2010/08/11

پای رطب



يك دسر سالم و بسيار خوشمزه ( از ديد من) و البته در صورتي كه شما هم از رطب خوشتون مياد اين پاي واسه خودتون ساخته شده. يه كراست ترد و يه فيلينگ نرم و كرم مانند كه اصلا توش شكر به كار نرفته و شيرينيش دل رو نميزنه از همه مهمتر گردو ... همه با هم يه پاي خوشمزه رو تشكيل ميده كه به خاطر داشتن هل، عطر خوبي هم داره. و اگه مثل من در نهايت روش هم شير خشك بپاشيد ( به دليل طعم خيلي خوب شير نيدو) ديگه واقعا عالي ميشه.


و حالا ... ماجراهای یک شف ترسو:

ما ناهار دعوت زن دايي حشمتم بوديم و من چون خيلي وقت بود واسه داييم هيچي درست نكرده بودم تصميم گرفتم دست خالي نرم. آخه دايي جعفرم تو كل خانواده تنها كسيه كه مث خودم براي شيريني جون ميده!

من كه مثل آدما زندگي نميكنم كه...فرداش تا ساعت دو و نيم سر كار بودم ( البته مديرمون گفت بايد تا شب بموني ولي من تا آخر وقت كارا رو تموم كردم. از بس بچه زرنگيم. وجدان کاری بیداد میکنه. تازه کار یکی از همکارا بود که رفته مسافرت) واسه همين از شب قبل درستش كردم. گذاشتمش توي يخچال تا جا بيافته! فرداش هم بعد از اداره با ترس و لرز رفتم خونه و روش پودر شير پاشيدم و تندي يه دونه عكس نصفه نيمه گرفتم قبل اينكه گربه شاخم بزنه! جريان ترس و لرز و شاخ چيه؟ حكايت داره. مفصله ولي خلاصه اش اينه:


من صبح كه رفتم توي آشپزخونه كه واسه تغذيه اداره ام خارك بردارم ( خارك همون خرماست فقط يه مرحله قبل از رطب. بعد از رطب هم كه ديگه خرما میشه) ... يه صدايي از پشت آبگرمكن شنيدم... صداي فيس فيس مار! مثل اينكه يه مار بزرگ داشت از آبگرمكن ديواري ( سايز بزرگ) بالا ميرفت. گفتم يا امام زمان تموم شد! در جا مث سنگ شدم و تمام بدنم ميلرزيد. با وحشت از خونه زدم بيرون ... قبل از اينكه به پايين پله ها برسم گزارش كار رو تلفني به آقاي شوهر دادم و گفتم "من دارم ميرم اداره و بعدشم خونه داييم و تا عصر نميام . وقتي برگشتي ترتيب ماره رو بده تا من برگردم". از اونجايي كه هيچ مردي قرار نيست تو اين دنياي وانفسا حرف هیچ زني رو بپذيره. گفت صداي آب توي آبگرمكن بوده كه با فشار بيرون ميومده. ديگه دردسرتون ندم... بماند اينكه تو اداره، مابين كارهايي كه تند تند انجام ميدادم كه قبل از عصر تمومش كنم، سه بار گريه كردم!... آره. اینا همه بماند... آقا حاضر نشدن تنهايي برن خونه و عصري دو نفري رفتيم. منم از همه خانواده ام حلالیت طلبیدم و مشغول الذمه شون کردم كه اگه ديگه منو نديدن خونم گردن آقاي شوهر بوده كه منو با خودش ميبره به خونه مارها!


نتيجه مار گيري چي شد؟


ماكاروني بوده!


نخنديد خب... باور كنيد صداش عين خزيدن مار بود. اين بسته اسپاگتيه رو باز كرده بودم ولي چون شبش عجله داشتم درش رو درست نبسته بودم و جاش هم بد بوده. خلاصه دونه دونه ليز ميخورده از پشت قفسه ميافتاده پايين و ايجاد صداي يه افعي گنده ميكرده... نخنديد خب... بچه كلي گريه كرد سر اين جريان!


من مار زياد ديدم. حتی يك متريم. اصلا هم تا به حال نترسيدم. مارمولك و سوسك و موش رو هم مث آب خوردن به قتل ميرسونم ولي نميدونم چرا اونروز بد ترسيدم در حدي كه تا عصر ميلرزيدم. و مامانم هم تعجب كرده بود كه بچه شجاعش چرا اينقدر ترسو شده!


