رو در بیاریم!

اینم از پست امروز. بستنی قیفی های پشمکی تون رو با هشتگ #یلداپشمک به اشتراک بذارید تا همه ازتون ایده بگیرن.

یلدا خوش بگذره!



کپی برداری از مطلب مجاز نمیباشد. لطفا به همین صفحه لینک دهید. متشکرم
براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

2018/12/15

دسر هندوانه در کاسه شکلاتی

watermelon_choco_cups_(1).jpg

یعنی قراره هم آش رو بخوریم هم جاش رو. این کاسه های شکلاتی رو من 9 سال پیش آموزش دادم و میدونم که خیلی هاتون هم بارها و بارها درست کردید و لذت بردید. 
امسال میخوام به مناسبت شب یلدا کاسه های شکلاتی رو به شکل پوست هندونه درست کنم و توش رو هم با دسر ژله هندونه پر کنم. باشد که همگی حالش رو ببریم.

ایده کاسه های به شکل پوست هندونه رو من توی "پینترست" دیدم و به ذهنم رسید که با این ژله فوری که دو سال پیش خلق کردم پرش کنم. هنوزم بعد از دو سال معتقدم این دسر ژله فوری یکی از بهترین ایده هایی بوده که به ذهنم رسیده چون با دو تا وروجک کارم رو خوب راه میندازه. بگذریم. بهتره بریم سر اصل مطلب:


watermelon_choco_cups_(2).jpg

برای دسر ژله:

پودر ژله 1 بسته

آب دو سوم لیوان

بستنی وانیلی 2 لیوان

چیپس شکلات برای تزئین


برای کاسه های شکلاتی:

شکلات سبز کمرنگ 200 گرم

شکلات سبز پر رنگ 100 گرم

بادکنک کوچک 


watermelon_choco_cups_(3).jpg

اول از همه میریم سر وقت کاسه های شکلاتی یا همون پوست هندونه.

شما میتونید از شکلات سفید استفاده کنید و بعد با رنگ مخصوص شکلات که پایه اش روغنه یا رنگ پودری رنگش کنید. در هر حال نباید رنگ شما پایه اش آب باشه وگرنه شکلات درست رنگ نمیگیره و دونه دونه میشه.

میتونید هم کلا خیال خودتون رو راحت کنید و از ابتدا شکلات رنگی بخرید.

این گزینه دوم کار ما رو خیلی ساده میکنه ولی یه بدی داره. مشکل اینجاست که شکلات ها طعم دار هستند و احتمالا هر کسی طعمش رو نپسنده. مثلا الان این شکلات میوه ای هایی که من گرفتم با دو طعم لیمو و نعناع هستند. لیمو برای سبز روشن و نعناع برای سبز تیره.  دیگه خودتون تا ته داستان رو بخونید. بله! هر دو شکلات طعم تندی دارند. باز اگر طالبی گیرتون بیاد بهتره.

ولی در کل رنگ کردن شکلات سفید گزینه مناسب تریه.

آهان اینم بگم: این شکلات های میوه ای چون شکلات واقعی نیستند؛ مشکل تمپر کردن رو ندارند. چون شکلات واقعی باید حتما به خوبی تمپر بشه تا در دمای محیط سفت و جامد باقی بمونه اما این شکلات های میوه ای رو همین که ذوبش کنی دیگه کار تمومه و ذاتا طوری هست که در دمای محیط جامد و سفت باقی خواهد موند.

دیگه تصمیمش با خودتون.


watermelon_choco_cups_(4).jpg

این اندازه هایی که بهتون دادم حدودا برای دو سه تا کاسه مناسب هست. یعنی بستگی به سایز بادکنک های شما داره.

شکلات رو بیشتر در نظر میگیریم که کاسه هامون نازک نشن. بعد میتونیم شکلات رو برای استفاده های بعدی مجددا ذخیره کنیم. در هر حال شکلات اگر بیشتر باشه بهتر از اینه که کمتر باشه! (این جمله رو باید با طلا نوشت!)

