2012/05/10

كيك عروسي دكتر نگار



عروسي دكتر نگار (قل دوم دكتر بهار) نزديك بود. داشتيم در مورد سفارش كيك عروسي صحبت ميكرديم كه نگار گفت تصميم نداره واسه عروسيش هم كيك بزرگ چند طبقه سفارش بده. منم گفتم حالا كه ميخواي كيك كوچيك سفارش بدي پس من يه دونه درست ميكنم. بگذريم از اينكه نگار نپذيرفت و بارها تاكيد كرد كه با بچه كوچيك نميتوني (كه البته حق داشت). بعد از سبك سنگين كردن به اين طراحي رسيدم. يعني يه كيك تاپر كه توي سه هفته اي كه فرصت بود كم كم آماده اش كردم و يه طرح ساده واسه خود كيك كه نياز به اعصاب آروم نداشته باشه و با "صداي گريه مداوم" از كيفيت كار كم نشه!




آيا تو خانواده كسي رو داريد كه هر وقت هر كس هرچي بگه سريعا ازتون دفاع كنه و هميشه باعث افزايش اعتماد به نفستون باشه؟ (مثال: طيبه چه خوشگل شدي!     نگار: نخيرم دختر عمه ام همييييييشه خوشگل بوده!) آره اون يك نفر واسه من دكتر نگاره!




جاتون خالي از اون عروسيهايي كه همه چيز زيبا و عاليه و آدم در همه موارد رضايت كافي داره.




توي باغ نور كافي براي عكاسي نبود با اين وجود من سعي كردم حس و حال عروسي رو بهتون منتقل كنم




كيك از سه طبقه تشكيل شده بود
طبقه زيرين: يك لايه كيك شكلاتي و يك لايه كيك شكلات و قهوه با فيلينگ كرم اسپرسو
طبقه وسط: يك لايه كيك شكلات قهوه و دو لايه كيك وانيلي با فيلينگ كرم بادامي
طبقه بالايي: چهار لايه كيك وانيلي با فيلينگ كرم نارگيلي
كاور كيك باتركريم آلماني موزي


ابتدا من دو بار اين كيك و يك بار اين كيك رو دو شب مونده به عروسي در قالبهاي مختلف درست كردم. بعد از اينكه كيكها سرد شدن توي فويل آلومينيوم پيچيده و گذاشتم يخچال
فرداش دو برابر از رسپي باتركريم آلماني رو درست كردم (قصد داشتم كل كيك كم شيرين در بياد پس از اين باتركريم كه كم شيرينه استفاده كردم)
من هميشه كيك ها رو توي قالبهاي جداگانه درست ميكنم كه ديگه افقي برش نزنم.
 به كيكها شربت دادم (نسبت يكسان از آب و شكر به اندازه اي كه كمي بجوشه)
و لايه لايه با فيلينگهاي مختلف كار كردم و هر كدوم رو گذاشتم فريزر تا سفت شن
دليل اينكه هر طبقه رو جدا كار كردم اينه كه يخچالم سايد باي سايده و محدوديت جا دارم. هر طبقه رو روي پليت كفي قالبهاي پاي جدا شونده هايي كه دارم قرار دادم كه بعد كار حمل و نقل و مونتاژ راحت باشه.

كيكها رو "كرام كوت" كردم و گذاشتم توي يخچال واسه روز عروسي و تزئين نهايي (آخه من به خاطر بچه نميتونستم يكباره همه كارها رو يكجا انجام بدم)
شيوه و مراحل تزئين كيك رو اينجا توضيح دادم. براي همه كيكها از همين روش استفاده كردم. البته لزومي نداره زير كار صاف و صوف باشه اما خب صاف باشه بهتره چون نهايتا از تميز بودن كار اطمينان خواهيم داشت.

يه تجربه رو هم واستون تعريف كنم خيلي به دردتون ميخوره:
آقا ما داشتيم كيكها رو كاور ميكرديم... از بد روزگار بازم برق رفت. من همه چيز رو سريع گذاشتم تو فريزر و منتظر شدم برق بياد. نشون به اون نشون كه چهار ساعت گذشت و هيچي. آخر شب كه برق اومد ما رفتيم سر فريزر و كيكها و كرم رو بيرون آورديم كه كار كنيم ديديم باتركريم سفت شده و نميشه باهاش كيك رو كاور كرد.
خب من هميشه هر مدل باتركريمي كه درست ميكنم خوب از آب درمياد و وقتي دوستان مينويسن كه باتركريمشون خراب ميشه من فقط با توجه به مطالعاتي كه دارم پاسخ ميدم كه به هم زدن ادامه بديد فرم ميگيره. اما اينبار به خاطر اين يارو برقه فضيلتي بود ما موفق شديم اين تجربه سوپ شدن باتركريم رو كسب كنيم.
خيلي فرايند جالبيه... باتركريم به اون خوشگلي همچين داغون ميشه آش و لاش كه آدم درجا افسردگي مياد سراغش. اما از اونجايي كه انسان بايد ايمانش قوي باشه.... توكل بر خدا اينقدر هم ميزنيم تا سوپه از رو بره. با اجازه تون بعد از يك ربع هم زدن يه كرم لطيفي بدست اومد كه آدم ذوق ميكرد فقط بشينه نيگاش كنه. پس شما اين نصيحت مادرانه رو از من داشته باشيد... هر وقت باتركريمتون بريد و سوپ شد فقط با ايمان به اينكه هيچ باتركريمي در دنيا وجود نداره كه خراب شه؛ بعد از چندين نفس عميق شروع كنيد به هم زدن و آوازهاي مورد علاقه تون رو زمزمه كنيد كه دلهره تون منحرف شه به يه سمت ديگه. خلاصه اينكه من تضمين ميكنم جواب ميده. اون مايع آب كره اي كه من ديدم هر كسي غير از خودم بود و ايمانش به اندازه من قوي نبود درجا ميريختش دور بس كه قيافه اش زشته و عذر ميخوام مثل سه نقطه ميمونه. ايمان. فقط ايمان داشته باشيد.