خلاصه اگه ميبينيد عكسش نصفه نيمه است و زاويه خوبي هم نداره ( آخه من هميشه حداقل 20 تا عكس از چهل زاويه ميگيرم تا يكيش درست در بياد) ديگه خودتون بپذيريد كه يه آدمي كه هر آن امكان داشته مار دور گردنش بپيچه و دستاش ميلرزيده بهتر از اين نميتونسته عكس بگيره. تازه من صرفا واسه اينكه فرضيه آقاي شوهر رو هم امتحان كرده باشم... با شجاعت به محل سمع مار نزدیک شدم و شير آب رو باز كردم و صداي مار از آبگرمكن بلد نشد! پس در عين ترسويي تمام گزينه ها رو هم تست كردم.


اين هم از داستان مار ما.... اون موقع که من داشتم قالب تهی میکردم همه تو خونه داييم مسخره ام كردن! مثلا زن دايي مژگانم ميگفت: " اين صداي مار كه ميگي يعني چي؟ يعني میگفت : من مارم!".... حالا شما نخندید خب گناه داره بچه

بگذريم... در عين حالي كه شرايط سختي حكم فرما بود... از طعمش لذت كافي برده شد


براي كراست:

كره 100 گرم

آرد يك و نيم ليوان

وانيل 1 ق چ

شير 2 ق غ

براي فيلينگ:

رطب 2 ليوان

هل 1 ق چ

تخم مرغ 1 عدد

قهوه فوری 1 ق غ

نشاسته 1 ق غ

گردو نصف ليوان





شيوه صحيح درست كردن خمير پاي رو كه بلديد. يعني بايد بلد باشيد چون چند تا، تا به حال درست كرديم. مهم ترين نكته اش چي بود؟ ( تو كامنت ها بنوسيد ببينم بچه هاي خوبي بوديد يا نه)


فقط دقت كنيد مخصوصا الان كه تابستونه حتما كره سرد باشه. از توي يخچال ( نه فريزر) بيرون آورده و خوردش ميكنيم و باهاش خمير درست ميكنيم. به خاطر وجود شير ، يه خمير فوق العاده لطيف بدست مياد. پس حواستون باشه زياد آرد نريزيد. البته آردش مناسبه ولي اگه ديديد خیلي شله.. چون آردها جنسشون فرق ميكنه.. كمي آرد اضافه كنيد. ولي در كل خميرش خيلي نرمه. زياد آرد نريزيد كه خرابش ميكنه. بعد به شكل ديسك درش آورده و میذاريم توي يخچال به مدت نيم ساعت.


با وردنه خمير رو باز كرده و به همون روشي كه گفتم به قالب منتقل ميكنيم. بعد هم كه مثل هميشه با چنگال آبكشش ميكنيم. خيلي مهمه يا بايد آبكش شه يا "بلايند بيك". پس خوب سوراخ سوراخش كنيد كه يه وقت پف نكنه.


از ده دقيقه قبل فر رو روي درجه 180 سانتيگراد 350 فارنهايت قرار ميديم. و قالب رو در فر ميذاريم به مدت 15 دقيقه.





براي فيلينگ... هسته رطبها رو ميگيريم. رطبهاي من خيلي شيره دار بودن ولي اگه واسه شما خشكه بايد حتما توش ربع ليوان شیره خرما بريزيد. اگه كسي ميخواد از خرما استفاده كنه بايد از شيوه استيكي ديت كيك كه آموزش دادم استفاده كنه.

اگه از هل خوشتون نمياد ميتونيد از دارچين يا زنجبيل استفاده كنيد.

همه مواد به جز گردو رو خوب با همزن ميزنيم تا تخم مرغش خوب مخلوط شه و يه كرم يكدستي بشه.

در نهايت گردوها رو توش ريخته و با قاشق چوبي مخلوطش ميكنيم




روي كراست ريخته و توي فر قرار ميديم به مدت نيم ساعت. فقط حواستون باشه كه اگه داشت رنگ كراستتون تيره ميشد... يا رنگ فيلينگ تيره ميشد... حتما از فر درش بياريد يا دماش رو كم كنيد چون داره ميسوزه!


بعد بايد بره توي يخچال تا خوب ببنده و بعد قالبي برش بخوره





من روش پودر شير خشك نيدو پاشيدم. يعني با الك. ولي شما ميتونيد پودر قند بپاشيد. يا پودر نارگيل يا بادام يا گردو يا پسته يا ....


طعمش خوب ميشه... آقاي مارگير در حال رانندگي يه اسلايسش رو خورده، و تا برسيم خونه "ممممممممممممممممممممممم" ميفرمودند!

چيز خوبي ميشه. واسه افطاري هم مناسبه.


Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...