بادکنک کوچولو بخرید. هرچی کوچیک تر بهتر. چون کاسه هاتون نقلی و فانتزی خواهند بود. سایز بادکنک در تصویر مشخصه یعنی اندازه انگشت یک دختر بچه دو ساله!

اگر بچه کوچیک تو خونه دارید ضریب اطمینان رو بالا برده و چند تا بادکنک اضافی بخرید.
در تصویر مشاهده میکنید که لیانا با چه سرعتی خودش رو به بادکنک ها رسونده و داره بادکنک کش میره!


watermelon_choco_cups_(5).jpg

بادکنک ها رو شسته و خشک کرده و باد میکنیم. البته میدیم شوهرمون بادشون کنه چون خودمون نفسمون واسه زنده موندن هم به زور بالا میاد! (من موقع تولد لیانا دچار مشکل تنفسی شدم و بعد از دو سال هنوزم به حالت نرمال برنگشتم. زندگی مجال باد کردن بادکنک رو ازم گرفته! واقعا سخت و پیچیده است!)

باز مشاهده میکنید که درجا بادکنک ها به سرقت میرن!

بعد دو نفری سر بادکنک ها دعواشون میشه!

بعد شروع میکنن به جیغ کشیدن!

بعد گریه میکنن! دریغ از یک قطره اشک!

میگم:"مامان جان، من 6 تا بادکنک خریدم. دو تا برای مهدی دو تا برای لیانا دو تا هم برای مامانی. الان مشکلتون چیه؟!"

مجددا شروع میکنن به جیغ کشیدن!

این زندگی منه!



watermelon_choco_cups_(6).jpg

شکلات ها رو در دو کاسه جداگانه ذوب میکنیم.

و صد البته که مهدی هزار بار تکرار کرده که: "مامان بده من شکلات ها رو ذوب کنم."

شکلات ها رو که ذوب کردیم؛ یکیش رو توی یه کاسه با سایز مناسب میریزیم.

دومی رو توی یه قیف قنادی میریزیم و سر قیف رو قیچی میکنیم.

و نیازی به توضیح نیست که اینا رو مجبوریم دو نفری با همکاری پسرمون انجام بدیم.


watermelon_choco_cups_(7).jpg

حالا میدیم پسرمون شکلات تیره رنگ رو به صورت زیگ زاگ روی شکلات روشن کار کنه.


watermelon_choco_cups_(8).jpg

لطفا به سایز بادکنک و سایز کاسه دقت کنید.

باز تاکید میکنم که بادکنک هرچی کوچک تر باشه بهتره. و تلاش کنید اندازه یه گریپ فروت یا کمی بزرگ تر بادش کنید. اما خیلی بزرگ نباشه. چون قراره با دسر ژله پر بشه و اگر خیلی بزرگ باشه کمتر کسی میتونه دسر رو تا ته بخوره و حیفه.
سایز کاسه هم باید اندکی از سایز بادکنک باد شده، بزرگ تر باشه.

پیشاپیش عذرخواهی من رو بابت ناخن ها بلند حسنی پذیرا باشید!


watermelon_choco_cups_(9).jpg

بادکنک رو توی کاسه فرو میبریم و دستمون رو دو ثانیه ثابت نگه میداریم و بعد بادکنک رو از توی شکلات بیرون میاریم. مطابق تصویر.



watermelon_choco_cups_(10).jpg

اجازه میدیم شکلات اضافیش بچکه توی کاسه. بعد بادکنک رو روی یک قطعه کاغذ روغنی قرار میدیم.

به همین سادگی میتونیم کاسه های شکلاتی مون رو درست کنیم.


فقط هر بار باید شکلات تیره رنگ رو زیگ زاگی روی شکلات روشن کار کنیم و بعد بادکنک رو فرو ببریم توش 


watermelon_choco_cups_(12).jpg

اگر از شکلات سفید استفاده کرده بودید که چون تمپر شده همونجا سفت میشه. وگرنه میتونید بذاریدش توی یخچال. البته چون من از شکلات میوه ای استفاده کردم که شکلات واقعی نیست؛ گذاشتم توی فریزر و دو سه دقیقه بعد آماده بود.