روز عروسي سه طبقه رو مونتاژ كردم. چون باتركريم سفت ميشه راحت ميشه كيك رو به سادگي روي طبقه پايينيش گذاشت بدون اينكه آخ بگه
براي تزئين يك و نيم برابر رسپي باتركريم آلماني رو مجددا درست كردم (هميشه پيشنهادم اينه كه دقيقا زماني كه قراره تزئين كنيد فراستينگ ها رو آماده كنيد. مخصوصا اگه فراستينگتون باتر كريم باشه)
از ماسوره ساده با سايز متوسط استفاده كردم
مقداري از باتركريم سفيد رو توي قيف ريختم و روي طبقه بالايي توپهاي نامنظمي به سايزهاي مختلف با فاصله ايجاد كردم
سه قاشق از باتركريم سفيد رنگ رو كنار گذاشته و بقيه رو با رنگ ژلي صورتي به يه تم ملايم رنگ كردم
حالا چند تا توپ صورتي ملايم لابه لاي توپهاي سفيد كار كردم. اين از طبقه بالايي

نكته: من هميشه موقع تزئين كيك يه كاسه پر از يخ كنار دستم ميذارم و مرتب چند تا تيكه يخ دست ميگيرم كه حرارت دستم پايين بياد و حرارت دستم باعث ذوب شدن كرم و خراب شدن كار نشه

حالا با همون تم ملايم صورتي طبقه مياني رو كار كردم. با فاصله و نا منظم. با سايزهاي مختلف

جالبه كه هر از گاهي كه آقاي شوهر بچه بغل از جلوي كيك رد ميشد؛ از قيافه اش معلوم بود كه اميدي نداره اين كيك چيز جالبي از آب دربياد. البته هيچي نميگفت كه من روحيه ام خراب نشه. ولي خب بر خلاف هميشه كه قيافه هيجانزده اي داره اينبار ميشد نا اميدي رو تو چهره اش ديد. البته من كه خودم به خودم اعتماد دارم و ميدونستم نهايتا قراره چي بشه با خيال راحت كار رو ادامه ميدادم . اينا رو واستون نوشتم كه بلكه يه همچين شرايطي واستون رخ بده؛ روحيه تون رو هميشه حفظ كنيد.


وقتي طبقه مياني تمام شد باز سه قاشق از اين كرم كنار گذاشتم و يه تم صورتي رو پر رنگتر كردم
با اين صورتي به صورت رندم چند تا توپ روي طبقه مياني كار كردم و همچنين با رنگ سفيد. سايز توپها هم بايد مختلف و البته كوچكتر از توپهاي بيس كار باشه
حالا رندم روي طبقه پاييني از اين تم صورتي كار كردم. البته قسمت بالايي كيك و بعد مجددا كرم رو يه تم تيره ترش كردم و كل كيك رو با اين رنگ جديد پوشش دادم
البته با اين رنگ تيره تر بيشتر قسمت پاييني كيك رو كار كردم
نهايتا با كرم صورتي تم روشنتر مجددا توپهاي با سايز مختلف به صورت رندم روي اين طبقه هم اجرا كردم و بعد با تم صورتي پر رنگ قسمت بالايي كيك و كمي هم طبقه مياني رو توپ هاي صورتي پر رنك كار كردم
به اين صورت كيك ما از پايين به بالا به تدريج رنگش سفيد ميشه (اگه متوجه نشديد چي گفتم زياد خودتون رو اذيت نكنيد. هدف اينه كه دستتون بياد كه قراره كيك يه جوري تزئين شه كه از صورتي به سفيد برسيم)
ديگه تمامه. بيسكويت عروس و داماد رو روش قرار دادم و زير پاشون هم كمي پودر نارگيل پاشيدم


و در اين لحظه بود كه آقاي شوهر فرمودن: منجستر يووووووونايتد!

خيلي لذت بخشه آدم قيافه خوشحال و هيجانزده ديگران رو ببينه. چه تو خونه و چه توي مراسم عروسي. تمام خستگي از تنت بيرون ميره


من تو دنيا فقط چهار تا دايي دارم و علاقه خاصي هم به بچه هاي داييهام دارم. يعني خيلي خيلي خيلي دوستشون دارم. به خاطر نوه اول خانواده بودن تفاوت سني زيادي با بقيه بچه ها دارم اما خوشبختانه سه تا از دختر داييهام زياد با من فاصله سني ندارن. اينه كه با دكتر نوشين و دكتر بهار و دكتر نگار حسابي صميمي هستيم. متاسفانه به خاطر بارداري كار زيادي براي عقد نگار از دستم بر نيومد و واسه عروسيش هم كه بچه كوچيك تو دست و پام بود. باز حداقل درست كردن اين كيكه  هرچند ساده؛ يه كم خوشحالم كرد.
نگار خيلي خوش سليقه است و از آرايش و مو و لباس گرفته تا سفره همه چيز بسيار زيبا بود. اما من مرده اين دسته گله شدم
از صميم قلب براي عروس و داماد آرزوي خوشبختي ميكنم


بازم طبق معمول كيفيت عكسها در حدي نبود كه بتونم زيبايي كيك رو به خوبي نشون بدم اما از كيك تاپر عكسهاي بهتري دارم كه در پست بعدي به طور مفصل بهش خواهيم پرداخت

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...