با استفاده از یک خلال دندون یک قسمت نزدیک به دهانه بادکنک رو سوراخ میکنیم. این قسمت از بادکنک ضخیم تره و فرو بردن خلال دندون باعث ترکیدن بادکنک نخواهد شد.

من 9 سال پیش هم توضیح داده بودم که نباید بادکنک رو بترکونیم و فقط باید سوراخش کنیم تا کم کم بادش خالی بشه و خودش از کاسه شکلاتی جدا شه. یا اینکه برای سرعت بخشیدن به کار خلال دندون رو توی بادکنک تکون بدیم که به سرعت بادش خالی شه و از شکلات جدا شه.

در بالای تصویر برای توضیح بیشتر بهتون نشون دادم که اگر بادکنک بترکه چطور به شکلات میچسبه و براتون دردسر ایجاد میکنه. البته بازم جدا میشه  ولی کمی وقتگیر هست.

پس تلاش کنید که سوراخش کنید طوری که نترکه.


watermelon_choco_cups_(13).jpg

و بدینسان کاسه های شکلاتی ما یا همون پوست هندونه ها آماده پر شدن هستند!


watermelon_choco_cups_(11).jpg

حالا که خیالمون از کاسه ها راحت شد؛ دسر رو آماده میکنیم.

من در پستی که این دسر ژله فوری رو آموزش دادم، چندین بار تاکید کردم که این دسر از تولید به مصرف هست و باید سرعت عمل بسیار زیادی داشته باشید چون دسر درجا میبنده و سفت میشه. لطفا حتما اون پست رو مجددا مطالعه کنید.

خیلی سریع مجددا توضیح میدم:

پودر ژله و آب رو مخلوط کرده و روی حرارت قرار میدیم تا حل بشه.

بعد توی یک لیوان میریزیم و کنار میذاریم.

حالا بستنی رو که از قبل از یخچال خارج کرده بودیم و قدری نرم شده رو اندازه گیری کرده و به همراه ژله توی مخلوط کن یا بلندر یا غذاساز میریزیم.

(مهدی میخواست این پروژه رو خودش انجام بده پس برای خرید بستنی به فروشگاه رفته بود و چون بستنی کیلویی گیرش نیومده بود بستنی لیوانی خریده بود. واسه همینه که بستنی ای که توی تصویر مشاهده میکنید این شکلیه!)


watermelon_choco_cups_(14).jpg

دستگاه رو روشن میکنیم تا مایه یکنواختی حاصل بشه.

بعد درجا دسر رو توی پوست هندونه میریزیم.


watermelon_choco_cups_(15).jpg

لطفا این عکس و عکس قبلی رو با هم مقایسه کنید.

مشاهده میکنید که با چه سرعتی دسر در حال سفت شدن هست.


watermelon_choco_cups_(16).jpg

پس با سرعت برق و باد، دسر رو توی کاسه ها میریزیم و بعد جهت تکمیل کار، روش چند تا دونه چیپس شکلات گذاشته و هندونه رو تزئین میکنیم.

اینها چیپس های اشکی هستند که میتونید از فروشگاههای لوازم قنادی تهیه کنید. اگر گیرتون نیومد میتونید از چیپس شکلات معمولی استفاده کنید و یا اینکه خودتون با شکلات روی کاغذ روغنی چند تا دونه تخمه هندونه درست کرده و ازش استفاده کنید.

این قسمت از کار یعنی تزئین نهایی هندونه، برای مهدی از لذتبخش ترین قسمت هاش بود!

و صد البته خوردنش!



watermelon_choco_cups_(17).jpg

این تصویر رو بلافاصله از دسر گرفتم. همینطور که میبینید نیازی نیست دسر توی یخچال گذاشته بشه. ژله درجا میبنده و دسر فوری ما آماده است.

این دسر جون میده واسه موقعی که عجله دارید و از قبل هیچی برای مهمونهاتون تدارک ندیدید.

یا اینکه بچه کوچولویی دارید که "همین الان" ژله میخواد!

فقط حواستون باشه این دسر توی یخچال که باشه زیادی سفت میشه لذا بهتره همون موقع سرو بشه. 

اگر دل و حوصله درست کردن کاسه های شکلاتی یا همون پوست هندونه رو ندارید همون دسری که دو سال پیش توی لیوان درست کردم رو آماده کنید.

یک نکته هم در خصوص ژله هندونه بگم. من معمولا هر سال از یکی دو ماه قبل، پست های مربوط به یلدا رو برای سایت آماده میکنم. الان که دارم باهاتون صحبت میکنم چیزی تحت عنوان ژله هندونه تو شهر ما یافت می نشود! نمیدونم چرا ولی الان نیست. پس از هم اکنون به دنبال خریدن پودر ژله هندونه تمام شهرتون رو زیر و رو کنید و اگر هم گیرتون نیومد زیاد به خودتون استرس وارد نکرده و چشم هاتون رو ببندید و یه ژله توت فرنگی بخرید و بعدا هم به روی خودتون نیارید که هندونه نبوده! به احتمال زیاد کسی هم متوجه نمیشه. اگر هم متوجه شدند بهشون قول بدید که برای سال آینده از الان پودر ژله هندونه میخرید و توی خونه انبار میکنید!!!



watermelon_choco_cups_(18).jpg

من هر موقع این پوست هندونه رو میبینم یاد توپ پلاستیکی های دهه 60 می افتم. سبز رنگش دقیقا این رنگی بود! ولی ولش کن؛ واسه ما ها که نوستالژی داره واسه بچه های کوچولو هم که اصلا مفهوم نداره چون دهه شصت رو تجربه نکردند! واقعیتش اینه که حوصله نداشتم شکلات سفید بگیرم و رنگش کنم. بی خیال. توپ پلاستیکی یا پوست هندونه ... مهم اون فاکتور "ثیتر" هست. ترجمه اش چی میشه؟ بذارید ببینم ... یه چیزی تو این مایه ها: امروزه چیزی که تو دنیا مده و کلاس خاصی داره اینه که شما موقع سرو غذا یا دسر، به مشتری یا میهمان تون یه حس متفاوت بدید. یه شو. یه صحنه نمایش. ترجمه اش یه همیچین چیزی میشه.

حالا تصور کنید که شب یلدا هست. شما شکلات رو ذوب کرده و آماده توی چند کاسه ریختید و بادکنک ها رو باد کردید و بستنی و ژله رو هم آماده کنار گذاشتید. به میهمانان نشون میدید که چطور پوست هندونه رو درست کنند. میذاریدشون توی فریزر و 5 دقیقه بعد دسر رو آماده میکنید و سریع توی کاسه ها ریخته و سرو میکنید. تجربه خاطره انگیزی برای میهمانان تون خواهد بود. البته اگر "فودی" باشند؛ یعنی ذوق این جور کارها رو داشته باشند و عاشق تجربه طعم های جدید و متفاوت. 
مهدی واسه این مورد تخصص خاصی داره! یه "شومن" هست واسه خودش. آنچنان با هیجان و آب و تاب همه چیز رو توضیح میده که شما رو هم سر ذوق میاره. خلاصه ما تو این زمینه تو خونه کمبود نداریم. مهدی کنترل کار رو در دست میگیره! 

از الان تمرین کنید و تصاویرتون رو با هشتگ #یلدادسرهندوانه به اشتراک بذارید تا همه ازتون ایده بگیرند.




کپی برداری از مطلب مجاز نمیباشد. لطفا به همین صفحه لینک دهید. متشکرم
براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول را به صورت كامل مطالعه بفرماييد

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...